|
برادر جان بصیرت لازم است .....
طبق نظر کارشناسان و دانشمندان اگر شما یک قورباغه را داخل آب در حال جوش یا داغ بیاندازید به محض تماس با آب وضعیت را نخواھد پسندید و فورا بیرون می جھد، ولی اگر ھمان قورباغه را در یک ظرف پر از آب سرد قرار دھید و آب را روی آتش بگذارید تا کم کم بجوشد قورباغه با اینکه احساس گرما خواھد کرد ولی زمانی از جوشیدن آب آگاه خواھد شد که جان خود را از دست داده و کاملا پخته است این ھمان کاری است کھ دشمن با ما می کند...
ما می توانیم تغییرات ناگھانی را بفھمیم و متقابلآ عکسالعمل نشان دھیم اما وقتی این تغییرات در دراز مدت انجام می شوند وقتی متوجه می شویم که دیگر خیلی دیر است .یادمان باشد، نه عادت ھای بد یک شبه وجود کسی را فرا می گیرد و نه کسی یک شبه فرد دیگری می شود، ھمه چیز پله پله انجام می شود. مھم این است که گرم شدن آب را ھمین حالا احساسکنیم
آیا ما و نسل بعد از ما در جریان آب سردی کھ بھ تدریج درحال گرم شدن است قرار داریم...؟؟؟
اگر فردا صبح از خواب بیدار شوید وببینید کھ بیست کیلو چاق شده اید نگران نمی شوید؟ البتھ کھ می شوید! سراسیمھ بھ بیمارستان تلفن می زنید :الو ،اورژانس،کمک،کمک ،من بیست کیلو چاق شده ام ! اما اگر ھمین اتفاق بھ تدریج رخ بدھد، یک کیلو این ماه،یک کیلو ماه آینده و... آیا بازھم ھمین عکس العمل را نشان می دھید؟ نھ! با بی خیالی از کنارش می گذرید ... برای کسانی کھ ورشکستھ می شوند،اضافھ وزن می آورند یا طلاق میگیرند یا آخر ترم مشروط می دنوش و یا....! این حوادث دفعتا اتفاق نمی افتد یک ذره امروز،یک ذره فردا و سر انجام یک روز ھم انفجار و سپس می پرسیم :چرا این اتفاق افتاد؟ زندگی ماھیت انبار شوندگی دارد.ھر اتفاقی بھ اتفاق دیگر افزوده می شود، مثل قطره ھای آب کھ صخره ھای سنگی را می فرساید. حواسمان باشد کھ شھدا برای چھ جنگیدند... حواسمان باشد اگر انقلاب اسلامی میخواھیم.... حواسمان باشد اگر....
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۱ساعت 0:0  توسط حجاری جهرمی
|
چگونه میتوان مصرف کالاهای داخلی را به فرهنگ تبدیل کرد؟
حفظ فرهنگ اصیل ایرانی، عمقی شدن نگاه مسؤولان به مقولهی خطر
نامریی هجمهی فرهنگی همچنین توجه به صدمات اقتصادی و تجاری که توسط ورود کالاهای
خارجی به کشور تحمیل می شود نیازمند توجه و بازبینی است. - مهندسی
فرهنگی مصرف -
بسیج عمومی مصرف داخل - آگاهی
بخشی نسبت به مصرف - تعمیق
نگاه قرآنی دوری از اسراف - عدم
تبلیغ کالای خارجی تبلیغ برتری کالای خارجی امری ریشه دار در میان مردم است که از دوره گذشته ریشه میگیرد. باید اذهان را نسبت به فاصله این تبلیغات تا واقعیت هوشیار کرد. بالا بردن کیفیت تولیدات داخلی و داشتن تنوع و ضمانت عملی در کالاها همه از مواردی است که از رغبت مردم به کالاهای خارجی خواهد کاست. - بازتعریف
سبک زندگی ایرانی - جدی
گرفتن مقوله جنگ نرم - تحقق
شعار ما میتوانیم - نظارت
بر قوانین قدیمی
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۱ساعت 23:59  توسط حجاری جهرمی
|
جنگ نرم در سخنان بنیان گذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی ( رحمت الله علیه ) این مطلب از سایت آموزش و پرورش فارس گرفته شده است . بدون شک امام خميني (ره) يکي از بزرگ ترين رهبران ديني تاريخ بشريت است. رهبري خردمندانه و هوشيارانه ي اين شخصيت بزرگ در ميان غير معصومين منحصر به فرد بوده است.يکي ازويژگي هاي خاص امام خميني (ره) قدرت تحليل بالاو پيش بيني دقيق موضوعات و تحولات بعدي با حداقل خطا است که موجب شده تا امام درطول حيات مبارزاتي خود کمتر دچار اشتباه شود و به گواهي بسياري از آگاهان برخي اشتباهات صورت گرفته نيز از سوي ديگران به امام تحميل گرديد.
از سوي ديگر موضوع جنگ نرم، از جمله مسائلي است که امروزه به يکي ازمباحث داغ و جدي در ميان صاحب نظران تبديل شده وبسياري معتقداند،که در عصر ما جنگ نظامي جاي خود را به جنگ نرم داده .
شايد يكي از سوالاتي كه مطرح شود اين باشد كه آيا در كلام و انديشه امام خميني(ره) به عنوان يك رهبر تيزهوش و آگاه ديني، به موضوع جنگ نرم نيز اشاره شده است يا نه؟ امام خميني(ره)، در طول دوران حيات مبارزاتي خود، همچنان كه به ابعاد مختلف مبارزه توجه كامل داشت، به جنگ نرم، شيوه هاي آن و ابزارهاي مورد استفاده در آن نيز در مقاطع مختلف توجه نشان داده هر چند كه واژه جنگ نرم در كلام امام خميني(ره)، هرگز استفاده نشده.
اهداف دشمن در جنگ نرم از ديدگاه امام خميني(ره):
امام خميني(ره)، به عنوان رهبري آگاه به مباني جنگ نرم، يكي از راههاي مهمي كه دشمن از طريق آن جهت ضربه زدن به اسلام و انقلاب اسلامي اقدام خواهد كرد را استفاده از روش هاي جنگ نرم عنوان مي كنند. ايشان در يكي از سخنراني هاي خود، ياد آوري مي كنند كه :«آمريكا با زور سرنيزه به ميدان نمي آيد، بلكه با قلم به ميدان مي آيد.» و به اين ترتيب، شيوه جنگ غرب عليه اسلام را پيش بيني مي نمايد
ايشان خاطر نشان مي كند كه نبايد از قدرت نظامي دشمن ترسيد: «عزيزان من! ما از حصر اقتصادى نمىترسيم، ما از حمله نظامى نمىترسيم، آن چيزي كه ما را مىترساند وابستگى فرهنگى است، ما از دانشگاه استعمارى مىترسيم.»
به اعتقاد امام خميني(ره)، دانشگاه و رسانه، دو عنصر اساسي و محوري در پيمودن راه سعادت يا رفتن به سمت شقاوت است.
جنگ نرم و دانشگاه ها ايشان در اين زمينه مي فرمايند:
«اما در دانشگاه ها نقشه آن است كه جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزش هاى خودى منحرف كنند و به سوى شرق يا غرب بكشانند و دولتمردان را از بين اينان انتخاب و بر سرنوشت كشورها حكومت دهند تا به دست آنها هرچه مى خواهند انجام دهند.»
امام خميني(ره) كه در بيان دقيق خود، رمز مشكلات موجود در جوامع مسلمين را كشف كرده است، تنها راه مبارزه با اين تهاجم را اسلامي كردن دانشگاه ها و توجه به مسائل تربيتي و متعهد بار آوردن دانشجو مي داند.
