+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:18  توسط  حجاری جهرمی   | 

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین / بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱ساعت 0:4  توسط  حجاری جهرمی   | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 9:25  توسط  حجاری جهرمی   | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 9:23  توسط  حجاری جهرمی   | 

حضرت فاطمه زهرا(س) می فرمایند:

{روزی رسول خدا(ص) خطاب به من فرمودند:ای فاطمه،هرکس برتوصلوات بفرستد خداونداوراموردآمرزش خودقرارداده وهرکجای بهشت که من باشم اورابه من ملحق خواهدساخت.}

صحیفه فاطمیه - ص ۱۸۹- حکمت۳۵

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:28  توسط  حجاری جهرمی   | 

امام خمینی ره آن رهبر حكيم و دوراندیش به خوبي مي دانست كه حاكميت سادات ها و مبارك ها در مصر جز در پرتو قيامي مردمي ريشه كن نخواهد شد؛ بنابراین، در اين باره فرمودند:
 

«اگر بخواهيد مصر را نجات بدهيد و دیگر ممالك عربى را نجات بدهيد، از دست اين عمال، از دست اجانب، ملت ها بايد قيام بكنند. همه مى دانيم كه جهان اسلام در انتظار به ثمر رسيدن كامل انقلاب ماست، ما از همه كشورهاى زير سلطه براى به دست آوردن آزادى و استقلال، كاملا پشتيبانى مى نمایيم و به آنان صريحا مى گوييم كه حق، گرفتنى است، قيام كنيد و ابرقدرت ها را از صحنه تاريخ و روزگار براندازيد. من بارها گفته ام و هم اكنون هشدار مى دهم كه اگر شرق ستم كشيده و آفريقا به خودشان متكى نباشند، تا ابد گرفتارند.»

گزيده‌اي از سخنان رهبر انقلاب درباره مصر

به بهانه‌ «اتفاقات اخير در كشور مصر»، پايگاه اطلاع‌رساني حضرت ‌آيت‌الله العظمي خامنه‌اي، در ويژه‌نامه‌اي به بررسي تحولات اخير در كشورهاي اسلامي منطقه خاورميانه مي‌پردازد.

ملت مصر، افتخارات بزرگى در راه افكار نو اسلامى و مبارزات اسلامى دارد. اين ملت، ملت غيورى است. يقين است كه اين ملت، حاضر نيست خيانت سران خودش را تحمل كند و با آنها درگيرى پيدا مى‌كند.

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌‌الله خامنه‌اي، حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي، سال گذشته در ديدار با گروه‌هاي مبارز فلسطيني، به تحولات منطقه و مساله فلسطين اشاره كردند و فرمودند: «شكى نيست كه بر اساس حقايقى كه خداى متعال تقدير كرده است، خاورميانه‌ جديد شكل خواهد گرفت و اين خاورميانه، خاورميانه‌ اسلام خواهد بود».

به بهانه‌ «اتفاقات اخير در كشور مصر»، پايگاه اطلاع‌رساني حضرت ‌آيت‌الله العظمي خامنه‌اي، در ويژه‌نامه‌اي به بررسي تحولات اخير در كشورهاي اسلامي منطقه خاورميانه مي‌پردازد.

در اولين بخش از اين ويژه‌نامه، گزيده‌اي از سخنان معظم‌له درباره ملت و دولت مصر در اختيار مخاطبان قرار مي‌گيرد:

*‌ملت مصر خيانت سران خودش را تحمل نخواهد كرد

آمريكا اشتباه مى‌كند. آمريكا با جمع كردن دولتهاى عرب دور يك ميز براى چنين مذاكره‌ ننگينى، دولتهايى را كه در آن‌جا جمع شده‌اند، پيش مردمشان منفورتر مى‌كند. مگر مردم كشورهاى عرب حاضرند موافقت كنند كه رؤسايشان بروند خانه‌ى ملت فلسطين را به ديگران بفروشند؟ با اين كار، فاصله‌ بين اين رؤسا اگر خداى ناكرده به چنين امضايى برسند و ملتهايشان، بيشتر خواهد شد. اين كار، ملتهايشان را خشمگينتر خواهد كرد. ملت مصر را خشمگينتر خواهد كرد. آن بيچاره‌ مصرى، بلند مى‌شود مثل سائل به كف، مى‌رود به آمريكا، براى شكايت كردن از ايران! شكايت پيش آن بيچاره‌اى بكند كه خود او، بيشتر از اين، دلش از ايران پر است و از آن شكايت دارد!


از ايران چرا شكايت مى‌كنى؟! از اسلام شكايت كن! از ملت مسلمان خودت شكايت كن! آن آقا اگر قرار است از كسى شكايت كند، از ملت مصر بايد شكايت كند. ملت مصر، ملت مسلمانى است. ملت مصر، داراى سابقه در اسلام است. ملت مصر، افتخارات بزرگى در راه افكار نو اسلامى و مبارزات اسلامى دارد. اين ملت، ملت غيورى است. يقين است كه اين ملت، حاضر نيست خيانت سران خودش را تحمل كند و با آنها درگيرى پيدا مى‌كند.

درگيرى مردم مصر، به ما چه ارتباطى دارد؟ ما هر جا مسلمانان بيدار شوند، خوشحال مى‌شويم. هر جا مسلمانان مشتشان را در برابر دشمنان دينشان گره كنند، خوشحال مى‌شويم. هر جا مسلمانان كتك بخورند، ما غمگين مى‌شويم و احساس مسؤوليت مى‌كنيم؛ ولى ما نيستيم كه بخواهيم وارد شويم و ملتى مثل ملت مصر را متوجه تكاليفشان كنيم. آنها خودشان تكليفشان را مى‌دانند؛ خودشان آگاهند كه چه بايد بكنند و درست هم فهميده‌اند. ملت مصر درست فهميده است؛ جوانان مصر درست فهميده‌اند كه در مقابل حكومتى كه به آرمان اسلامى و به آرمان فلسطين و به سرنوشت كشورهاى اسلامى خيانت مى‌كند، ايستاده‌اند. اين، به ما ارتباطى ندارد. اشتباه اينها در همين است، كه قوت و نيرو و تأثير اسلام را نمى‌توانند بفهمند.

بيانات در ديدار مسؤولان و كارگزاران حج 1372.02.08

* مسلمانان در عزلت بودند

در آفريقا، در آسيا و در خاور ميانه، چقدر كشورهاى اسلامى وجود دارد كه در آنها نظام‌هايى رفت و نظامهاى ديگرى آمد؛ اما همه جا مسلمانان در انزوا و عزلت بودند. مثلا كشورى مثل عراق، رژيم سلطنتى داشت. رژيم سلطنتى رفت، رژيم ديگرى بر سر كار آمد. آن هم رفت، عده ديگرى آمدند. بعد آنها رفتند، يك عده‌ ديگر جايشان را گرفتند. باز آن عده رفتند و عده ديگرى آمدند. تا اين‌كه نوبت به بعثي‌ها رسيد. در تمام اين نقل و انتقال‌ها، كسانى كه جايشان خالى بود، مسلمانان بودند. اكثريت قاطع مردم عراق، مسلمانند؛ اما در تحولات مذكور، اصلا خبرى از حضور آنها نبود! يا فرض بفرماييد در كشور مصر - البته آن‌جا، جمعيتى به نام «اخوان المسلمين» بود - تحولى شد و رژيم سلطنتى از بين رفت. با از ميان رفتن رژيم سلطنتى، رژيم جمهورى و انقلابى بر سر كار آمد كه چهره‌ شاخصش "عبدالناصر " بود. بعد، عبدالناصر مرد، ديگرى آمد. بعد او رفت، ديگرى آمد. در تمام اين مدت - البته تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى - همه‌ تحولات، بركنار از جريان اسلامى و عناصر اسلامى بود. اصلا عناصر اسلامى، كاره‌اى نبودند. در همان انقلاب اول مصر هم، عناصر اسلامى مؤثر بودند؛ اما به مجرد اين‌كه حكومت جديد تشكيل شد، كنارشان زدند. بعضى را به زندان افكندند، بعضى را كشتند و بعضى را از صحنه خارج كردند. اين‌جا هم اسلام، حضورى نداشت.

بيانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ سوم رمضان 1415، 1373.11.14

* مثل همان فريادى كه ملت ايران كشيد...

در كشور مصر، يك عده جوان مسلمان، يك عده مردم مسلمان، مى‌ايستند و شعار اسلامى مى‌دهند و هيچ ارتباطى هم برحسب ارتباطات معمولى انسانى، بين آنها و مردم ما نيست. اما به قدرى شعارهاى آنها به شعارهاى ما نزديك است، كه رئيس جمهور بدبخت روسياهشان مى‌گويد "اينها از طرف ايران تحريك شده‌اند! " ما چه ارتباطى با آنها داريم؟ آنها مسلمانند. خود آنها شعار قرآن مى‌دهند. خود آنها هستند كه احساس مى‌كنند بايد در راه خدا حرف بزنند، فرياد بكشند و حركت كنند؛ مثل همان فريادى كه ملت ايران در دوران طاغوت عليه آمريكا و عليه استكبار و استبداد جهانى كشيد و باز هم مى‌كشد. بيانات در ديدار فرماندهان بسيج سراسر كشور 1371.08.27

* براي استكبار، شيعه و سني فرقي نمي‌كند

او كه با اصل اسلام دشمن است، در خصومت، برايش شيعه و سنى فرقى نمى‌كند. ديديم كه استكبار چگونه روى انقلابيون سنى در فلسطين و مصر فشار مى‌آورد. اينها كه شيعه‌ دوازده امامى نيستند. همه‌ى اينها برادران اهل سنت ما هستند. مى‌بينيد كه چه فشارى روى اينها مى‌آورند. براى استكبار كه فرقى نمى‌كند. اما او كه با اسلام و شعب اسلام و ملت اسلام - از هر شكلش - مخالف است، حالا در موضع يكى از اين فرقه‌ها قرار مى‌گيرد و عليه يك فرقه‌ى ديگر تلاش مى‌نمايد و پول خرج مى‌كند. ما بايد هوشيار باشيم.

