وظایف معلم در برابر دانش  آموز

 

 

 

از ره پنهان صلاح وکینه ها           

 می رود از سینه ها در سینه ها

 

صحبت طا لح تو را طا لح کند

صحبت صالح تورا صالح کند

 اگر معلم به وظایف خویش به درستی آگاه باشد و از نحوه رفتار و کردار و شیوه های خویش مراقبت لازم را به عمل آورد در این صورت می تواند انسانی صالح و شایسته به جامعه تحویل دهد ودر غیر این صورت وبخصوص که اگر به معلمی به عنوان شغل نگاه شود ، کسانی که تحویل جامعه داده می شوند دردی از جامعه را درمان نمی کنند وبعلاوه به مشکلات جامعه نیز اضافه می نمایند .

معلم باید با آگاهی بر وظایف خود که  - البته این وظایف متنوع وبسیار است – در فراگیران ودانش آموزان انگیزش ورغبت به درس خواندن را فراهم آورد به نحوی که این فرد در آینده بتواند در هر جایگاهی که قرار می گیرد برای خود وجامعه مفید باشد .

اگر اکنون در جامعه با مشکلات و ایرادات متعدد روبرو هستیم می توان یکی از عوامل این مشکلات را در سیستم آموزش وپرورش ودر معلمان جستجو کرد .

اینک چند نمونه از وظایف معلمان در برابر دانش آموزان

 

ایجاد انگیزش در فراگیران:

انگیزه تابعی از چند عامل می باشد:

 1 -  انتظارات هنگام ارزیابی،

 2 -  میزان اختیارات،

  3 - ماهیت فعالیت کلاسی،

انگیزش درونی از تمایلات دانش آموز ناشی می گردد و انگیزش بیرونی به شرایطی که در محیط وجود دارد، وابسته است، این دو می توانند اثرات متفاوتی بر احساس های فردی دانش آموزان در فعالیت های درسی، خلاقیت و شکوفایی استعداد آنها اثر بگذارد، وقتی افراد به این واقعیت برسند که خود انگیخته و شایسته اند، انگیزش تحقق می یابد معلمان غالباً با چگونگی پیشبرد انگیزش بیرونی از قبیل:

 پاداش دادن،

 جشن ها و اردوها

وحتّی اخطارهای متداول آشنایی دارند

 و از این ها برای عملکردهای شایسته و نگرش های مشارکتی کمک می گیرند امّا تلاش در جهت شکوفایی انگیزه های درونی به ظرافت ویژه ای نیاز دارد و این موضوع یک مسأله روان شناختی بوده و به موقعیت های متفاوت بستگی دارد در واقع افراد زمانی به طور بیرونی برانگیخته می شوند که به خاطر پاداش و اجتناب از موقعیت منفی به کاری اقدام کننده، در مقابل بر انگیختگی زمانی درونی است که اشخاص به دلیل تمایل درونی به انجام دادن موفقیت آمیز تکلیف، به آن عمل کنند بدون توجه به این که با پاداش و تنبیهی همراه باشد و دانش آموزان زمانی به این رویکرد علاقه بروز می دهند که احساس شایستگی کنند و معلم باید چنان محیطی بیآفریند که تصورات شاگردان را از شایستگی و کنترل خود افزایش دهد، برای رسیدن به این منظور باید اصولی رعایت گردد:

 1 -  ایجاد محیط کلاس قابل پیش بینی،

  2 - یافتن تعادلی بین تکالیف تحصیلی درگیر کننده و متوسط و بوجودآوردن فرصت هایی برای دانش آموزان در این باره که به رشد شایستگی آن ها منجر خواهد شد،

 3 - تدارک حمایتهای آموزشی لازم برای دانش آموزان   که علاوه بر روش گفتاری معلم باید از الگودهی، تقسیم تکلیف و تجزیه اهداف استفاده کند،

  4 -  معلم فرصت هایی را ارائه دهد تا دانش آموزان در انتخاب نوع یادگیری آزاد باشند که باید راهنمای آنان بود و تشویقشان کرد تا انتخاب های آسان را برگزینند،

 5 -  همچنین معلم بهتر است به جای مقایسه کردن دانش آموزان با یکدیگر، شایستگی آنان را از طریق نشان دادن میزان رشد و پیشرفت که در یک دوره معین رخ می دهد کشف کند و یا به او نشان دهد که تا چه حد و مقدار به ملاک های از قبل تعیین شده رسیده و یا ناموفق بوده است.