جنگ نرم و رسانه: عرصه رسانه نيز يكي از مهمترين ميعادگاه هاي دشمن براي ضربه زدن به اسلام و آموزه هاي روحبخش آن است.
ايشان، در وصيت نامه سياسي ـ الهي خود، از نقش تلويزيون در تغيير هنجارهاي جامعه و ايجاد دگرگوني در فرهنگ جامعه سخن مي گويد. در باور امام، راديو و تلويزيون و سينماي فاسد، از يك جامعه مولد، يك جامعه مصرف گرا و شهوت خواه مي سازد و اين دقيقا همان چيزي است كه دشمن به دنبال آن است.
با اين همه رسانه، تنها به سوي راديو تلويزيون معطوف نيست. امام خميني(ره) به نقشي كه روزنامه ها و مجلات در جنگ نرم دشمن عليه ما ايفا كرده اند نيز توجه داشتند
جنگ نرم و منافقين : امام خميني(ره) حتي از امكان نفوذ و رسوخ افراد منحرف در ميان علماي ديني و حوزه هاي علميه نيز سخن مي گويد و از متوليان امر مي خواهد تا متوجه حضور افراد منحرف حتي در ميان حوزه هاي علميه ديني نيز باشند. امام راحل، در اين خصوص مي فرمايند: «يكى از راههاى با اهميت براى مقصد شوم آنان و خطرناك براى اسلام و حوزه هاى اسلامى نفوذ دادن افراد منحرف و تبهكار در حوزه هاى علميّه است كه خطر بزرگ كوتاه مدت آن بدنام نمودن حوزه ها با اعمال ناشايسته و خطر بسيار عظيم آن در درازمدت به مقامات بالا رسيدن يك يا چند نفر شيّاد و ضربه زدن به اسلام است.»
امام در توصيه اي مي گويند: « توصيه اينجانب آن است كه دانشگاهيان و جوانان با روحانيان و طلاب پيوند دوستى و تفاهم را محكم تر و استوارتر سازند.»
امام روشنفكران خودفروخته و متحجرين خشك مغز و متعصب را، مهم ترين گروه ها براي سوء استفاده دشمن مي دانند.
از گروه اول به عنوان ابزار سيتز با باورهاي عميق ديني مردم و از گروه دوم به غرض زير سوال بردن مباني ديني و اعتقادي استفاده ابزاري صورت مي گيرد.
از توطئه هاي مهمي كه در قرن اخير، خصوصا در دهه هاي معاصر، وبه ويژه پس از پيروزي انقلاب آشكارا به چشم مي خورد، تبليغات دامنه دار با ابعاد مختلف براي مايوس نمودن ملتها از اسلام است .گاهي ناشيانه و با صراحت بيان مي کنند احكام اسلام كه 1400 سال قبل وضع شده است نمي تواند در عصر حاضر كشورها را اداره كند و با اين بهانه ها اسلام را از حکومت جدا مي کنند.
جنگ نرم و نگاه هوشمندانه :
امام راحل، بعد از بيان همه مسائل فوق،
در يك توصيه اساسي به نيروهاي خودي، وحدت كلمه و بيداري و هوشياري در برابر توطئه
هاي دشمن را مهمترين عامل پيروزي عنوان مي كند. ايشان مي فرمايند:
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۱ساعت 23:33  توسط حجاری جهرمی
|
روشنان زندگی: روز معلم گمنامان آشنا روز معلم، روز بزرگداشت عشق و ایثار است. تجلیل از کسانی که علم را جرعه جرعه در جان ها جاری می کردند. خود لحظه لحظه می سوختند و با دانش خویش، جامعه را می ساختند و فردایی باشکوه را نوید می دادند. امروز، روز بزرگداشت کسانی است که الف قدّشان، در راه تعلیم خوبی ها خمیده شد. روز پاسداشت عزیزانی است که در سنگر علم و دانش، سربازانی با اخلاص و دانشمند تربیت کردند. امروز، روز یاد کردن از گمنامان آشناست؛ آنان که دفترهای خاطرات از عطر یادشان آکنده است. الفبای عشق معلم عزیز! آن زمان که پای درست می نشستم و تو الفبای عشق را به من می آموختی، دلم از گوهر کلمات خالی بود و من با انبوهی از حرف ها به خانه بر می گشتم و شبانگاهان، با یاد تو به خواب می رفتم. سال ها از آن لحظات شیرین می گذرد، ولی هنوز یاد و نامت دردلم زنده است و تو را می ستایم که همچون انبیا، به تعلیم و تربیت عشق می ورزی. آن زمان برایم از دانایی می گفتی، محبت را می آموختی و زندگی را هجا می کردی، و من در سایه سار وجودت پیش می رفتم و امروز به احترام نامت قیام می کنم، در زلال کلماتت رها می شوم و حدیث زندگی را با تو مرور می کنم. قدم که برمی داشتم. تو بودی که دست مرا گرفتی تا در پرتگاه ها و لغزش گاه های زندگی نیفتم. نیکی ماندگار بر اساس آموزه های دینی، آموختن دانش به دیگران، آثار معنوی ماندگاری برای آموزگار در پی خواهد داشت. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «آدمی در روز رستاخیز می آید و با خود کارهای نیکی چون ابرهای انبوه یا کوه های سر به فلک کشیده دارد. پس می گوید: پروردگارا! اینها را که من انجام نداده ام، پس از کجایند؟ خداوند می فرماید: این دانش توست که به مردم آموختی و پس از تو بدان عمل کردند» .(۱)پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این روایت، آموزش را به عنوان نیکی ماندگاری برای معلمان معرفی می کند. همگام با پیشرفت های علمی دانایی، اندیشیدن و نوآوری، از ویژگی های معلمی است که همگام با علوم روز پیش می رود. معلم موفق کسی است که به اطلاعات پیشین خود بسنده نکرده، با فراگیری همیشگی دانش، در شکوفایی علمی دانش آموزان خود نقش مهمی ایفا کند. ( امام حسن علیه السلام می فرماید: «به مردم بیاموز و دانش دیگران را فراگیر تا دانش خود را استوار سازی و آنچه را ندانسته ای، بدانی».(۲) بهترین چیزها تعلیم و تربیت انسان ها، پاداش فراوانی به همراه دارد و کسانی که خالصانه به امر تعلیم مشغولند، از چنین پاداشی بی نصیب نخواهند بود. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «بهترین چیزهایی که انسان پس از خود به یادگار می نهد، سه چیز است: فرزند شایسته ای که برایش دعا می کند، صدقه جاریه ای که پاداشش به وی می رسد و دانشی که پس از وی بدان عمل می شود».(۳) آمرزش خواهی ماهیان یکی از آثار معنوی آموزگاری، برخوردار شدن از محبت بیکران پروردگار و بخشوده شدن خطاهاست. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: « « جنبندگان زمین، ماهیان دریا، هر جا نداری در هوا و همه اهل آسمان و زمین، برای آموزگار نیکی، آمرزش می خواهند».(۴) همچنین آن حضرت در جای دیگری سه بار می فرماید: «خدایا! آموزگاران را ببخشای» و سپس افزود: «و عمرشان را طولانی کن و کسب و کارشان را رونق بخش».