سخنرانى در ديدار با گروهى از روحانيون 1368.10.05

گروههاى مسلمانى كه براى دفاع از اسلام قيام مى‌كنند، به‌وسيله‌ى سردمداران آن كشورها به راحتى زير فشار و شكنجه و زندان قرار مى‌گيرند و قدرتهاى جهانى هم از اينها - يعنى از دولتها - حمايت مى‌كنند. مصر، امروز اين گونه است. بسيارى از كشورهاى ديگر در دنيا همين گونه‌اند.

سخنرانى در ديدار با جمع كثيرى از جانبازان، خانواده‌هاى معظم شهدا، اسرا، 1368.08.24

در مصر روشنفكرترين نسلهاى مسلمان، مورد تعقيب خشن و خشم‌آلود رژيم فاسد و نالايق آن كشور قرار مى‌گيرند، و حكومت وابسته و حقير آن كشور بزرگ مورد تشويق و كمك مالى و امنيّتى آمريكا قرار مى‌گيرد.

پيام به حجاج بيت‌الله الحرام 1372.02.28

امروز، در كشور مصر، مسجد «رأس الحسين» آن‌جا كه خيال مى‌كنند سر مقدس آن بزرگوار مدفون است محل تجمع عواطف مردم محب‌ اهل بيت مصر است. ملت مصر، ملت خوبى است. كار به رژيم و دولت آن كشور نداريم. ملت محب اهل بيت است.

بيانات در جمع علما، طلاب و روحانيان، در آستانه‌ى ماه "محرم " 1372.03.26

http://az-ghadir-ta-zohoor.blogfa.com/

وب : هیئت جوانان منتظر مهدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:27  توسط  حجاری جهرمی   | 
عريضه نويسى چيست؟   

   اغلب لغت شناسان عريضه را به عرض حال و درخواست‏نامه معنى مى‏كنند و براى "عرض" معانى مختلفى بيان مى‏كنند كه يكى از آنها، بيان مطلبى از طرف فرد كوچكتر به بزرگتر است؛ بر اين اساس معنى به عرض رساندن عبارت از گفتن و بيان كردنِ مطلبى از طرف كوچكتر به بزرگ‏تر است.

 در اصطلاح، عريضه نويسى يكى از شيوه‏هاى خاصّ توسل است كه در طول تاريخ، در فرهنگ اسلامى همواره مورد توجه بوده است.

توضيح آن‏كه گاهى افراد جامعه با يك سلسله نياز و گرفتارى‏ها مواجه مى‏شوند كه برحسب ظاهر امكان برطرف نمودن آنها از طريق اسباب عادى ميسّر نيست، يا حد اقل بسيار مشكل است؛ در چنين مواردى به جاى نا اميد شدن و زانوى غم در بغل گرفتن، از ناحيه پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) توصيه شده است كه از امورى نظير دعا و توسل كه در جاى خود اثبات شده است -كه هريك از آنها اگر مؤثّرتر از اسباب وعلل عادى نباشند كمتر از آنها نيستند- كمك گرفته شود. آن‏گاه براى خود توسّل، شيوه‏هاى مختلفى بيان شده است كه از جمله آنها نوشتن عريضه است.

عريضه گاهى خطاب به خداوند تبارك و تعالى نوشته مى‏شود و در آن فرد نيازمند ضمن اشاره به مشكل و حاجت مورد نظر خود به مقام و منزلت يكى از معصومين: يا همه آنها در پيشگاه خداوند متوسل مى‏شود؛ و يا اين‏كه عريضه مستقيماً به معصوم(ع) نوشته مى‏شود تا او بواسطه قرب و ارج و منزلتى كه در نزد خداوند متعال از او برآورده شدن يا برطرف گشتن آن حاجت و مشكل را درخواست نمايد؛ و يا اين‏كه خود معصوم(ع) بواسطه ولايت و قدرتى كه از ناحيه پروردگار عالم به او اعطا شده است، به اذن خداوند مهربان اين نياز و گرفتارى را برطرف سازد.

بديهى است كه هيچ‏يك از اين امور با قيودى كه به آنها ذكر شد به امورى نظير شرك و بت‏پرستى و... منتهى نمى‏شوند. (كتاب عريضه نويسي- سيد صادق سيد نژاد).

***

آنچه در اين مبحث مورد نظر ماست عريضه نويسي خدمت امام زمان عج است. مرحوم محدّث قمى در كتاب منتهى الآمال به نقل از تحفة الزائر علامه مجلسى ومفاتيح النجاة سبزوارى مى‏نويسد: هركس حاجتى دارد، آنچه را كه ذكر مى‏شود در يك قطعه كاغذى بنويسد و... (ادامه بحث را ميتوانيد مفاتيح الجنان ببينيد)

يكى از راه هاى توسل به امام زمان (عليه السلام) نوشتن عريضه براى آن حضرت است توسلي كه اصل آن از مستحبات در منابع ديني است. عريضه نويسي از سيره‌هاي بزرگان بوده آثار و بركات شگفت‌انگيزي از آن ذكر شده‌است.

طريقه آن چنين است كه: فرد نامه اى خطاب به امام زمان(عليه السلام)با قواعدي كه در كتب ادعيه معتبر درج شده مى نويسد و پس از نوشتن درخواست خود آن را در چاه ، آب جارى يا ضريح ائمه عليهم السلام مي اندازد. نكته مهم اينكه فقط اين درخواست شكل توسل داشته و امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)  بعنوان واسط براي استجابت دعا مد نظر است. وگرنه لازم به ذكر نيس كه طبق  مفاهيم شيعي، به جز خداوند متعال كسي قاضي الحاجات نيست. و اصولا عريضه نويسي چيزي غير از دعا نيست.

 

***

عريضه نويسي در اديان و ملل جهان:

ايران:

   با بررسي اداب و اخلاق اديان مختلف ، موارد قابل توجهي از رفتارهاي مشابه عريضه نويسي ديده مي شود. قبل از آن بايد گفته شود كه در ايران عريضه نويسي مختص به مسجد جمكران نيست و در مساجد كهن ايراني موارد دقيقا اينچنيني وجود دارد. به دو مورد كه نويسنده برخورد كرده يكي در مساجد اصفهان و ديگري در كرمان است

خارج از ايران:

    در ميان مردم هندوستان و پاكستان و بنگلادش شب نيمه شعبان به شب برات شهرت دارد و مردم پاكستان علاوه بر آداب مختلف، آن شب براي امام زمان عج عريضه نوشته و در دريا مي اندازند.

غير مسلمانان:

   مهمترين و قابل توجه ترين مورد، عريضه نويسي يهوديان در پاي ديوار ندبه است. ديوار ندبه از مقدس ترين اماكن مذهبي يهوديان و دركنار مسجد الاقصي و قدس شريف قرار دارد. طبق ايين يهودي، آنها نامه هاي خود را با مضون دعا و درخواست خطاب به خدا نوشته و با آرزوي اجابت ، آنرا در شيارهاي اين ديوار قرار ميدهند. در اين باره دو نكته بسيار جالب توجه است:

   اول انكه مسئولين اين مركز وب سايتي را تجهيز كرده كه يهوديان عريضه هاي خود را از سراسر جهان به آنجا ارسال داشته و مسئولين به جاي آنها عريضه ها را طبق آداب خودشان در شيارهاي ديوار ندبه قرار ميدهند.

   نكته جالبتر آنكه بزرگترين سياستمداران دنيا (حتي مسيحي) به بپاي ديوار ندبه رفته و آنجا به سبك عريضه، حاجاتشان را از خدا طلب كرده اند!

نوع ديگر آن كه اطلاعات كمي از آن موجود است. در قلعه هاي قديمي اروپا به چشم ميخورد و آنرا "چاه آرزو" مينامند. اينكه اين ريشه در رفتار كدام دين يا ايين دارد متاسفانه نويسنده اطلاعي نداشته و نياز به تحقيق مفصل دارد.

اينها تنها موارد پراكنده اي بود كه با اندك تحقيق حاصل شده و اگر مفصل و قوي تر تحقيق شود حتما موارد بسيار زيباتر و جالبتري به چشم خواهد خورد

***

اما اين عريضه واقعيتش چيست؟

 اگر بخواهيم برداشت درستي از عريضه نويسي داشته باشيم اول بايد درك صحيحي از دعا پيدا كنيم و بعد مفهوم اصيل "توسل" برايمان قابل فهم باشد. هر چند شرح كامل آن نياز به كارشناسان خبره حوزه دارد ولي در حد اوليه بايد گفت: دعا يك امر فطري و ذاتي بين بشريت است ، انسان داراي هر دين و آييني كه باشد ناخوداگاه در وقتي كه مضطر و نگران و بي پناه مي شود دست به دعا بر مي دارد و از قدرت مطلق و بي پايان هستي مدد ميخواهد. خوب حال اگر اين دعا به جاي شفاهي، شكل مكتوب بگيرد. جاي تعجب نيست و  نبايد تصور كرده اتفاق خاصي افتاده است. آيا  دعايي كه فرد به شكل شفاهي به محضر خدا مي‌گويد نميتواند  آن را مكتوب كرده  و به پيشگاه خداوند عرضه بدارد؟ . از طرف ديگر بايد به اين نكته توجه داشت كه در اسلام و بخصوص شيعه براي كوچكترين و معمولي ترين رفتارها، آدابي تعريف شده ، پس تعريف و آدابي زيبا و ارزشمند براي اين امر نيز بديهي است.