 6 - آخرین اصل به معلمان پیشنهاد می کند که هراز چندگاهی به فعالیت ها و دروس بعدی تازگی بخشند و آن را به صورت غیر منتظره درآورند، اجرای این روش علاقه دانش آموزان را به درس و فعالیت های کلاسی افزایش خواهد داد.

مراقبت های رفتاری:

1 -   معلمان باید فرصت های زندگی را غنیمت شمرده و از لحظه های عمر استفاده بهینه ببرند، واز   فصاحت کلام، بلاغت و مبانی تعلیم و تربیت بهره کافی بدست آورند.

2 -  در شیوه هایی که اتخاذ می کنند روش اعتدال را پیش گیرند و از افراط و تفریط بپرهیزند،

3 -  در برخورد با دانش آموزان و در هنگامی که با مشکلات و ناگواری های آموزشی روبرو می گردند خشم و غضب را تحت کنترل عقل خویش گرفته و برخوردهای منطقی، برهانی و متین را جایگزین تصمیم گیری های عجولانه و هیجانی بنمایند،

4 -  برای شاگردان نمونه عقل و وقار باشند و ذهن آنان را برای درک مسایل آموزنده با استفاده از بهترین و نزدیکترین راه و روش آماده سازند و از احتمالات بعید و تکلّف آمیز، دوری کنند،

5 - دروس را قبل از تشریح برای دانش آموزان حاضر و آماده سازند و برای تصحیح الفاظ و سخنان خود و نیز در تفحص و تحقیق در مبانی دروس به آثار مورد نیاز مراجعه کنند.

6 - به دانش آموزان یاد دهند که چگونه مفاهیم علوم را درک کنند، پیرامون آنها اندیشه نمایند، درباره مضامین درسی بحث کنند و عادت کنند در این خصوص خود پژوهش نمایند و قادر باشند مسایل را با برهان صحیح اثبات کنند،

7 - تعصّب، جمود و تحجر را از ذهن خود و دانش آموزان خالی کرده و اندیشه را به انصاف و رعایت منطق بیارایند.

تشویق و تنبیه :

 در مسیر آموزش و پرورش و هر حرکت تربیتی و ارشادی تشویق و تنبیه امر لازمی به نظر می رسد .

 انسان نیز بطور غریزی از تشویق، حمایت و پاداش لذت می برد و از مجازات، تنبیه و جریمه روی گردان است .

 جایزه دادن، ستایش و تقدیر، احترام و ابراز علاقه و حمایت های عاطفی از اموری هستند که دانش آموزان را به سوی تلاش های آموزشی و پرورشی سوق می دهد.

 در فرهنگ اسلامی نیز این اصل مطرح است و مفاهیمی چون بشیر و نذیر، سختی و آسانی(عسر و یسر)، دوزخ و جنّت مجازات های قضایی، جزایی و جنایی، سود و زیان، کفاره گناهان، بیم و امید، مکافات عمل از جنبه تنبهی حکایت دارد.

 ولی در تنبیه باید نکاتی را مورد توجه قرار داد

1 -  یکی این که غالباً باید از نوع خود عمل باشد،

2 -  دیگر این که تنبیه باید جبران کننده کمبود عمل و تلاش و مکمّل وظیفه ای باشد که در آن کوتاهی شده است،

3 -  معلم باید شرایطی را فراهم سازد که دانش آموزان از غفلت، نسیان، بی تفاوتی و راحت طلبی بیرون آیند و با درک ارزش تحصیل و مدارج علمی و کرامت های اخلاقی آنان را برای اهتمام در درس و کوشش های کلاسی مهیا سازد.

4 - در تنبیه باید به عواقب و عوارض آن توجه داشت، اعتدال و رعایت انصاف و نیز مساوات قائل شدن امری ضروری در این مورد است.

 

روان شناسی امروز و نیز یافته های تربیتی تنبیه بدنی را نهی نموده اند. البته جدّیت و قاطعیت، حسابی جداگانه دارد.