(۵) برترین بخشنده معلمان و آموزگاران از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ،بخشنده ترین انسان ها دانسته شده اند. آن حضرت می فرماید: «آیا شما را از برترین بخشنده آگاه نسازم؟ خداوند، بخشنده ترین است و من، بخشنده ترین فرزند آدم علیه السلام هستم و بخشنده ترین کس پس از من، فردی است که دانشی می آموزد و آن را منتشر می کند».(۱) مجاهد راه خدا تعلیم دهندگان علوم و آموزگاران ارجمند جامعه، همانند مجاهد در راه خدا هستند؛ زیرا در راه پرورش شاگردان، از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «هرکس به مسجد من بیاید و هدفش، جز یاد گرفتن یا یاد دادن نیکی باشد، مانند مجاهد در راه خداست و هر کس برای غیر از این بیاید، چون کسی است که به تماشای کالای دیگران آمده است».(۲) __________________________ ۱٫ محمدبن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، قم، مکتبه آیه اللّه العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق، چ۱، ص ۵؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۲، چ۴، ج۲، ص ۱۸٫ ۲٫ محمد محمدی ری شهری، علم و حکمت در قرآن و حدیث، ترجمه عبدالهادی مسعودی، قم، انتشارات دارالحدیث، ۱۳۷۹، چ۱، ج۲، ص ۴۵۸٫ ۳٫ همان. ۴٫ بصائر الدرجات، ص۳٫ ۵٫ علم و حکمت در قرآن و حدیث، ج۲، صص ۴۶۱ ـ ۴۶۳٫
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۱ساعت 23:32  توسط حجاری جهرمی
|
مقام و منزلت معلم از نظر چند تن از بزرگان وعالمان معلم از زبان واسطه فیض الهی، در ملکوت آسمان ها عظیم خوانده می شود: «من تعلّم العلم و عمل به و علّم للّه دعی فی ملکوت السموات عظیماً» معلم مظهر اسم شریف محیی است که نفوس مستعد را به آب حیات علم احیا می کند، معلم اگر در مسیر ارزش ها گام بردارد و کارش الهی باشد در حقیقت فرزندان معنوی پرورش می دهد و از عقیم بودن بدر می آید و تا آثار وجودیش باقی است از آنها بهره مند است که ارتقای درجات نوری در نشأت ماورای طبیعت عایدش می گردد، بدون این که از پاداش عاملان به آثارش چیزی کم شود. علم شخص روح انسان و عمل ویژه بدن او در عالم آخرت است و هر کس به صورت علم و عمل خویش در سرای دیگر برانگیخته می شود و این معلم است که می تواند چنین ملکاتی را در انسان ها شکوفا سازد و آن ها را به سوی سعادت جاویدان رهنمون نماید. اگر نهال وجود طفل و نوجوانی به دست باغبانی شایسته قرار گیرد، شجره طیّبه ای پدید می آید که ثمرات نورانی و معنوی آن معلم و متعلّم را ارتقاء خواهد داد:
از این جهت امام خمینی(ره) شغل معلمان را بسیار شریف دانسته و آن را در ردیف برنامه های تعلیماتی پیامبران دانسته اند و فرموده اند: «شما باید خیلی توجه داشته باشید که یک مردم عادی نیستید، شماها معلم نسلی هستید که در آتیه همه مقدّرات کشور به آن نسل سپرده می شود» و خاطرنشان ساخته اند: « معلم امانت داری است که غیر از همه امانت ها، انسان امانت اوست» و در جمع گروهی از بانوان دزفول فرموده اند: «شغل شما، شغل انسان سازی است، معلم انسان درست می کند، همان شغل انبیاست، انبیاء آمدند...انسان درست کنند، آنها معلم همه بشر هستند، شما هم معلم یک عده هستید اینها در یک محیط وسیع تر و ماها در یک محیط کوچک تر، بنابراین، این شغل شما، شغل بسیار شریفی است لکن مسؤولیت آن هم بسیار زیاد است.» مقام معظم رهبری حضرت آیة اللّه العظمی خامنه ای متذکر گردیده اند: حقیقت این است که معلم با بار معنایی که در این کلمه هست در همه جوامع نقش تعیین کننده دارد، زیرا در هر جامعه ای آنچه که تضمین کننده بقاء حرکت آن جامعه و در اختیار آن جامعه است، نسل های روبه رشدی هستند که اداره امور آن جامعه را در آینده بر عهده خواهند داشت. پس جهت آینده هر جامعه جهت نوباوگان آن جامعه است و نوباوگان در اختیار معلمان هستند ایشان در جایی دیگر می فرمایند: «معلمین، نسل آینده ما را می سازند و چشم و چراغ این مملکت اند و صرف نظر از مجاهدین... باید بگویم که مؤثرترین و والاترین مشاغل، معلمی است زیرا همه برای کوتاه مدت و یا میان مدت کار می کنند ولی معلّم برای استمرار زمان کار می کند، همه مصرف کننده نیروی انسانی هستند و معلّم تولید کننده نیروی انسانی است. » اگر تربیت را فراهم نمودن زمینه های بالندگی، متعادل کردن و بالابردن گوهر آدمی بدانیم و هدفش را فعلیت بخشیدن به استعدادهای بالقوه آدمی در جهت کمال مقدّر و قرب الی اللّه در نظر آوریم، بدون شک معلّمان در تحقق این امر نقش ارزنده و بسزایی دارند و اگر مقصدتعلیم را انتخاب و انتقال عناصر فرهنگی و تجارب بشری به نسل دیگر تصور کنیم این معلمان اند که در جوامع گوناگون و در اعصار مختلف در انتقال چنین عناصر و مفاهیمی سهم فراوانی داشته اند. اگر هدف از تزکیه را پاکسازی روح وروان و دل از تمامی زنگارهای گناه و آلودگی ها بدانیم این معلمان هستند که مراحل تخلیه، تحلیه و تجلیه را برای به کمال رسانیدن آدمی عملی می سازند. شهید ثانی می نویسد: به واسطه معلم است که دانش در دنیا باقی می ماند و از بین نمی رود، از این رو تدریس و تعلیم از مهم ترین عبادات و از واجب کفایی است. با سخنان معلم، انسان جانی تازه بدست می آورد، با شنیدن کلامش پر می گیرد و پرواز می کند و به آسمان انسانیت صعود می نماید و به سرچشمه زلال و حکمت دست می یابد، کلام معلم دیده درون را می گشاید و بصیرت آدمی را افزایش داده و ارزشهای والا را در معرض دید او قرار می دهد، تلاش معلم شوق ها را به تکاپو وا می دارد و رفتارش دل ها را خاضع و خاشع می نماید، فروغ بینش او روان شاگردان را نوازش می دهد و آنان را بنده خود می سازد، چنان که علی(ع) فرموده اند: «من علّمنی حرفاً فقد صیّرنی عبداً» . در تجلیل از منزلت معلم امام صادق(ع) فرموده اند: تمامی موجودات زمین، ماهیان دریا و هر کوچک و بزرگی در زمین و آسمان برای معلّم خوب طلب آمرزش می کنند . به یکی از مشاهیر گفتند: چرا معلم خود را بیش از پدرت تعظیم می نمایی؟ پاسخ داد: پدرم مرا از عالم ملکوت به زمین آورد ولی استادم مرا از زمین به سوی آسمان ارتقاء داد.