 

منتقدان و مخالفان چاه عريضه

آنچه به نظر مي رسد مخالفت با عريضه و چاه از طرف چند گروه صورت مي گيرد:

     الف- آنهايي كه به كل با تشيّع ، فرهنگ توسل يا امام عصر ارواحنافداه خصومت دارند.

     ب- شيعياني كه درك درستي از توسل  نداشته و با تفكرات نزديك به وهابيت يا حتي سكولار به امور مي نگرند.

     ج- آنهايي كه به طور خاص مسجد مقدس جمكران را قبول ندارند

     د- گروهي كه تاكيد و يا گسترش چاه عريضه به عنوان امري مقدس را نادرست مي دانند يا اشكالات حوزي بر آن دارند.

براي پاسخ به اعتراض و اشكال افراد به نكات زير بايد توجه داشت:

خيلي از شبهاتي كه به عريضه وارد ميشود ريشه در عدم درك صحيح از دعا و آداب آن دارد. بعضي با شعار "هيچ آدابي مجو" هر گونه آداب ادعيه -كه  در اسلام ، يا سيره بزرگان دين براي تسريع در اجابت دعا عنوان شده- را قبول ندارد. يا گروهي جاهلانه يا عامدانه اصل مفهوم توسل را زير سوال مي برند كه شرح آن مجال ديگري مي طلبد.

نكته : درقواعد ديني ، براي مستحبات ، ريزبيني و دقتي كه براي احكام فقهي واجب در نظر گرفته ميشود، لازم نيست و حداقل ميتوان به نيت رجاء خوانده شود و ثواب آن براي فرد منظور مي شود.كه از شرح آن از توان علمي نويسنده و حوصله بحث خارج است. (احاديث مَن بَلَغ در مستحبات يا مباحث تسامح در سنن)

اما موضوعي كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه نبايد به هر موضوع بيش از آنچه كه هست ارزش داده شود. هر اداب و مستحبات و اعمالي در حد خود و در جايگاه خود و در كنار ديگر اعمال و در تركيب مناسب ارزشمند است و اگر در آن افراط و تفريط شود، نظام تعريف شده بي ارزش و گاهي ضد ارزش است. نگاه نامتناسب و كاريكاتوري رفتاري: شينطنت آميز ، غير علمي و  طبيعتا مردود است.

يعني در همين مبحث ، عريضه و چاه عريضه را بيش از اندازه بزرگ جلوه دادن براي تحت تاثير دادن بقيه امور مهمتر، يا از سوي دشمنان آگاه است يا دوستان جاهل و مغرض !

وقتي مطلب قابل تامل تر مي شود كه اين اصرار بر تخريب جبهه مشتركي از طيفهايي با ظاهر فكري متضاد ايجاد ميكند. طبق آمار ارائه شده از سوي روابط عمومي مسجد مقدس جمكران، در سال 84 تا 86 بيش از  90  صاحب رسانه از 50 كشور جهان براي تهيه خبر به مسجد جمكران آمدند. از نكات قابل تامل اينكه اكثر آنها به جاي توصيف تاريخچه يا توصيف جمكران امروز، بيشترين تلاششان در بزرگنمايي چاه عريضه و نگاه كاريكاتوري و نامتناسب به چاه بوده و به منظور تحت‌الاشعاع قرار دادن جايگاه و عظمت اين مكان مقدّس به توصيف غير علمي و به دور از انصاف از چاه بسنده كرده اند. از طرف ديگر همين موضع از طرف شبكه هاي ماهواره اي ضد انقلاب خارج از كشور مرتب تاكيد مي شود و تا آنجا پيش مي رود كه در داخل خوراكي براي روشن فكر نما ها باشد.

هر چند كه چه در نشريات و منشورات مسجد به طور واضح به غير مقدس بودن چاه عريضه اشاره شده و حتي در تابلوها و بنرهاي اطراف چاه عريضه به اين نكته تاكيد شده است كه اين چاه فاقد قداست و خصوصيت خاصي است ،با جايگاه و شان مسجد جمكران ارتباطي ندارد و يك چاه عريضه معمولي است. ولي باز تاكيد ژورناليستي افرادي روي موضوع، هدفي جز شبهه به اصل مسجد و مخدوش كردن اين پايگاه عظيم تشيّع ندارند.

چند نكته:

- درصد كمي از زائران و نمازگزاران ميليوني مسجد مقدس جمكران به چاه جمكران سري مي زنند. بيشتر آنان كه اولين بار به اين مكان مي آيند شايد از سر كنجكاوي به چاه سري بزنند. (فضاي فيزيكي كوچك چاه خود مويد اين است) . آنان كه تجربه شبهاي چهارشنبه يا مناسبتهاي خاص جمكران را داشته باشند ميدانند كه حتي حضور درصدي از آن حجم عظيم جمعيت بر سر چاه غير ممكن است. زاتران بيشترين توجه و اصل تلاش خود را براي به جا آوردن اعمال مسجد مبذول داشته و يا استفاده از مراسم فرهنگي ديده مي شوند.

 - آنچه به نظر مي رسد اولين كسي كه بحث چاه را اينگونه مطرح كرد دكتر عبدالكريم سروش بود. وي در يك سخنراني در سال ۸۴ ،در پاريس به اين موضوع پرداخت و آنرا مورد هجمه اي غير علمي و ژورناليستي قرار داد.

 - يكي از مهمترين دلايلي كه نگاهها به چاه جمكران معطوف شد. شايعه حضور نماينده آقاي احمدي نژاد بر سر چاه و انداختن ميثاق هيات دولت با امام زمان بود. خبري كه هيچ مستندي نداشت و بارها تكذيب شد.

 - يكي از عواملي كه اخيرا بحث چاه عريضه را دوباره به سر زبانها انداخت سوال خبرنگار از  مسئول فرهنگي مسجد در اينباره بود.

***

براي آنان كه به واقع به دنبال حقيقت هستند دقت در منابع ادعيه معتبر (همچون مفاتيح الجنان) و مصداق‌هاي عيني و رفتار و منش بزرگان شيعه، نمونه‌هاي توسل علما از طريق عريضه‌نويسي و قرار دادن آن در چاه يا ضريح اهل بيت عليهم السلام  بسياري از شبهات موجود در اين زمينه را از بين مي‌برد. يا حداقل مي توان به دقت به شرح قواعد عريضه نويسي و مفهوم و ترجمه دعاي همراه با آن توجه كرد كه حاوي مضامين توحيدي، توسلي بسيار زيبايي در آن است و بسياري از شبهات را خود به خود برطرف ميكند.

هر چند كه مردم علاقه مند به مسجد جمكران از مسئولين مسجد انتظار داشتند زودتر از اين به شبهات دشمنان و نگراني دوستان پاسخ دهند ولي احتمال دارد به جهات مصالح بزرگتري كه از ديد افراد-كه اجراي كار را به عهده ندارند- دور است يا اينكه پرهيز از  بزرگنمايي بحث چاه و موضوعات جنبي از وارد شدن به اين بحث خود داري كرده اند.

ولي باز همين حركت (انتشار سند و مطلبي در ارتباط با چاه عريضه) نيز در خور تقدير بوده كه ان شاء الله با ادله مناسب در جهت رفع شبهات قدم بردارند.

http://www.jamkaran.blogfa.com/

وب : جمکران وناگفته ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:25  توسط  حجاری جهرمی   | 

نتظار، بدون صبر و بصیرت!


همه ما این جمله حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) را حفظ هستیم که فرمودند: «افضل العبادة انتظار الفرج» (1)
همچنین در سخن شریفی از امام علی(علیه السلام) چنین آمده است که: «أفضل العبادة عفّة البطن و الفرج ؛ برترین عبادت، نگهدارى شكم و میل جنسی [از محرمات‏] است».(2) اما آیا عفت ـ که دو مصداق آن بیان شد ـ مصادیق دیگری نیز دارد.
امام علی(علیه السلام) این سؤال را نیز پاسخ داده و فرمودند: «انّ افضل العفّه الوَرَع». ورع به معنی تقواست و به عبارتی، نقطه عالی نیت‌ها و اعمال انسان‌ها محسوب می‌شود. این جمله، یکی از جملاتی است که امام علی(علیه السلام) در نامه‌ای، به محمد بن ابی بکر نوشتند؛ آن هم زمانی که او را به عنوان والی مصر، رهسپار آن دیار کردند. مصر در آن زمان چنان دستخوش دگرگونی شده بود که علیه حکومت مرکزی ایستاده و علم شورش برداشته بود. داستان محمد بن ابی بکر با شهادتش توسط مأموران معاویه در آن خطه، پایان می‌پذیرد و مصر سرانجام رسماً از سیطره حکومت به حق امیرالمؤمنین(علیه السلام) خارج و به عنوان تحفه و دستمزد حیله‌ای که عمروعاص در صفین به خرج داد (قرآن بر سر نیزه کردن) به او سپرده شد. مصر قبل از شهادت محمدبن ابی بکر، شهادت مالک اشتر را نیز در کارنامه خود داشت. وقتی که مالک به عنوان فرماندار به آنجا رفت به نیرنگ عمروعاص شهید شد.
از خصوصیات بارز یاران امام زمان(عج) بصیرت و خردمندی آنهاست. در فتنه‌هایی كه زیركان در آن فرو می‌‌مانند، هوشیارانه راه می‌‌جویند و حق را از باطل می‌‌شناسند

ممکن است تصور کنید این مقدمه، قدری طولانی شده است؛ امّا نکته مهم همین جاست! چون در زمان عثمان، مهم‌ترین کسانی که به عنوان دادخواهی به مرکز حکومت اسلامی(مدینه) آمدند تا شکایت فرماندار را به عثمان کنند و گشایشی در کارشان حاصل شود، همین اهل مصر و بزرگان آنها بودند. علاوه بر مصریان، بزرگان سایر بلاد اسلامی نیز به مدینه آمده بودند و اجتماع بزرگی در مدینه به راه افتاده بود. عثمان از ترس شورش این جمعیت فراوان، سپاه شام را به فرماندهی معاویه به مدینه فرا خواند و معاویه هم سپاه را به سمت مدینه حرکت داد؛ ولی هیچ گاه اجازه نداد حتی به نزدیکی مدینه برسد! از آن طرف، عثمان، قول برکناری چند فرماندار را به مردم داد و مردم مصر با خوشحالی مدینه را ترک کردند. اما توطئه مروان باعث شد تا مصریان سراسیمه از نیمه راه بازگشته و وارد مدینه شوند و سرانجام پس از محاصره‌ای طولانی، با نیرنگ نزدیکان عثمان، خلیفه سوم کشته شد.