 کارنکو می نویسد: در مورد کیفیت ابراز محبت، تنبیه، صدور دستورات، تشویق، دادن انواع امتیازات، اغماض و گذشت و سخت گیری ها، زیاده روی هایی به چشم می خورد اما وقتی گفتگو از روش تربیتی است باید تمام این اشکال جای خود را به موازینی بدهند که جنبه اساسی تر، یگانه تر و ضروری تر دارند، مربیان باید تا آنجا که امکان دارد روش آرام، یک نواخت و محبت آمیزی پیش گیرند ولی در عین حال در کار خویش متین و جدّی باشند، معلمان می توانند هر قدر که امکان دارد با دانش آموزان خود مهربان شوند اما باید سیر آموزش به گونه ای برنامه ریزی گردد که شاگردان در اجرای دستورات و تکالیف آنها هیچ گونه مسامحه و کوتاهی نکنند و نظارت، بررسی، مراقبت و ارزشیابی مستمر می تواند توأم با برخوردهای عاطفی اجرا گردد. معلم در برخورد با شاگرد باید مراحل رشد متعلّم، وضع بدنی، روحی، انگیزه ها، علایق و خلق و خوی او را در نظر گیرد و با کشف دقیق آنها، راه حل مؤثری بدست آورد، همچنین او باید با شاگرد به گونه ای رفتار کند که از اهداف تربیتی فاصله نگیرد .

 حضرت علی(ع) می فرماید:

« زیادی روی در ملامت آتش لجاجت را شعله ور می سازد.»

بنابراین باید کوشید تنبیه و انتقاد از دانش آموز به صورت کنایه ای، تعریضی و غیرعلنی باشد در غیر این صورت موجب پرده دری، خلاف کاری افزون تر و جرأت بیشتر متعلّم در کوتاهی از وظایف می گردد.

 

 

تدریس سودمند:

معلم برای بیان مطالب علمی، آموزشی و اصولی لازم است از عبارت پردازی های خسته کننده و ساختگی پرهیز نماید و از کلمات ساده، روشن و قابل درک استفاده کند.

حضرت علی(ع) فرموده اند:

«بهترین کلام آن است که از حسن نظام برخوردار بوده و عموم مردم و خواص آن را بفهمد  »

و نیز به فرمایش آن امام همام،

 «کلامی بهتر است که مستمعین برای درک آن به زحمت و مشقت نیفتند»

 

ضرورت دارد معلم

1 -  ضمن تقویت رفتار مناسب داخل کلاس و پروردن محتوا در جریان دروس، موضوع را به معلومات و تجارب قبلی شاگردان متصل کند .

 2 - شاگردان را تشویق می نماید که همکارانه تلاش نمایند و به یکدیگر یاری دهند .

3 - بدون نگرانی سؤال نمایند و در دروس سهیم گردند.

4 - معلمان توانمند احساس هدف مندی مدرسه رفتن و درس خواندن جدی و نیز استفاده بهینه از فرصت بدست آمده را به شاگردان گوشزد می کنند.

5 - تمرکز حواس، سرعت یادگیری و انجام تکالیف و وظایف مورد نظر را به موقع به آنها می آموزند.

6 - برنامه های درسی باید به شاگردان کمک کند که چه گونه استعداد خود را بروز دهند، مهارت های لازم را به دست آورند،

7 -  نقش اجتماعی خویش را در جامعه بیابند و معلومات، نگرش، ارزش ها و یافته های علمی را درست و منطقی در مسیر زندگی فردی و جمعی بکار گیرند.

وقتی تدریس منسجم باشد، ترتیب و توالی معنادار در آن رعایت گردد، محتوا به طور اصولی گزینش شود، هدف فوق زودتر بدست می آید، معلمان با بصیرت

در هنگام ارائه دروس با دادن توضیحات،

 ذکر مثال و شواهد، موضوع را اثبات می کنند و ضمن سازماندهی و مرحله بندی علاقه به محتوا را بین فراگیران تقویت می نمایند.

مشارکت دانش آموزان در امر تدریس نیز اهمیّت فوق العاده ای دارد، این برنامه فواید زیادی دارد از جمله آن که آنها را وادار می کند درس را به دقت گوش دهند، از روی فکر و تأمل سؤال کنند و مشکلات درسی خویش را مطرح نمایند و فضای صمیمی و توأم با آرامش بر کلاس حاکم نمایند. 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1391ساعت 22:57  توسط  حجاری جهرمی   |