شدت احترام علامه طباطبایی نسبت به استاد و مربّی عرفان خود آیة اللّه سید علی قاضی طباطبایی به حدی بود که حدود دو سال پس از رحلت ایشان یکی از شاگردان وی به، علامه طباطبایی عطر تعارف نمود، آن مفسّر بزرگ شیشه عطر را به دست گرفته و گفتند دو سال است که استادمان به سرای باقی شتافته و من تا به حال عطر نزده ام! جواد اقتصادخواه یکی از معلمان علامه جعفری در کلاس چهارم دبستان است، علامه جعفری از وی به عنوان فردی فاضل، متدین و دلسوز نام می برد و می افزاید یک روز که در دانشگاه مشهد سخنرانی داشتم همین که پشت میز قرار گرفتم، از دور فردی را دیدم که آشنا به نظر می رسید، دقت کردم دیدم آقای جواد اقتصادخواه است وقتی قیافه ایشان را دیدم به جهت احساس احترام چند دقیقه ای نتوانستم سخنرانی کنم. شهید مطهری از استاد خویش علامه طباطبایی با احترام و تجلیل فراوان سخن می گفت و در برخی از سخنرانی ها و نوشته ها از وی به عنوان استادناالکرام علامه طباطبایی روحی فداه یاد می کند. علامه حسن زاده آملی می گوید: محضر اساتیدم همه شریف و عزیز بود، هر یک از کواکب قدر اوّل آسمان معارف حق الهیه بوده اند. بنده حریم استادان را بسیار حفظ می کردم، سعی می نمودم در حضورشان به دیوار تکیه ندهم کوشش داشتم چهارزانو بنشینم، مواظب بودم سخنی را در محضرشان زیاد تکرار نکنم، یک بار در محضر حکیم الهی قمشه ای نشسته بودم، خم شدم و کف پای ایشان را بوسیدم، ایشان فرمودند: چرا چنین کردی؟ گفتم: من لیاقت ندارم دست شما را ببوسم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۱ساعت 23:31  توسط حجاری جهرمی
|
اگر معلم به وظایف خویش به درستی آگاه باشد و از نحوه رفتار و کردار و شیوه های خویش مراقبت لازم را به عمل آورد در این صورت می تواند انسانی صالح و شایسته به جامعه تحویل دهد ودر غیر این صورت وبخصوص که اگر به معلمی به عنوان شغل نگاه شود ، کسانی که تحویل جامعه داده می شوند دردی از جامعه را درمان نمی کنند وبعلاوه به مشکلات جامعه نیز اضافه می نمایند . معلم باید با آگاهی بر وظایف خود که - البته این وظایف متنوع وبسیار است – در فراگیران ودانش آموزان انگیزش ورغبت به درس خواندن را فراهم آورد به نحوی که این فرد در آینده بتواند در هر جایگاهی که قرار می گیرد برای خود وجامعه مفید باشد . اگر اکنون در جامعه با مشکلات و ایرادات متعدد روبرو هستیم می توان یکی از عوامل این مشکلات را در سیستم آموزش وپرورش ودر معلمان جستجو کرد . اینک چند نمونه از وظایف معلمان در برابر دانش آموزان
1ـ ایجاد انگیزش در فراگیران: انگیزه تابعی از چند عامل می باشد: 1 - انتظارات هنگام ارزیابی، 2 - میزان اختیارات، 3 - ماهیت فعالیت کلاسی، انگیزش درونی از تمایلات دانش آموز ناشی می گردد و انگیزش بیرونی به شرایطی که در محیط وجود دارد، وابسته است، این دو می توانند اثرات متفاوتی بر احساس های فردی دانش آموزان در فعالیت های درسی، خلاقیت و شکوفایی استعداد آنها اثر بگذارد، وقتی افراد به این واقعیت برسند که خود انگیخته و شایسته اند، انگیزش تحقق می یابد معلمان غالباً با چگونگی پیشبرد انگیزش بیرونی از قبیل: پاداش دادن، جشن ها و اردوها وحتّی اخطارهای متداول آشنایی دارند و از این ها برای عملکردهای شایسته و نگرش های مشارکتی کمک می گیرند امّا تلاش در جهت شکوفایی انگیزه های درونی به ظرافت ویژه ای نیاز دارد و این موضوع یک مسأله روان شناختی بوده و به موقعیت های متفاوت بستگی دارد در واقع افراد زمانی به طور بیرونی برانگیخته می شوند که به خاطر پاداش و اجتناب از موقعیت منفی به کاری اقدام کننده، در مقابل بر انگیختگی زمانی درونی است که اشخاص به دلیل تمایل درونی به انجام دادن موفقیت آمیز تکلیف، به آن عمل کنند بدون توجه به این که با پاداش و تنبیهی همراه باشد و دانش آموزان زمانی به این رویکرد علاقه بروز می دهند که احساس شایستگی کنند و معلم باید چنان محیطی بیآفریند که تصورات شاگردان را از شایستگی و کنترل خود افزایش دهد، برای رسیدن به این منظور باید اصولی رعایت گردد: 1 - ایجاد محیط کلاس قابل پیش بینی، 2 - یافتن تعادلی بین تکالیف تحصیلی درگیر کننده و متوسط و بوجودآوردن فرصت هایی برای دانش آموزان در این باره که به رشد شایستگی آن ها منجر خواهد شد، 3 - تدارک حمایتهای آموزشی لازم برای دانش آموزان که علاوه بر روش گفتاری معلم باید از الگودهی، تقسیم تکلیف و تجزیه اهداف استفاده کند، 4 - معلم فرصت هایی را ارائه دهد تا دانش آموزان در انتخاب نوع یادگیری آزاد باشند که باید راهنمای آنان بود و تشویقشان کرد تا انتخاب های آسان را برگزینند، 5 - همچنین معلم بهتر است به جای مقایسه کردن دانش آموزان با یکدیگر، شایستگی آنان را از طریق نشان دادن میزان رشد و پیشرفت که در یک دوره معین رخ می دهد کشف کند و یا به او نشان دهد که تا چه حد و مقدار به ملاک های از قبل تعیین شده رسیده و یا ناموفق بوده است. 6 - آخرین اصل به معلمان پیشنهاد می کند که هراز چندگاهی به فعالیت ها و دروس بعدی تازگی بخشند و آن را به صورت غیر منتظره درآورند، اجرای این روش علاقه دانش آموزان را به درس و فعالیت های کلاسی افزایش خواهد داد. 2ـ مراقبت های رفتاری: 1 - معلمان باید فرصت های زندگی را غنیمت شمرده و از لحظه های عمر استفاده بهینه ببرند، واز فصاحت کلام، بلاغت و مبانی تعلیم و تربیت بهره کافی بدست آورند. 2 - در شیوه هایی که اتخاذ می کنند روش اعتدال را پیش گیرند و از افراط و تفریط بپرهیزند، 3 - در برخورد با دانش آموزان و در هنگامی که با مشکلات و ناگواری های آموزشی روبرو می گردند خشم و غضب را تحت کنترل عقل خویش گرفته و برخوردهای منطقی، برهانی و متین را جایگزین تصمیم گیری های عجولانه و هیجانی بنمایند، 4 - برای شاگردان نمونه عقل و وقار باشند و ذهن آنان را برای درک مسایل آموزنده با استفاده از بهترین و نزدیکترین راه و روش آماده سازند و از احتمالات بعید و تکلّف آمیز، دوری کنند، 5 - دروس را قبل از تشریح برای دانش آموزان حاضر و آماده سازند و برای تصحیح الفاظ و سخنان خود و نیز در تفحص و تحقیق در مبانی دروس به آثار مورد نیاز مراجعه کنند. 6 - به دانش آموزان یاد دهند که چگونه مفاهیم علوم را درک کنند، پیرامون آنها اندیشه نمایند، درباره مضامین درسی بحث کنند و عادت کنند در این خصوص خود پژوهش نمایند و قادر باشند مسایل را با برهان صحیح اثبات کنند، 7 - تعصّب، جمود و تحجر را از ذهن خود و دانش آموزان خالی کرده و اندیشه را به انصاف و رعایت منطق بیارایند. 3ـ تشویق و تنبیه : در مسیر آموزش و پرورش و هر حرکت تربیتی و ارشادی تشویق و تنبیه امر لازمی به نظر می رسد . انسان نیز بطور غریزی از تشویق، حمایت و پاداش لذت می برد و از مجازات، تنبیه و جریمه روی گردان است . جایزه دادن، ستایش و تقدیر، احترام و ابراز علاقه و حمایت های عاطفی از اموری هستند که دانش آموزان را به سوی تلاش های آموزشی و پرورشی سوق می دهد. در فرهنگ اسلامی نیز این اصل مطرح است و مفاهیمی چون بشیر و نذیر، سختی و آسانی(عسر و یسر)، دوزخ و جنّت مجازات های قضایی، جزایی و جنایی، سود و زیان، کفاره گناهان، بیم و امید، مکافات عمل از جنبه تنبهی حکایت دارد. ولی در تنبیه باید نکاتی را مورد توجه قرار داد 1 - یکی این که غالباً باید از نوع خود عمل باشد، 2 - دیگر این که تنبیه باید جبران کننده کمبود عمل و تلاش و مکمّل وظیفه ای باشد که در آن کوتاهی شده است، 3 - معلم باید شرایطی را فراهم سازد که دانش آموزان از غفلت، نسیان، بی تفاوتی و راحت طلبی بیرون آیند و با درک ارزش تحصیل و مدارج علمی و کرامت های اخلاقی آنان را برای اهتمام در درس و کوشش های کلاسی مهیا سازد. 4 - در تنبیه باید به عواقب و عوارض آن توجه داشت، اعتدال و رعایت انصاف و نیز مساوات قائل شدن امری ضروری در این مورد است.