بعد از آن، مردم در مسجد جمع شدند تا با امام علی(علیه السلام) بیعت کنند. مصریان نیز در میان این بیعت کنندگان بودند. امام شروط بسیاری با مردم در میان گذاشتند و بزرگان نیز به نیابت از طائفه خود آن را پذیرفتند. اما سختی‌های عمل به پیمان و شرط، آغاز شد و اولین فتنه مسلمین که «جنگ جمل» بود درگرفت. امام خطاب به مسلمانان فرموده بود: «لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ؛ هیچ کس توان برداشتن این عَلم را ندارد؛ جز کسانی که اهل صبر و بصیرت باشند».3

اولین نزاع اهل قبله در گرفت و مسلمانان زیادی کشته شدند. اما هنوز خون‌های کشته‌شدگان خشک نشده بود که معاویه سر به طغیان گذاشت و خونخواهی عثمان و مؤاخذه شدن دروغین امام علی(علیه السلام) ـ به عنوان عامل قتل ـ را دست‌آویز جنگی کرد که صفین نام گرفت. در صفین، کارزار طولانی شد؛ تا این که سرانجام زمانی که پیروزی امام علی(علیه السلام) قطعی شده بود، نیرنگ عمروعاص مؤثر افتاد و کسانی که بی‌بصیرت به میدان وارد شده بودند، قرآن ناطق را ندیدند و به تکریم قرآن صامت روی آوردند!

بسیار بودند کسانی که تأمل نکردند و بی‌بصیرت وارد میدانی شدند که جز نابودی و هلاکت، ارمغانی برایشان به همراه نداشت؛
بصیرت و آگاهی عمیق آنان از اهداف، موجب می‌‌شود كه در راه اطاعت از امام خویش و در احیای سنت‌ها و مبارزه با بدعت‌ها درنگ نكنند و در پی رسالت شرك زدایی، به همراه امام خود بت شكنی كنند و پیرایه‌هایی كه به اسم دین در ذهن‌ها جای گرفته و با گذشت زمان تقدس یافته را نابود سازند

اگر طلحه و زبیر تن به تقوا سپرده بودند و عفت پیشه می‌کردند و اگر خوارج، بصیرت به خرج می‌دادند و امام را وادار به حکمیت نمی‌کردند و دست آخر رو در روی او نمی‌ایستادند و اگر اهل مصر ـ که انتظار گشایش و فرج واقعی داشتند و برقراری عدالت را می‌خواستند ـ به جای ایستادن در کنار عمروعاص، در کنار سرداران بزرگ امام علی(علیه السلام) ایستاده بودند، نه مصر تجزیه می‌شد، نه خوارج کشته می‌شدند و مهم‌تر اینکه بین اهل قبله چنین نزاع و جنگی در نمی‌گرفت.

از خصوصیات بارز یاران امام زمان(عج) بصیرت و خردمندی آنهاست. در فتنه‌هایی كه زیركان در آن فرو می‌‌مانند، هوشیارانه راه می‌‌جویند و حق را از باطل می‌‌شناسند.

بصیرت و آگاهی عمیق آنان از اهداف، موجب می‌‌شود كه در راه اطاعت از امام خویش و در احیای سنت‌ها و مبارزه با بدعت‌ها درنگ نكنند و در پی رسالت شرك زدایی، به همراه امام خود بت شكنی كنند و پیرایه‌هایی كه به اسم دین در ذهن‌ها جای گرفته و با گذشت زمان تقدس یافته را نابود سازند. یاران مهدی(عج) امام خود را می‌‌شناسند و به او اعتقاد دارند، اعتقادی كه در ژرف وجودشان ریشه دوانده و سراسر جانشان را فرا گرفته است. این معرفت، شناخت اجمالی نیست، بلكه معرفت به حق امام است.

اینک ما باید تاریخ را یک‌بار دیگر مرور کنیم تا بدانیم اگر به راستی خواستار گشایش هستیم، امر ظهور و فرج، بدون تقوا، صبر، عفت و بصیرت، محقق نخواهد شد.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص287.

2. ترجمه غرر(انصاری)، ج1، ص 185.

3. نهج‌البلاغه، خطبه 173.

فرآوری: امیر رضا عرب

بخش مهدویت تبیان


+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:22  توسط  حجاری جهرمی   | 


حدود ده سال است که ساکن مجیدیه هستیم و در تمام این مدت با یک خانواده ارمنی همسایه ایم که انسانهای شریفی هستند، حدود یک سال پیش دختر همسایه مبتلا به بیماری ای شد که باعث فلج شدن هر دو پایش گردید. از آن روز مدام مداوا و طبابت و عوض کردن این دکتر و آن دکترشان شروع شد، ولی فایده ای نکرد. یک روز که مرد همسایه داشت میرفت سر کار من هم از در بیرون میرفتم و باهم روبرو شدیم و پس از سلام و احوالپرسی جویای احوال دخترش شدم. گفت: این همه دکتر متخصص و گران قیمت هیچ تاثیری نداشت و هنوز دخترم قادر به حرکت نیست. (أيام  فاطميه بود )  به او گفتم: میخواهی دکتر متخصصی را به تو معرفی کنم که حتما این درمان از دستش بر میاد؟؟
گفت: اگر چنین کسی هست و فکر میکنی میتونه خوب بگو! گفتم: ما مسلمونا یه بانوی بزرگواری داریم به اسم حضرت فاطمه زهرا(س) اگر به او متوسل شوی و از او بخواهی مطمئنم مشکلت حل می‌شود. وقتی این را شنید لبخندی زد و سوار ماشین شد و گفت: از اینهمه دکتر فوق تخصص و متخصص چکاری بر آمد که از توسل بربیاد؟ ولی دوستام چند تا فوق تخصص که تازه از اروپا آمده اند بهم معرفی کردند. سراغ اونها میرم ببینم چکار میکنند، و خداحافظی کرده و رفت.
من هم به دنبال کارم رفتم و دیگر از آنها خبر نداشتم تا اینکه چند هفته بعد به در خانه ما آمد زنگ زد و مرا کار داشت. رفتم دم در و پس از سلام و احوال پرسی جویای حال دخترش شدم. با چشم گریان گفت: بعد از آن روز که باهم  صحبت کردیم من سراغ چندین متخصص دیگر رفتم ولی هیچ اثری نکرد. در صف انتظار یکی از متخصصین بودم و دخترم در کنارم خواب بود ، ناگهان یاد حرفهای تو افتادم و در دلم متوسل شدم به همان کسی که گفتی و گفتم: ای خانم بزرگواری که فلانی تو را معرفی کرد و من اسمت را یادم نیست ، من تاجر فرش هستم، نذر میکنم که اگر دخترم را شفا بدهی ، برای تمام صحن های حرمت فرش دستباف هدیه میکنم، در همین حال و هوای خودم بودم که دیدم دخترم مرا تکان میدهد، به خودم آمدم ، دخترم گفت : بابا ببین من راه میرم. اون خانم گفت: بابات از من خواسته که تورو خوب کنم. از جات بلند شو؛ و منو بلند کرد و من تونستم رو پاهام واستم و راه برم. و حالا در حالی که از تو برای معرفی این خانم خیلی ممنونم ، ازت خواهش میکنم آدرس حرمش رو بدی تا من نذرمو ادا کنم. اینجا دیگه من بودم که زار می‌زدم که ای مرد ، تو بی خبری که خانم بزرگ و با کرامت ما زهرای اطهر نه که حرم  ندارد بلکه قبر مشخصی هم ندارد.
صلی الله علیکِ یا فاطمه الزهرا
اللهم عجل لولیك الفرج

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:18  توسط  حجاری جهرمی   | 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم
گفتی: فانی قریب
.:: ..
من كه نزدیكم )بقره/۱۸۶(:…:


گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم

گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.::
هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.


گفتم: این هم توفیق می‌خواهد
! گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
.::
دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.


گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی

گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
.::
پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.


گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.::
مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.


گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (
ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.


گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.::
خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.


گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.::
به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.


گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌كنم

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.::
خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.


ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك

گفتی: الیس الله بكاف عبده
.::
خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.


گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما

.::
ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

 


با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟
! ... ... ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:13  توسط  حجاری جهرمی   | 

امام صادق (ع):

برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره خداوند و قدرت اوست.