روان شناسی امروز و نیز یافته های تربیتی تنبیه بدنی را نهی نموده اند. البته جدّیت و قاطعیت، حسابی جداگانه دارد. کارنکو می نویسد: در مورد کیفیت ابراز محبت، تنبیه، صدور دستورات، تشویق، دادن انواع امتیازات، اغماض و گذشت و سخت گیری ها، زیاده روی هایی به چشم می خورد اما وقتی گفتگو از روش تربیتی است باید تمام این اشکال جای خود را به موازینی بدهند که جنبه اساسی تر، یگانه تر و ضروری تر دارند، مربیان باید تا آنجا که امکان دارد روش آرام، یک نواخت و محبت آمیزی پیش گیرند ولی در عین حال در کار خویش متین و جدّی باشند، معلمان می توانند هر قدر که امکان دارد با دانش آموزان خود مهربان شوند اما باید سیر آموزش به گونه ای برنامه ریزی گردد که شاگردان در اجرای دستورات و تکالیف آنها هیچ گونه مسامحه و کوتاهی نکنند و نظارت، بررسی، مراقبت و ارزشیابی مستمر می تواند توأم با برخوردهای عاطفی اجرا گردد. معلم در برخورد با شاگرد باید مراحل رشد متعلّم، وضع بدنی، روحی، انگیزه ها، علایق و خلق و خوی او را در نظر گیرد و با کشف دقیق آنها، راه حل مؤثری بدست آورد، همچنین او باید با شاگرد به گونه ای رفتار کند که از اهداف تربیتی فاصله نگیرد . حضرت علی(ع) می فرماید: « زیادی روی در ملامت آتش لجاجت را شعله ور می سازد.» بنابراین باید کوشید تنبیه و انتقاد از دانش آموز به صورت کنایه ای، تعریضی و غیرعلنی باشد در غیر این صورت موجب پرده دری، خلاف کاری افزون تر و جرأت بیشتر متعلّم در کوتاهی از وظایف می گردد.
4ـ تدریس سودمند: معلم برای بیان مطالب علمی، آموزشی و اصولی لازم است از عبارت پردازی های خسته کننده و ساختگی پرهیز نماید و از کلمات ساده، روشن و قابل درک استفاده کند. حضرت علی(ع) فرموده اند: «بهترین کلام آن است که از حسن نظام برخوردار بوده و عموم مردم و خواص آن را بفهمد » و نیز به فرمایش آن امام همام، «کلامی بهتر است که مستمعین برای درک آن به زحمت و مشقت نیفتند»
ضرورت دارد معلم 1 - ضمن تقویت رفتار مناسب داخل کلاس و پروردن محتوا در جریان دروس، موضوع را به معلومات و تجارب قبلی شاگردان متصل کند . 2 - شاگردان را تشویق می نماید که همکارانه تلاش نمایند و به یکدیگر یاری دهند . 3 - بدون نگرانی سؤال نمایند و در دروس سهیم گردند. 4 - معلمان توانمند احساس هدف مندی مدرسه رفتن و درس خواندن جدی و نیز استفاده بهینه از فرصت بدست آمده را به شاگردان گوشزد می کنند. 5 - تمرکز حواس، سرعت یادگیری و انجام تکالیف و وظایف مورد نظر را به موقع به آنها می آموزند. 6 - برنامه های درسی باید به شاگردان کمک کند که چه گونه استعداد خود را بروز دهند، مهارت های لازم را به دست آورند، 7 - نقش اجتماعی خویش را در جامعه بیابند و معلومات، نگرش، ارزش ها و یافته های علمی را درست و منطقی در مسیر زندگی فردی و جمعی بکار گیرند. وقتی تدریس منسجم باشد، ترتیب و توالی معنادار در آن رعایت گردد، محتوا به طور اصولی گزینش شود، هدف فوق زودتر بدست می آید، معلمان با بصیرت در هنگام ارائه دروس با دادن توضیحات، ذکر مثال و شواهد، موضوع را اثبات می کنند و ضمن سازماندهی و مرحله بندی علاقه به محتوا را بین فراگیران تقویت می نمایند. مشارکت دانش آموزان در امر تدریس نیز اهمیّت فوق العاده ای دارد، این برنامه فواید زیادی دارد از جمله آن که آنها را وادار می کند درس را به دقت گوش دهند، از روی فکر و تأمل سؤال کنند و مشکلات درسی خویش را مطرح نمایند و فضای صمیمی و توأم با آرامش بر کلاس حاکم نمایند.
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۱ساعت 22:57  توسط حجاری جهرمی
|
معلم وآموزش وپرورش ( 1 ) به تعظیم استاد بیش از پدر ؟ کسی گفت : چونی چنین رنج بر وزین تربیت یافت جان ودلم بگفتا : زد آن نقش آب وگِلم وزین آمدن زنده وجاودان از آن شد تن من پذیرای جان « جامی » تعلیمات معلمان بشریت در فرهنگ لغت معلم به معنای تعلیم دهنده، آموزنده، مدرّس، آموزگار، استاد و شیخ آمده است. در اهمیت مقام معلم همین بس که پروردگار جهانیان خود نخستین معلم انسانیت است، چرا که به قول قرآن کریم خداوند تمامی اسماء را به آدم آموخت: و علّم آدم الاسماء کلّها؛ و نیز کلام وحی تأکید دارد معلم و آموزنده شما خداست: و یعلّمکم اللّه و اللّه بکلّ شی ءٍ علیم و در سوره اقرأ که به قول جمعی، آغازین سوره بود که بر رسول اکرم(ص) نازل گردید، خداوند می فرماید: الّذی علّم بالقلم، علّم الانسان ما لم یعلم و در سوره الرحمن می خوانیم: الرّحمن علّم القرآن خلق الانسان علّمه البیان. اساس فرهنگ و معارف بشری خواندن، نوشتن و سخن گفتن است و آنچه بشر را از سایر موجودات ممتاز می سازد همین سه مورد می باشد و معلّم این ها خدای عزّو جلّ است زیرا در مقام خواندن می فرماید: علّم القران و علّم بالقلم و علّمه البیان که به نوشتن و تکلّم اشاره دارد. بنابراین عالم آفرینش به منزله مدرسه ای است که افراد بشر به تفاوت مراتب، تفاوت های فردی و استعدادها، فراگیران این مدرسه هستند. خداوند متعال علاوه بر این که معلّم عمومی و مربّی تمام انسان ها می باشد، تعلیم اختصاصی هم دارد و شاگرد اول و برجستگان تدریس خصوصی او انبیاء و اولیاء عظام هستند. در سوره کهف ذیل داستان خضر و موسی(ع) خداوند درباره خضر می فرماید: آتیناه رحمةً من عندنا و علّمناه من لدنّا علماً ، در اینجا خداوند معلّم اختصاصی یکی از بندگان با استعداد و شایسته خود است که به مرتبه علم لدّنی در برابر دانش اکتسابی ارتقاء داده شد. رسول اکرم(ص) در روایتی فرموده اند: ادّبنی ربّی فاحسن تأدیبی: پروردگارم مرا تربیت کرده و نیکو مرا ادب آموخته و مرا به حسن ادب پرورش داده است. دوم معلم بعد از خداوند که معلّم و مربّی اول خلایق است، انبیاء و فرستادگان الهی معلّم ثانی جوامع بشری هستند، در واقع این شاگردان شایسته مکتب حق بر حسب مشیّت و عنایت خداوندی به مقام و رتبه معلمی دیگر آحاد بشر رسیده اند و با چنین منزلتی، اعتبار و افتخار یافته اند. آنان به مدد وحی و الهام ربّانی بدون واسطه یا توسط یکی از ملائکه که امین وحی و جبرئیل یا پیک پروردگار نامیده می شود تعلیم و تربیت یافته تا به سرحد خلافت معلم اول(خداوند) ترقی نموده اند. پیک وحی یا به تعبیر قرآن «شدید القوی» همچون دانشیار از طرف خداوند مأمور املاء و تعلیم و تدریس کتاب وحی است، درباره رسول اکرم(ص) قرآن می فرماید: «هو الّذی بعث فی الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة؛ در آیه ای دیگر تصریح گردیده است: لقد منّ اللّه علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة »
پیامبران و ائمه هم یادآورنده و متذّکرند و هم معلم، زیرا چه بسا خیلی مطالب به طور مبهم در ذهن افراد جامعه وجود دارد اما آنان نسبت به این مسایل بی اعتنا و در حال غفلت هستند و آن بزرگان سعی دارند انسان را بیدار کنند، در واقع زوایای روح در خوابی عمیق فرو رفته است و پیامبر یا امامی آن روح غافل را آگاه می سازد، آنان علاوه بر آن که مطالبی را که تاکنون در ذهن مردم نیامده است به آنان یاد می دهند (و یعلّمکم ما لم تکونوا تعلمون) به کمک نور تذکر، تنبّه و یادآوری، اشخاص را از ظلمت گناه و عصیان و تاریکی ها و آلودگی ها بیرون می آورند و به فضای نورانی تقوا و پارسایی و پاکیزگی سوق می دهند. نکته دیگر این که در تعالیم انبیاء و وارثان آنان یعنی اولیای الهی تعلیم کتاب با آموزش حکمت توأم است و این واژه یعنی حکمت به معنای مفاهیم خشک و بی روح فلسفه نمی باشد بلکه منظور ادراک و شناخت حقیقی امور و اشیاء است به نور باطن و روشنی درونی قرآن تأکید می نماید به هر کس حکمت داده شود خیر فراوانی نصیب او گردیده است: «و من یؤت الحکمة فقد اوتی خیراً کثیر» آنچه موجب رستگاری و سعادت دنیوی و اخروی بشر می گردد همین حکمت قرآنی و ایمانی است که از راه تهذیب اخلاق و صفای باطن و اتصال به عالم قدس و ملکوت، برای مشتاقان طریق حق بدست می آید و نتیجه اش رسیدن به مقام «علم الیقین» و «حق الیقین» است نه آنچه محصول اوهام و تخیّلات متزلزل افکار بشر است که نتیجه ای جز تردید، نگرانی و آشفتگی ندارد. از مرادف بودن کتاب با حکمت این نکته استنباط می شود که تعلیم کتاب وقتی فایده دارد که با حکمت و تدبّر و فهم لطایف و دقایق محتویات کتاب قرین گردد و در یاد دادن و یاد گرفتن و کسب علوم و فنون صرفاً خواندن، نوشتن و به حافظه سپردن مضامین کتاب نیست بلکه درست فهمیدن و درک کردن روح مطالب نیز شرط است. صلاح دینی و سعادت واقعی جامعه و افراد وقتی تأمین می گردد که تحصیل علوم و فنون با حکمت ایمانی، فضایل معنوی و مکارم اخلاقی مقرون باشد
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۱ساعت 0:33  توسط حجاری جهرمی
|
بخشش امامدر مجلسی هارون به او
فراوان هدیه داد. امام همه را یکجا بخشید به کسی گفتند "چرا چنین کردی؟" فرمود "شعری سروده برای حسین" وب : سقوط آزاد به روایت من
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۱ساعت 0:17  توسط حجاری جهرمی
|
سجده های طولانیسجده اش را که دید از طلوع خورشید تا اذان ظهر متحیر پرسید "کیست این نوجوان، ده ساله؟" جواب شنید: موسی بن جعفر است. پسر امام صادق. وب : سقوط آزاد به روایت من
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۱ساعت 0:16  توسط حجاری جهرمی
|
خصال معلّم چنین نیست که هر کس قوت حافظه و انبار کردن و تحویل دادن اصطلاحات و محفوظات علمی و ادبی را بدست آورد و آن ها را به فراگیران انتقال داد، معلم است و منزل و مقام معنوی و شایستگی های روحانی را به خویش اختصاص داده است، دانش اکتسابی اگر با ایمان، درست کرداری و راست گفتاری حکیمانه مقرون نباشد نه تنها سرچشمه هدایت و رشد نخواهد بود بلکه مایه ضلالت است. مقصوداسلام از تحصیل علم مقصود و هدف اسلام از تحصیل علم و معارف این علوم اکتسابی که در مدرسه و نزد معلمان و استادان یاد می گیرند نیست و این آئین چنین دانشی را برای سعادت بشر کافی نمی داند بلکه غرض عالی تری دارد و آن عبارت است از تربیت اخلاق، رشد معنوی و معرفت حقیقی که روح و روان آدمی را به فضایل و کمالات عالی آراسته نماید . علم بی فایده آن علمی که بر عبادت خداوند رحجان دارد و عالمش وارث انبیاست و مداد فضلش از خون شهیدان برتر است یاد دادن و فراگرفتن تعدادی تعاریف و فورمول های خشک فیزیک و ریاضی و انباشتن حافظه از چند واژه تازه و مباهات کردن به آنها نمی باشد، تازه عده ای این دانسته ها را که اثری بر فکر و ذهنشان هم ندارد و صرفاً چون بسته هایی در انبار مغز جاداده اند مایه تکبّر، سرمایه خودنمایی، خودستایی و فضل فروشی قرار می دهند و جاهلانه می گویند ما مدرک بالا هم داریم! در حالی که درک پایین تری دارند، علمی که مقصودش تحصیل امور دنیوی، ریاست طلبی و صدرنشینی کاذب و فخر فروشی بر مردمان جامعه باشد در واقع علم نیست بلکه جهالتی است در پوستین علم و دارنده اش جاهل عالم نماست، علم حقیقی چیست ؟ علم حقیقی باید مایه صفای روح و روشنایی ضمیر باشد و تیرگی های دل و جان را زایل کند، خیر و برکت و صلاح و نیکی به همراه دارد و نفاق، بخل و حسد را محو می سازد و صاحبش را فروتن و عاری از هرگونه عجب، داعیه داری، گزافه گویی و لاف زدن و خود ستایی می نماید معلم نیز باید دانشی را تحصیل نماید و به دانش آموزان بیاموزد که مایه آمادگی، آرامش درون، سکینه قلب او باشد واو را به عبودیت وبندگی برساند .