جهادالنفس/ح53

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:11  توسط  حجاری جهرمی   | 

بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت (۱۳۹۲/۰۶/۰۶ - ۱۲:۱۹)
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌
 خوشامد عرض ميكنم به برادران عزيز و خواهر محترممان،(۱) و تبريك عرض ميكنم هفته‌ى دولت را - كه همراه شده با تشكيل هيئت دولت جديد - به همه‌ى دوستان، به همه‌ى شما و به رئيس جمهور محترم. هفته‌ى دولت مناسبتى است براى اينكه انسان تبريك بگويد و خداقوّتى بگويد به همه‌ى كاركنان و مديران و مسئولان قوّه‌ى مجريّه؛ و من اين فرصت را از دست نميدهم و به همه‌ى شماها و همه‌ى مديران و همه‌ى مسئولانى كه در قوّه‌ى مجريّه در سطوح مختلف، مشغول كار و خدمت و فعّاليّتند تبريك ميگويم، براى همه‌ى آنها و براى همه‌ى شما توفيق خدمت از خداوند متعال مسئلت ميكنم. طُرفه اين است كه در اين يادبود سالانه‌ى دولت نام دو شهيد فرزانه و خدوم، زينت‌بخش همه‌ى گفته‌ها و نوشته‌ها است. خيلى پرمعنا و پرمغز است كه در طول اين سالهاى متمادى، همه‌ى دولتها و همه‌ى دولتمردان، ياد دو شهيد خدمتگزار را سرلوحه‌ى روز دولت و هفته‌ى دولت قرار دادند و نگذاشتند كه گذشت زمان و حوادث گوناگون، ارزش شهادت را و ارزش خدمت صميمانه و متواضعانه‌ى اين دو بزرگ‌مرد را به دست فراموشى بسپرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:27  توسط  حجاری جهرمی   | 

اولین ذکری که بعد از اتمام نماز بسیار سفارش شده است:تسبیحات حضرت زهرا (س) است.از امام صادق (ع) مروی است که:
ما امر می‌کنیم کودکان خود را به تسبیح فاطمه (س) چنانکه امر می‌کنیم آنها را به نماز، پس ترک آن را مکن که هر که مداومت نماید بر آن ،شقی و بدبخت نمی‌شود.

در روایات معتبر وارد شده که ذکر کثیر که خدا در قرآن مجید به آن امر فرموده تسبیح حضرت فاطمه (س)است که باید بعد از هر نماز خوانده شود.
امام محمد باقر(ع) فرمودند:

هر که تسبیح فاطمه(س)را بگوید و بعد از آن استغفار کند خدا او را بیامرزد و آن بر زبان صد است و در میزان عمل هزار، و شیطان را دور می‌کند و خدا را خشنود می‌‌گرداند.

امام صادق(ع) نیز فرمودند:

هر که این تسبیح را بعد از نماز بگوید پیش از آنکه پاهایش را از حالت نماز بگرداند آمرزیده شود و بهشت بر او واجب گردد و نزد من از آنکه هزار رکعت نماز بگذارد در هر روزی بهتر است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:25  توسط  حجاری جهرمی   | 

نام : انسان

نام خانوادگی : آدمیزاد

نام پدر : آدم

نام مادر : حوا

لقب : اشرف مخلوقات

مأموریت : خلیفه ی الهی

ساکن: منظومه ی شمسی (سیاره زمین)

نژاد:خاکی ** آری نژاد همه ی ما خاکی است

مبدأ : سراچه ی دنیا

مقصد : سرای آخرت

ساعت پرواز: هرآن (نامعلوم)

مکان پرواز : هرکجا (نامعلوم)

کد پرواز : انّا لله و انّا الیه راجِعون

شماره پرواز : لا اله الا الله

بار مجاز : اعمال صالح (به هر اندازه وحجم)

بار غیر مجاز : مادیات دنیا

آثار به جا مانده بعد از پرواز : اولاد صالح ، اعمال نیک و مفید

واما....

واما توصیه های ایمنی : اجرای دقیق آموخته های کتاب و سنّت پسندیده ی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (ص)
[ یکشنبه 9 تیر1392 ] [ 13:21 ] [ احمد ]

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:24  توسط  حجاری جهرمی   | 

هنگامی که نوح قوم خود را نفرین کرد و هلاکت آنها را از خدا خواست (وطوفان همه را در هم کوبید) ابلیس نزد او آمد و گفت:توحقی بر گردن من داری که من می‌خواهم آن را تلافی کنم!!!

نوح (در تعجب فرو رفت) گفت: بسیار بر من گران است که حقی بر تو داشته باشم، چه حقی؟!!

گفت همان نفرینی که درباره قومت کردی و آن ها را غرق نمودی، و احدی باقی نماند که من او را گمراه سازم، من تا مدتی راحتم، تا زمانی که نسل دیگری بپاخیزند و من به گمراه ساختن آن ها مشغول شوم.

نوح (با اینکه حداکثر کوشش را برای هدایت قوم خود کرده بود، در عین حال ناراحت شد و)به ابلیس گفت: حالا چه جبرانی می خواهی بکنی؟

 گفت: درسه موقع به یاد من باش! که من نزدیکترین فاصله را به بندگان در این سه موقع دارم:

  • هنگامی که خشم تو را فرا می گیرد به یاد من باش!
  • هنگامی که میان دو نفر قضاوت می کنی به یاد من باش!
  • و هنگامی که با زن بیگانه ای تنها هستی و هیچ کس در آنجا نیست باز به یاد من باش!

منبع:تفسیر نمونه جلد ۶، ص۱۴۲

http://eslamshye.blogfa.com/  دانستنیهای دینی

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:23  توسط  حجاری جهرمی   | 

انسان كيست؟ و انسان چيست؟

أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ، بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم

 انسان يعني چه؟

آيا انسان همان حيوان ناطق است؟[1] آيا انسان روحي است كه جسم به آن تعلق گرفته است؟[2] آيا انسان جسمي است كه روح به آن تعلق گرفته است؟ آيا به هر موجودي به شكل و شمايل ما، انسان گفته مي‌شود؟ آيا هر كسي كه شخصيت خاصي داشته باشد، انسان ناميده مي‌شود؟ انسان يعني چه؟ در بينش قرآن انسان يعني چه؟ در مكتب اهل بيت(ع) انسان يعني چه؟ فرض كنيد كه شما و صدام در كنار هم قرار مي‌گيريد، كدام يكي انسان هستيد؟ آيا هر دوي شما انسان هستيد؟ آيا شما انسان هستيد و ايشان انسان نيست؟ و يا ماجرا به صورت ديگري است؟ بايد چه تعريفي براي انسان داشته باشيم؟ انسان چه مقدوراتي دارد، چه جنبه‌هايي و چه مقدوراتي دارد؟ خداوند چه ابعادي را در انسان قرار داده است؟ و به لحاظ هر بُعد، چه مقدوراتي براي انسان وجود دارد؟ و با توجه به اينها، انسان در دنيا بايد چكار كند؟

http://bidar90-velayat.blogfa.com/

وب :بچه های آسمان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:10  توسط  حجاری جهرمی   | 

تمام بدبختی های ما بخاطر دوری از قرآن است

«انس با قرآن دلهاى ما را با معارف قرآن آشناتر خواهد كرد. هرچه در دنياى اسلام كمبود هست، بر اثر دورى از معارف الهى و معارف قرآنى است. قرآن كتاب حكمت است، كتاب علم است، كتاب حيات است. حيات امتها و ملتها در آشنائى با معارف قرآن و عمل به مقتضاى اين معارف و عمل به احكام قرآنى است. انسانها اگر طالب عدالتند و از ظلم بيزارند، راه مبارزه‌ى با ظلم را بايد از قرآن فرا بگيرند. انسانها اگر طالب علمند و به وسيله‌ى معرفت و آگاهى و علم ميخواهند زندگى را رونق ببخشند و راحت و رفاه را براى خودشان تأمين كنند، راهش به وسيله‌ى قرآن نشان داده ميشود. انسانها اگر در پى ارتباط با خداى متعال و صفاى معنوى و روحى و آشنائى با مقام قرب الهى هستند، راهش قرآن است.

ضعف ما امت مسلمان، عقب‌ماندگى ما، كج‌رفتارى‌هاى ما، كج‌تابى‌هاى ما در مسائل اخلاقى و زندگى، همه‌ى اينها ناشى از دورى از قرآن است. ملتهاى مسلمان بر اثر حاكميت طغيانگران و طاغوتها - كه قرآن مخاطبان خود را اين همه از طاغوتها برحذر داشته است -  خونشان مكيده شد؛ نه فقط خون اقتصادى‌شان، نه فقط منابع حياتى و معادن زيرزمينى و نفت و امثال اينها، بلكه روحيه‌ى ايستادگى‌شان، مقاومتشان، طلب علوّ و عزت در دنيا هم از ملتهاى مسلمان گرفته شد. ملتهاى مسلمان به فرهنگ خودشان پشت كردند، فرهنگ ماديگرى را پذيرفتند. با اينكه بظاهر ما كلمه‌ى «لا اله الّا اللَّه» گفتيم، در طول زمان مسلمان بوديم، اما فرهنگ غرب و معارف غرب در دلهاى ماها اثر كرد و ماها را از حقايق دور كرد. آن وقت نه فقط اقتصادمان را، عزت دنيوى‌مان را از دست داديم، بلكه اخلاق و معالم اخلاقى‌مان را هم از دست داديم. ما اگر دچار تنبلى هستيم، اگر دچار ضعف و سستى هستيم، اگر دلهاى ما با يكديگر مأنوس نيست، اگر در ميان ما بدخواهى وجود دارد، اينها از آثار فرهنگ تزريقاتىِ تحميلىِ ضد اسلامى و غير اسلامى است.