ویژگی معلم 1ـ پاکیزگی و آراستگی ظاهر: شایستگی معلم باید در تمام مظاهر وجودش پدیدار باشد یعنی سیما، طرز سخن گفتن و گفتارش نمایانگر اهلیّت او باشد، تناسب بدنی، سلامتی فیزیکی و روانی، پاکی، نظافت و طهارت ظاهری بر عملکرد معلم و رابطه مستقیم او با شاگردان اثر می گذارد انبیاء پاکیزه و طاهر بودند و خداوند خطاب به رسولش می گوید: «وثیابک فطهّر» 2ـ توانایی علمی: معلم باید در سطحی از معلومات و معارف باشد که بتواند پاسخ گوی سؤالات دانش آموزان باشد و نیز مشکلات رفتاری آن ها را به شیوه ای حکیمانه حل کند، با تدبیر، هوشیاری و فراست بر حسب تفاوت ها و استعدادهای دانش آموزان مبانی فکری و علمی را مطرح نماید معلّم باید بر مطالبی که تدریس می نماید احاطه علمی داشته و با وسعت نظر و سعه صدر نسبت به شکوفایی دانش آموزان بکوشد، آگاهی های معرفتی به معلم نوعی فروتنی می دهد و نیز اقتدار معنوی او را نزد فراگیران افزایش می دهد، در غیر این صورت، سیر آموزش دچار لغزش گردیده و متعلمین در معرض اشتباهات آشکار قرار می گیرند، معلومات غلط و سطحی که در روح و ذهن معلم به صورت ملکه درنیامده است او را دچار فشار روانی و واکنش های رفتاری منفی و هیجانی می کند در نتیجه به دلیل این گردبادهای عصبی نمی تواند فکر منظم و هدایت شده داشته باشد، تسلط کلاس از دستش خارج می گردد و هرج و مرج و آشفتگی های حاکم بر کلاس را به دوش دانش آموزان خاطی می اندازد. معلم باید همواره برای تقویت معلومات و توانایی های فکری و آموزشی تلاش نماید و لحظه ای از آموختن نکته های علمی، اخلاقی و روان شناسی غافل نباشد. رسول اکرم(ص) با آن مقام ملکوتی و معنوی وقتی مشاهده کرد در مسجد دو کلاس تشکیل شده است که در یکی علوم اسلامی می خوانند و در دیگری به دعا و نیایش مشغولند فرمود: هر دو در مسیر خیرند امّا من برای تعلیم برانگیخته شده ام پس در کنار دانش آموزان نشست. ابوریحان بیرونی در حالت احتضار، همسایه دانشمند خود را فراخواند تا از او سؤالی بکند، آن مرد عالم با شگفتی گفت حالا که زمان ارتحال شماست و هنگام پرسیدن نمی باشد، ابوریحان پاسخ داد فکر می کنم اگر بدانم و جان دهم بهتر از آن است که ندانم و بمیرم. ابونصر فارابی معلم بزرگ حکیم ایرانی هشتاد سال از عمر خویش را بدون برخورداری از امکانات رفاهی و حتی با وجود محروم بودن از خانه و کاشانه وقف مطالعه، تفکر و کسب معرفت و نگارش نمود، کتاب نفس ارسطو را بارها خواند و بازهم خود را نیازمند مراجعه مجدد به آثار این فیلسوف می دانست. 3ـ اخلاق و رفتار شایسته: معلمی که خوش خلقی و رأفت را روش خود قرار می دهد دانش آموزان را به سوی خود جذب می نماید، کلاس درسش شیرین و در حضور او، فراگیران احساس آرامش و امنیت روانی می کنند، چنین همدلی و صمیمیت از یک سو باز دهی آموزشی را بالا می برد و از طرف دیگر بر دانش آموزان اثر می گذارد و آنان به خلق و خوی اسلامی و انسانی علاقه مند می شوند معلّم سخت گیر که کلاس خود را به یک پادگان نظامی تبدیل کرده است و برخود میبالد در کلاس من دانش آموزان حق نفس کشیدن هم ندارند! در وهله اول میزان اعتماد به نفس و سلامتی روانی فراگیران را دچار مخاطره می سازد، کلاس او تلخکام و توأم با شرنگ می گردد، شاگردان نسبت به درس او رغبتی نشان نمی دهند و حتی از مدرسه گریزان می گردند و احتمال دارد ترک تحصیل نمایند در صورتی که به قول شاعر:
تأثیرمعلم بر متعلم اگر معلم با اخلاص و صفای باطن و ایمان قوی و بهره مندی از محبت به امر تعلیم و تربیت روی آورد دستورات و تعلیماتش در متعلّم، راسخ و جایگزین شده و در برابر برنامه هایش منقاد می گردند. معلمی که نقش خود را کریم و عزیز بشمارد، خواسته ها و تمایلات دنیوی و فناپذیر در نظرش پست می گردد، به خود راستین توجه کرده و ارزش واقعی خویش را از یاد نمی برد، معلمی که به این خصلت آراسته باشد در نظر دانش آموزان باوقار جلوه می کند و محبوبیت او هر روز افزایش می یابد. کسی که در چنین کسوتی درمی آید باید قول و فصل خویش را هماهنگ نماید و میان گفتار و کردارش تضاد نباشد. معلمی که راه و رسم نیکی را به مردم یاد می دهد ولی خود را فراموش می کند همانند فتیله ای است که به دیگران روشنایی می بخشد ولی خود را سوزانده و تباه می نماید. امام صادق(ع) می فرماید: هرگاه عالمی به دانش خود عمل نکند گفتارش در دلها نفوذی ندارد، چنانچه آب باران در کوه صفا نفوذ نمی نماید. شهید آیة اللّه مطهری می نویسد: میرزا علی آقا شیرازی (استاد نهج البلاغه) از خودی و خود رسته و به حق پیوسته بود، اندرزهایش چون از جان برون می آمد لاجرم بر دل می نشست. هر وقت به قم می آمد علمای طراز اول با اصرار از او می خواستند که منبر برود و موعظه نماید منبرش بیش از آن که قال باشد حال بود. معلم باید در حدّ توان خویش، حق را با صراحت و بدون سازش و مجامله اظهار کند .
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۱ساعت 23:54  توسط حجاری جهرمی
|
معلم وولایت مداری اگرامروزه از آموزش وپرورش به عنوان کلید گشودن همه ی مشکلات اقتصادی "اجتماعی وفرهنگی جامعه یاد می شود و پرداختن به تعلیموتربیت "پرداختن به همه ی ابعاد جامعه تلقی می گردد مطمئنا حاصل نگرش عمیق معلم بزرگ انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره)است که فرموده اند: « من به همه ی مسئولین و دست اندرکاران سفارش می کنم که به هر شکل ممکن وسایل ارتقا ئ اخلاقی و اعتقادی وعلمی و هنری جوانان را فراهم سازید وآنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزشها و نو آوریها همراهی کنید و روح استقلال و خود کفایی رادر آنان زنده نگه دارید » بی شک معلمان بصیر تلاش های همه جانبه ی جبهه ی استکبار جهانی بخصوص تشدید فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی ایران را به خوبی ارزیابی می کنند و می دانند که چاره ی کار وراه مقابله با این توطئه و اساسا راه رستگاری و عزت و اقتدار ما در عمل به دستورات و سیاست های راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی –مد ظله العالی –و حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ی ایرانی است و تعمیق ایمان به اطاعت از ولی فقیه و فرهنگ سازی استفاده از کالای ساخت ایران و تلاش در تولید کالای مرغوب و حفظ سرمایه ی ملی از رسالت های دینی و ملی فرهنگیان و فرهیختگان جامعه است .معلم نقاشی است که آینده ی حیات اجتماعی کشور را در صفحه ی دلها و مغزهای آینده سازان میهن اسلامی مان ترسیم می کند قطعا فردای این کشور اسلامی همان دورنمایی خواهد بود که در کلاسهای
درس توسط معلمان اندیشمند وتیز بین به دانش آموزان نمایش ونشان داده می شود . اگر خواهان اعتلای نام ایران ا سلامی ورسیدن به اهداف سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران هستیم و اگر می خواهیم قدرت اول علمی و اقتصادی منطقه شویم به اقدامات اسصاسی وبرنامه های عملی نیازمندیم که از جمله ی آن برنامه ها پرورش انسانهایی است که این آرمانها را باور کنند و این وظیفه و مسئولیت مقدس و حیاتی تنها از عهده ی معلمان عزیز می آید. در پایان سر افرازی موفقیت وبالندگی معلمان عزیز و آیند ه سازان مملکت اسلامی رادر حوزه تعلیم وتربیت از بارگاه مقدس "معلم جهان هستی خواهانم .
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۱ساعت 23:52  توسط حجاری جهرمی
|
تعلیم وتربیت و نقش معلم تعلیم و تعلم از شئون الهی است و خداوند، این موهبت را به پیامبران و اولیای پاک خویش ارزانی کرده است تا مسیر هدایت را به بشر بیاموزند و چنین شد که تعلیم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرینش درآمد.
معلم، ایمان را بر لوح
جان و ضمیرهای پاک حک می کند و ندای فطرت را به گوش همه می رساند. همچنین سیاهی
جهل را از دل ها می زداید و زلال دانایی را در روان بشر جاری می سازد.
قرآن کریم به این معنا اشاره دارد که « هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون» «آیا یکسانند آنان که می دانند و آنان که نمی دانند؟» (زمر/ ۹) از این منظر به همه دانستنیها صرف نظر از نوع آنها علم گفته می شود مطابق این معنا، اخلاق، ریاضیات، فقه، دستور زبان، مذهب، زیست شناسی و نجوم همه علم اند... کلمه Knowledge در انگلیسی و Connaissance در فرانسه معادل این معنا علم اند.
اخلاق (دانش خوبی ها و بدیها) متافیزیک ( دانش احکام و عوارض مطلق هستی) عرفان (تجارب درونی و شخصی) منطق (ابزار هدایت فکر) فقه، اصول، بلاغت، و ... همه بیرون از علم به معنای دوم آن قرار می گیرند و همه به این معنا غیر علمی اند کلمه SCIENCE در انگلیسی و فرانسه معادل این معنا علم اند.
لذا در این تعریف شهید
مرتضی مطهری یکی از آن معلمان راستین است که اولاً با نگاه ترکیبی به همه معارف
بشری نظر می کند و ثانیا تمامی تلاشهای علمی و عملی را مقدمه ای برای عبادت می داند
و در این راه به مرحله سوم دینداری راه می یابد و با شهادت، عبادت عملی و علمی خود
را کامل می سازد. خداوند را می خوانیم که او رابا سالار و سرور شهیدان امام حسین
(ع) محشور سازد. معلمی در قرآن به عنوان جلوه ای از قدرت لایزال
الهی نخست ویژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالی است. در نخستین آیات قرآن که بر قلب
مبارک پیغمبر اکرم (ص) نازل شد، به این هنر خداوند اشاره شده است:
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۱ساعت 23:51  توسط حجاری جهرمی
|
سخنان رهبر کبیر انقلاب و مقام معظم رهبری در باره ی آموزش وپرورش
فرمایشات حضرت امام خمینی ( ره ) : من به همه مسئولین و
دست اندرکاران سفارش می کنم که به هر شکل ممکن . (صیحفه امام. ج 21 ص96)
فرمایشات مقام معظم رهبری ( مدظله العالی :) • ما در آموزش و پرورش احتیاج به تحول داریم.
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۱ساعت 23:51  توسط حجاری جهرمی
|
تولید ملی وحمایت از کار وسرمایه ایرانی انقلاب اسلامی ایران در روند تکاملی خود از مرحله استقلال سیاسی گذر کرده و در دوران تعمیق استقلال اقتصادی برنامه حراست از منابع نفتی را سرلوحه سیاست های خویش قرار داده است و طبعاً با توجه به وابستگی غرب به این منابع، دشمنی نظام سلطه با جمهوری اسلامی ایران ابعاد پیچیده تری یافته است به ویژه آنکه برنامه ایران در زمینه حراست از منابع خویش، الگوی دیگر کشورها هم قرار خواهد گرفت.
اول : چپاول منابع زیرزمینی کشورهای دیگر با بهایی کم، دوم : به خدمت گرفتن علم و فناوری سوم : جدیت در کار و تلاش و تولید. بر این اساس طبیعی است که انحصار طلبان اقتصاد جهان، از ورود ایران « به حوزه علم و فناوری های پیشرفته» به همان اندازه احساس نگرانی می کنند که از برنامه ایران در زمینه حراست از منابع نفتی خود و سیاست اقتصاد بدون نفت. با ریشه یابی علل توسعه اقتصادی غرب، این نکته نیز به ذهن خطور می کند که در مسیر پیشرفت اقتصادی ایران نیز این هر سه عامل باید مورد توجه خاص قرار گیرد یعنی منابع زیر زمینی و خدادادی ما، به جای آنکه تنور نظام سلطه را گرم کند، سزاوارتر آن است که در خدمت تولید داخلی قرار گیرد و در عوض صادرات مواد اولیه، تولیدات و مصنوعات خود را صادر کنیم. همچنین پیشرفت اقتصاد کشور ما، همانند همه عرصه های دیگر پیشرفت، تنها با تکیه بر علم و فناوری است که می تواند به جایگاه برجسته خویش در جهان دست یابد و نکته سوم آنکه بدون تعمیق فرهنگ کار و تلاش و تولید، نباید انتظار داشته باشیم اقتصاد کشور شکوفا شود.
و بخصوص در ارتباط با فرهنگ سازی، نیاز به عزمی ملی احساس می شود تا بتدریج مصرف کالای خارجی نه تنها از وضعیت موجود یعنی نوعی تفاخر، دگرگون شود بلکه باید آثار این اقدام که تضعیف موقعیت کارگر داخلی و سرمایه داخلی به موازات آن تقویت سرمایه دار و کارگر خارجی می باشد تشریح گردد تا جز در مواردی که جنس مشابه داخلی وجود ندارد مصرف کالای خارجی به یک ضدارزش تبدیل شود.
همچنین انتظار می رود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر دستگاه های ذیربط از جمله شهرداری ها، در حمایت از تولیدات داخلی و عدم تبلیغ کالاهای خارجی، اصولی شفاف تعیین کنند و چهره زیبای شهرهای کشور را با تبلیغات کالاهای بیگانه نیالایند.
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۱ساعت 23:44  توسط حجاری جهرمی
|
|