 نقش قرآن اين است كه ما را از لحاظ ماده و معنا اعتلاء ببخشد؛ و اين كار را قرآن ميكند. كسانى كه با تاريخ آشنا هستند، نمونه‌هايش را در تاريخ ديدند؛ و ما مردمِ اين زمان، در زمان خودمان داريم نمونه‌هايش را مشاهده ميكنيم. يك نمونه، همين شما ملت عزيز ايران هستيد. شما خيال نكنيد در دوران رژيمهاى طاغوتى - چه رژيم پهلوى، چه قبل از آنها رژيم قاجار - ملت ايران ذره‌اى اعتبار در محيط بين‌المللى داشت؛ نداشت. اين استعداد جوشان و متراكمى كه در ملت ما هست، مثل يك گنجينه‌ى فراموش شده‌اى، مثل گنجى در ويرانه‌اى مدفون شده بود؛ مگر به صورت تصادفى، يك فردى خودش را نشان بدهد، كه نشان نميداد. اين همه جوان فعال و پرنشاط و مبتكر و علاقه‌مند به پيشرفت كشور كه امروز شما ملاحظه ميكنيد در عرصه‌هاى مختلف افتخار مى‌آفرينند، عزت مى‌آفرينند، نام نيك براى ملتشان درست ميكنند؛ خب، جوانها آن روز هم بودند، اما به خاطر غلبه‌ى طواغيت، اين حرفها ديگر نبود.

 به همين اندازه كه ما يك قدم به سمت قرآن، به سمت معارف قرآنى برداشتيم - كه آنچه كه ما به سمت قرآن حركت كرديم، واقعاً يك قدم هم بيشتر نيست - خداى متعال به ما عزت داده است، به ما حيات داده است، به ما آگاهى و بصيرت داده است، به ما قدرت و قوّت بخشيده است. ملت ما امروز يكى از زنده‌ترين و قوى‌ترين ملتهاى دنياست. استعداد متراكم و جوشان وآمادگى و مشاهده‌ى پى‌درپى پيشرفتها در عرصه‌هاى مختلف؛ امروز وضع كشور ما اينجورى است. ملتهاى ديگر هم ملت ما را تحسين مي كنند.»

بیانات رهبر معظم انقلاب(ایده الله تعالی) - 1390/5/11

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ساعت 23:59  توسط  حجاری جهرمی   | 
یاد من باشد ....

یاد من باشد فردا

به دل کوزه ی آب، که بدان سنگ شکست
بستی از روی محبت بزنم
تا اگر آب در آن سینه ی پاکش ریزند آبرویش نرود
رخ آیینه به آهی شویم
تا که من را بنشاند در خویش
من در آن آیینه خواهم خندید
خاطر آیینه از اخم به تنگ آمده است



یاد من باشد از فردا صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا آب زمین
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت
خانه ی دل بتکانم ازغم
و به دستمالی از جنس گذشت
بزدایم دیگر تاری گرد کدورت از دل
مشت را باز کنم تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم



یاد من باشد فردا دم صبح

به نسیم از سر صدق سلامی بدهم
و به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش نگردد فردا
زندگی شیرین است زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت از سفر برگردد
بذر امید بکارم در دل
لحظه را در یابم
من با بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم
یاد من باشد فردا حتما
به سلامی دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدی است




یاد من باشد فرداحتما

دو رکعت راز بگویم با او
صبح بر نور سلامی بکنم
پرده از پنجره ها بردارم
آه ای غفلت هر روزه ی من
من به هر سال که بر من بگذشت
غرق اندیشه ی آن فردایی
که نخواهد آمد
می نشانم به جامه عمرم ،سیصد و شصت و پنج غفلت را

http://www.goya1.blogfa.com/

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۱ساعت 22:3  توسط  حجاری جهرمی   | 

سیمای جهاد

 

 

از آن جا  که بین حج و جهاد شباهت هایی وجود دارد; از جمله اینکه یک مسلمان برای انجام هر دو واجب الهی نیازمند تلاش طاقت فرس، گذشت و فداکاری و کوچ کردن از خانه و کاشانه اش است، موضوع جهاد را نیز در این برنامه دنبال می کنیم و در حد فهم مخاطبین این بخش به گوشه هایی از آن اشاره می کنیم.
مفهوم جهاد
جهاد یعنی (کوشش کردن، کوشیدن به اندازه طاقت) (کوشش توأم با رنج، تلاش در کار با آنچه در توان باشد.)30
وقتی جهاد با کلمه (فی سبیل الله; در راه خدا) همراه باشد، مفهوم ویژه ای دارد و هرگونه فعالیت و مبارزه سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی، با جان و مال و زبان و قلم و فکر را شامل می شود.
اقسام جهاد
عالمان دین جهاد را به دو نوع تقسیم کرده اند که البته از زاویه ای دیگر می توان آن را به سه بخش تقسیم کرد:
1.
جهاد دفاعی
این نوع از جهاد برای دفع تجاوز انجام می پذیرد. هنگامی که حقوق افراد یک جامعه یا یک ملت مانند: آب و خاک، مال و ناموس، دولت و مکتب و ارزش هایی که مورد قبول یک جامعه اسلامی است از سوی دشمنان خارجی یا مخالفان داخلی مورد هجوم و تجاوز قرار گیرد، بر مسلمانان اعم از زن و مرد و کوچک و بزرگ واجب است با تمام توان و با هر وسیله ممکن به جهاد و مبارزه با متجاوز برخیزند و از حقوق شخصی، ملّی و آیین خود و هم نوعان دفاع کنند.
2.
جهاد ابتدایی
گاهی تجاوز در سرزمینی خارج از مرزهای یک کشور اسلامی واقع می شود; مانند تجاوز متجاوزان به مردم فلسطین، بوسنی، عراق و افغانستان. یا به قول استاد شهید مرتضی مطهری(ره): گاهی انسانیّت و ارزش های انسانی مانند آزادی، که (اینها از حقوق یک فرد و یا از حقوق یک ملت برتر است [و] مقدس تر است و دفاع کردن از آنها پیش وجدان بشری بالاتر است)،31 مورد هدف و تجاوز دشمن قرار می گیرد، در این صورت بر مسلمانانی که از معرکه به دور هستند و به حسب ظاهر به آنان تجاوز نشده است، واجب است به یاری هم نوعان خود بشتابند و از حقوق آنان و نیز ارزش هایی که از سوی بدخواهان متجاوز مورد تعرض قرار گرفته است دفاع کنند.
پیامبر گرامی اسلام می فرماید: (من سَمع رجلاً ینادی یا للمسلمین فلم یُجبه فلیس بمسلم;32 هرکس فریاد انسانی را بشنود که از مسلمانان کمک می خواهد و ندای او را پاسخ ندهد، مسلمان نیست.)
براساس این سخن پیامبرھ، در هرجا تجاوز، متجاوز و ستم دیده ای هست، ساکت و بی تفاوت بودن، از انسانیت و مسلمانی به دور است. بنابراین بر مسلمانان است که به یاری ستم دیده بشتابند و از حق مظلوم دفاع کنند، تفاوت ندارد که مظلوم، مسلمان باشد یا غیر مسلمان. در این صورت، جهاد برای افرادی که به یاری مظلومان می شتابند و به طور مستقیم با تجاوز متجاوز روبرو نیستند، ابتدایی است.
البته برداشت دیگری از جهاد ابتدایی وجود دارد که مبتنی بر حضور امام معصوم است که بحث از حدود و چگونگی آن، مجال دیگری را می طلبد.
3.
جهاد با نفس
امیرمؤمنان علی$ می فرماید: پیامبرھ لشکری را برای پیکار با دشمن فرستاد و پس از بازگشت پیروزمندانه به آنان فرمود: (خوش آمدند گروهی که جهاد کوچک را انجام دادند، اما جهاد بزرگ تر همچنان بر گردن آنها باقی است. پرسیدند: جهاد بزرگ تر کدام است؟ فرمود: جهاد با نفس).33 منظور از جهاد کوچک در این روایت، جنگ با دشمن و مراد از جهاد بزرگ، مبارزه با خواسته ها و تمایلاتی است که انسان را به سرپیچی از دستور خدا و قانون وادار می سازد که نمونه های آن در زندگی ما فراوان است; مانند: فرمان خدا به نماز صبح و خواسته دل بر ادامه دادن به خواب صبحگاهی، قانون بازدارنده عبور از چراغ قرمز و فرمان هوای نفس بر عبور از آن، قانونی که ما را به رعایت حقوق هم کلاسی ها فرا می خواند و تمایل نفس بر شلوغ کردن و حرف زدن.
در این گونه موارد، انسان با دو دستور روبروست: یکی، فرمان خدا و قانونی که براساس مصلحت افراد و عموم مردم وضع شده است و دیگری، فرمان نفس که انسان را به سرکشی و بی توجهی به قانون فرا می خواند، و در این صورت برای رسیدن به سعادت و خوش بختی باید با در اختیار گرفتن نفس و پافشاری در برابر خواسته های او، آن را در مدار حق قرار داد; این مبارزه و تلاش را جهاد با نفس می گویند.
حقیقت جهاد اسلامی
اسلام دینی است فطری که از راه دلیل و برهان و بهره گیری از صفای باطن و فطرت پاک انسان ه، راه توسعه و نفوذ در دل انسان ها و ایجاد فضایی مناسب برای زندگی شرافت مندانه براساس ارزش های انسانی را برای همگان فراهم می سازد. این دین با خون ریزی، ویرانی، نابسامانی و با هدف کشورگشایی و تجاوز به حقوق دیگران سر سازش ندارد و به قول استاد مطهری: (هر نوع قتالی و جنگی به عنوان تجاوز، یعنی [برای دست اندازی بر مال و ثروت و نیروهای دیگران] و به عبارت دیگر جنگ برای استخدام نیروهای اقتصادی یا انسانی یک قومی به هیچ وجه از نظر اسلام روا نیست. از نظر اسلام این گونه جنگ ها نوعی ظلم است. جهاد فقط به عنوان دفاع و در واقع مبارزه با یک نوع تجاوز است که می تواند مشروع باشد.)34
توضیح اینکه حیات و زندگی در جهان طبیعت به تلاش و مبارزه دائمی با آفت ها و خطرها بستگی دارد، از این رو هریک از موجودات به فراخور حال خود از ابزار مناسب برای دفاع برخوردارند. شاخ های پیچ در پیچ گوزن، ساق های نازک و باریک آهو برای فرار، دندان های تیز و پنجه های قوی شیر و ببر و پلنگ و نیز ریشه های قوی گیاهان، همه ابزارهای دفاعی این موجودات هستند.
انسان نیز همانند سایر موجودات دارای ابزارهای دفاعی است. همان طور که نظام خلقت گلبول های سفید را به طور طبیعی در بدن او قرار داده است تا از ورود آفت ها و هجوم میکروب ها جلوگیری کنند، شارع مقدس نیز به وی اجازه داده است تا با بهره گیری از فکر و استعداد و ابزارهای مناسب از حقوق خود و هم نوعان و ارزش های جامعه دفاع کند و حتی به جنگ و جهاد بپردازد. هرچند جنگ در اسلام هیچ گاه به عنوان یک ارزش تلقی نمی شود و کار ناشایستی است، اما همان طور که شهید مطهری می فرماید: (هر جنگی از طرف هرکسی تجاوز نیست; ممکن است تجاوز باشد و ممکن است جواب گویی به تجاوز باشد، چون گاهی جواب تجاوز را باید با زور داد; یعنی راهی غیر از زور برای جواب دادن به تجاوز نیست. یک دین اگر دین جامعی باشد، باید فکر آن روز را کرده باشد که اگر [پیروانش] مورد تجاوز قرار گرفتند و یا اگر فرضاً خودشان مورد تجاوز قرار نگرفتند و مردم دیگری مورد تجاوز قرار گرفتند، چه کنند. برای این جا باید قانون جنگ و جهاد مقرر کند که اسلام بدین منظور آن را تنظیم کرده و به آن ارزش داده است. اسلام می گوید: سکسی که در راه دفاع از مالش کشته شودز35 و نیز سکسی که در راه دفاع از ناموسش کشته شود، او شهید استز36; پس دفاع از ناموس هم مانند دفاع از جان و مال است، بلکه بالاتر است; دفاع از شرافت است. دفاع از استقلال برای یک ملت قطعاً امری مشروع است. پس در صورتی که یک قوم بخواهند استقلال قوم دیگر را بگیرند و آنها را تحت قیمومت خودشان قرار دهند و این ملت بخواهد از استقلال خودش دفاع کند و دست به اسلحه ببرد، کاری مشروع و بلکه ممدوح و قابل تحسین انجام داده است. پس دفاع از حیات، دفاع از مال و ثروت و سرزمین، دفاع از سرزمین، دفاع از ناموس; همه اینها دفاع هایی است مشروع)37 و این است چهره جهاد در اسلام.
قرآن کریم در آیات فراوانی به جهاد و حدود آن پرداخته است که ما به سه نمونه اشاره می کنیم:
(
با کسانی که با شما جنگ می کنند، در راه خدا بجنگید و تجاوز نکنید، زیرا خدا تعدی کنندگان را دوست ندارد.)38
(
چرا در راه خدا و برای مردان و زنان و کودکان ناتوانی که می گویند: ای پروردگار ما! ما را از این قریه ستم کاران بیرون آر و از جانب خود یار و مددکاری قرار ده، نمی جنگید؟!)39
(
و اگر خدا بعضی را به وسیله بعضی دیگر دفع نکرده بود، دیرها و کلیساها و آتشکده ها و مسجدهایی که نام خداوند به فراوانی در آن برده می شود، ویران می گردید.)40
ارزش جهاد و فضیلت جهادگران
جهاد در راه خدا که بر پایه حق و جلوگیری از تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی و ارزش های انسانی استوار است، پشتوانه ای قوی برای عزت و سربلندی و نیل به امنیّت و آرامش و استقلال یک کشور به شمار می رود. پیامبر گرامی اسلام می فرماید: (جهاد کنید تا مجد و عظمت را برای فرزندانتان بر جای گذارید.)41
امیر مؤمنان علی$ با تشبیه جهاد به زره و سپر، بر نقش حفاظتی آن تأکید کرده و می فرماید: (جهاد، دری از درهای بهشت است که خداوند آن را بر افراد خاصی از بندگانش گشوده است، و جامه تقوا و پاکی هاست که بر تن آنان پوشانده، و زره استوار الهی است که آسیب نبینند، و سپر محکم اوست [که تیر بلا در آن ننشیند]. هرکه جهاد را رها کند و ناخوشایند داند، خدا جامه خواری بر تن او پوشاند و فوج بلا بر سرش کشاند و در زبونی و فرومایگی بماند….)42
استاد مطهری(ره) با اشاره به این سخن حضرت$ می فرماید: (اگر ملتی مسلمان، روحش روح جهاد باشد… و اگر این سپر الهی را همواره در دست داشته باشند، دیگر ضربتی بر آنها کارگر نخواهد افتاد، زره، آن جامه حلقه حلقه آهنین است که سربازان هنگام جنگ مانند یک پیراهن بر تن می کردند و اما سپر، ابزاری است که به دست می گرفته و مانع ورود ضربت می شده اند. کار سپر، جلوگیری از ورود ضربت بوده و کار زره، خنثی کردن اثر ضربت وارده. ظاهراً علی$ از آن جهت جهاد را هم به سپر تشبیه کرده و هم به زره که برخی جهادها نوعی پیش گیری است و مانع ورود ضربت می شود و بعضی دیگر شکل مقاومت و بی اثر کردن حملات را دارد.)43
رسول گرامی اسلام نیز در بیان اهمیت جهاد می فرماید: (آن کس که جهاد را ترک گوید، خداوند بر اندام او لباس ذلت می پوشاند و فقر و احتیاج بر زندگی و تاریکی بر دین او سایه خواهد انداخت.)44
جهاد در راه خدا علاوه بر آثار دنیوی، نوعی معامله با خداست که بهشت برین را به دنبال خواهد داشت. در قرآن آمده است: (خدا از مؤمنان جان ها و مال هایشان را خرید تا بهشت برای آنان باشد. در راه خدا جنگ می کنند، چه بکشند یا کشته شوند. وعده ای که خدا در تورات و انجیل و قرآن داده است، به حق بر عهده اوست و چه کسی بهتر از خدا به عهد خود وفا خواهد کرد؟ پس به این معامله ای که با او کرده اید، شاد باشید که کام یابی بزرگی است.)45
فداکاری و جانبازی در این جهاد در واقع جاودانگی و به حق پیوستگی است، چرا که قرآن می فرماید: (کسانی را که در راه خدا کشته شده اند، مرده مپندارید; بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند.)46
تاریخ پر فراز و نشیب اسلام صحنه های باشکوهی از دفاع جانانه و ایثار و فداکاری مسلمانان را درون خود جای داده است. حماسه هشت سال دفاع مقدس ملت ایران نمونه بارزی از این جهاد خدایی است که مردم با نثار جان و مال خود در جنگی نابرابر، شجاعانه به میدان آمدند و انقلاب و کشور خود را از تجاوز متجاوزان رها ساخته و عزت و افتخار و سربلندی و استقلال را نصیب خود کردند. مطالعه این فرازهای تاریخی می تواند ما را در شناخت هرچه بیشتر چهره واقعی جهاد اسلامی و پیامدهای مثبت آن یاری رساند.
پی نوشت ها:
29 فرهنگ فارسی عمید، واژه جهاد.
30
فرهنگ معارف و معاریف، واژه جهاد.
31
جهاد، ص42.
32
الکافی، ج2، ص164.
33
وسائل الشیعه، ج11، ابواب جهاد النفس، باب1، حدیث1.
34
جهاد، ص39.
35
وسائل الشیعه، ج15، ص49.
36
همان، ص120.
37
جهاد، ص4041.
38
بقره(2) آیه 190.
39
نساء(4) آیه 75.
40
حج(22) آیه 40.
41
وسائل الشیعه، کتاب الجهاد، باب1 از ابواب جهاد، حدیث16.
42
نهج البلاغه شهیدی، خطبه 27.
43
قیام و انقلاب مهدی به ضمیمه شهید، ص91.
44
وسائل الشیعه، همان، ابواب جهاد العدو، باب1، حدیث2.
45
توبه(9) آیه 111.
46
آل عمران(3) آیه 169.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۱ساعت 23:10  توسط  حجاری جهرمی   | 

     حجاب از دیدگاه دانشمندان کشورهای مختلف

 

به گزارش خبرگزاری ابنا، دکتر «نوا بخش»، پژوهشگر، محقق و استاد دانشگاه می‏گوید: "در دیدگاه غرب، زن تا زمانی مورد احترام است که در چارچوب خواسته‏های نظام سرمایه‏داری نقش‏آفرین باشد؛ در غیر این صورت، از چرخه تعاملات جامعه بیرون شده و اعتبار خود را در جامعه از دست می‏دهد.

یکی از زنان نویسنده آمریکایی در کتاب خود به نام Regress  ارتجاع این مطلب را پذیرفته و می‏گوید: "من به عنوان یک فمینیست اعلام می‏کنم که جامعه آمریکا هیچگاه مثل امروز آزاد نبوده، و در عین حال هیچ وقت خود را مثل امروز تا این حد نگون‏بخت نمی‏دیده است. این بدان معنی است که آزادی به او اندیشه و تفکّر صحیح را نیاموخته است."

وی در جای دیگری از کتاب خود می‏افزاید: "اما با وارد شدن حجاب به عرصه زندگی، معیار‏هایی مثل مادر بودن، احترام و حتی مفهوم خانواده و عفاف را درک کردیم."

خانم پروفسور «یوت ساشووسکی» (Ute Sashovsky)  وکیل دادگسری در آلمان می‏گوید: "ما در هر ایالتی که زندگی می‏کنیم، باید قوانین مربوط به آن ایالت را مراعات کنیم، نه قوانین ایالتهای دیگر را. در نتیجه، رعایت قانون یک ایالت توسط اهالی آنایالت، به هیچ وجه ضایع کردن حقوق ساکنان ایالتهای دیگر نیست. به همین ترتیب کسی که معتقد به یک دین است ملزم به رعایت قوانین و دستورات آن دین می‏باشد و این کار او به معنی ضایع کردن حقوق پیروان سایر ادیان نیست. و اگر می‏بینیم در جایی قانون ممنوعیت حجاب تصویب می‏شود، این کار، تبعیض نسبت به حقوق پیروان یک دین به نفع پیروان ادیان دیگر است."

وی در جای دیگری می‏گوید: "من می‏پندارم کسی که از روی اعتقاد دینی خود روسری بر سر دارد به هیچ وجه به حقوق دیگران تجاوز نکرده است."

این وکیل آلمانی تاکید می‏کند: "قانون ممنوعیت حجاب، به نسبت قانون ایالتی هسن، بزرگترین بی‏عدالتی و قانون‏شکنی به حساب می‏آید و در مقابل، حجاب یکی از موانع محکم در برابر فساد و فروپاشی جامعه است. چرا در جامعه‏ای که عمل زشتی مثل همجنس‏بازی توسط قانون به رسمیت شناخته شده است، رعایت عادی‏ترین سفارشات و دستورات دینی برای مسلمانان ممنوع می‏باشد؟!"

پروفسور نروژه گارودی»، از متفکران فرانسوی معتقد است که ممنوعیت حجاب برای مسلمانان فرانسوی نتیجه تبلیغات مسموم آمریکا و صهیونیسم بر ضد اسلام است.

وی می‏گوید: "امروز، جنگ بر ضد تروریسم به وسیله‏ای برای تضعیف نمودن اسلام در جهان تبدیل شده و آمریکا و رژیم صهیونیستی سعی دارند چهره اسلام را به جهانیان بسیار خشن جلوه دهند.

گارودی ممنوعیت حجاب در فرانسه را اقدامی غیر دموکراتیک شمرده و می‏گوید: "حجاب یکی از اصول بنیادی و ارزشی به حساب می‏آید."

آلما (Alma) و لیلی (Lili) هر دو دختر وکیل «لوی»  که یک یهودی است، اسلام آورده‏اند و به دلیل حفظ حجاب خود از مدرسه اخراج شده‏اند.  این دو خواهر که بر حفظ حجاب خود اصرار دارند می‏گویند به هیچ قیمتی حاضر نیستند دست از حجابشان بردارند. پدر یهودی این دو خواهر  می‏گوید: "من به دین دخترانم احترام می‏گذارم، از آنها حمایت می‏کنم و در دادگاه از آنها دفاع خواهم کرد."

لوی می‏گوید: "حجاب یکی از دستورات قرآن است که ارزش اخلاقی زن در جامعه را تعیین می‏نماید. حجاب نشانگر پاکیزه بودن، رستگاری و آلوده نبودن زن است."

خانم «هنولا ناکاتا» (Henula Nacata) نویسنده ژاپنی می‏گوید: "اسلام آوردن برای من یک آزمایش بسیار بزرگ بود. همکاران، دوستان و نزدیکانم به من ناسزا گفته و با من بدرفتاری نموده و علاوه بر آن اهانت بسیاری کردند و حتی با من قطع رابطه نمودند. اما پس از مدّتی، پایداری من در حفظ حجاب، باعث پیروزی من بر همه این ناسازگاری‏ها گشت و همه آنها از در صلح با من وارد گشته‏اند. تحمل من در برابر این آزمایش باعث شد تا خداوند همه این‏ها را به من بازگرداند.

خانم ناکاتا در باره احساس خود از داشتن حجاب می‏گوید: "با داشتن حجاب بود که من انسانیت و ارزش زنانگی خود را احساس کردم. حجاب به من می‏آموزد که از دسترس بیگانگان دور بمانم. امروزه به‏ویژه در بین جوانان، گرایش روزافزون به حجاب دیده می‏شود که نشانه رشد اسلام نیز می‏باشد. تا من زنده هستم، برای اسلام و حجاب تبلیغ خواهم کرد، چون حجاب مایه آرامش و آسایش در جامعه می‏باشد."

«میشل لالان» کشیش فرانسوی می‏گوید: «من به عنوان یک مسیحی مطمئن هستم که حجاب مسلمانان همچون یک ارزش معنوی باید آزاد باشد و جایگاه مناسب خود را در میان جامعه داشته باشد.»

خانم «رَجنَر اختر» سمیناری را به نام "اندیشه پیرامون حجاب اسلامی" در لندن برگزار نمود. وی می‏گوید: "من این سمینار را تشکیل دادم تا از خانم‏های محجبه و موضوع حجاب دفاع کنم تا حجاب در کشورم آزاد باشد."

وی می‏افزاید: «حجاب به نفع ما و کشور ماست. باید چنین سمینار‏هایی را در شهر‏های مختلف کشور تشکیل داد تا حجاب را به همه معرفی نموده و آن را تبیین کند که همه بدانند حجاب نه تنها ضرری ندارد بلکه به نفع مردم، جامعه و کشور است.»

خانم «ایوان ردلی» نویسنده و خبرنگار معروف انگلیسی که اسلام آورده و محجبه شده است، می‏گوید: "حجاب در زندگی من و حفظ امنیت من نقش بسیار بزرگی را ایفا نمود و من با پناه آوردن به حجاب، خود را در امنیت احساس می‏کنم."

منبع:دختران حجاب

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۱ساعت 23:8  توسط  حجاری جهرمی   | 

خود نمائی قدیمی و مدرن 

 

زنان عرب قبل از ظهور اسلام دارای پوشش شایسته نبودند

و با آشکار کردن زینت ها و نمایش برخی اندام خویش در جامعه حاضر می شدند

تا اینکه زمینه نزول آیات وجوب حجاب و حرمت خود نمائی در جامعه و مجالس عمومی

 آماده شد و آیاتی به زنان ابلاغ شد

 چنانچه می فرماید : در خانه های خود قرار بگیرید و همانند دوران جاهلیت نخستین

 که زنان به منظور خود نمائی از منزل خارج می شدند

در میان مردم ظاهر نشوید

 منظور این نیست که زن به طور کلی در خانه بنشیند بلکه این است که

برای خودنمائی و نمایش جاذبه های زنانه در میان مردم حاضر نشود

 منظور از جاهلیت نخستین چنانچه تفاسیر گویند

جاهلیت قبل از بعثت رسول گرامی اسلام(ص) بوده که در آن عصر

 وضعیت پوشش زنان عفیفانه و خودپسندانه نبوده است و بنابراین طبق این آیات

(نور -31 )خود آرائی و خود نمائی و بدحجابی زنان عمل جاهلانه ای است که

 زنان عصر جاهلیت قدیم به آن مبتلا بودند و زنان مسلمان

نباید زیر بار چنین ننگی بروند.

 اما چه شده است که زنان و دختران امروزی با توجه به گوشزدی که

قرآن کرده و به آنها گفته است که گول این فریب شیطان را نخورند

ولی باز دختران جوان و حتی برخی مادران نیز در این دام شیطانی

گرفتار شده اند.

این دخترانی که در خیابان آرایش کرده قدم می زنند

این دخترانی که موهای خود را برای جلب نظر بیرون می آورند

این دخترانی که با لخت کردن ساق دست و پای خود جلب توجه می کنند

این دخترانی که مانتوهای آنچنان تنگی می پوشند تا به آنها نگاه شود

این ها همه و همه کسانی هستند که فریب شیطان را خورده اند

بیائید برای استقبال از تنها معصوم باقیمانده عالم خود را آماده کنیم......

منبع:وبلاگ حجاب

 

 

 

انگیزه ی اصلی پوشیده بودن چیست؟  

 یکی از انگیزه های پوشش ابراز صداقت در دوستی با خداوند است

 لابد تا بحال بارها شاهد بوده اید که افرادی به خودتان و یا دیگران

  ابراز علاقه و ارادت کرده و گاهی از الفاظی نظیر چاکرم مخلصم فدایت شوم

  و عزیزم قربانت شوم و... استفاده کرده اند. اما فرض کن که روزی

 به یکی از این افراد بگوئی من مبلغی پول لازم دارم در جوابت بگوید :

 شرمنده ام اتفاقا من هم می خواستم همین در خواست را از تو بکنم

 و بار دیگر و بار های دیگر از انجام خواسته ات سر باز زند و

 تنها به همان چاکرم و فدایت شوم اکتفا کند قضاوت تو درباره او چیست ؟

  آیا در دل نمی گوئی این چه دوستی ای است که از زبان فراتر نمی رود ؟

 اکنون درباره رابطه خود با خدا بیندیش.

  ما به خدای مهربانمان اظهار بندگی و اطاعت و دوستی می کنیم

  اما نشانه صداقت در این دوستی انجام کاری است که او می پسندد.

  بهترین انگیزه برای پوشش تو همین است

 که بخواهی به پروردگار خودت اظهار محبت کنی

 و صداقت خود را با گردن نهادن به خواسته او ثابت کنی

 پس بیائیم با خدا پیمان دوستی ببندیم

 بیائید برای استقبال از تنها معصوم باقیمانده عالم خود را آماده کنیم.

 منبع:وبلاگ حجاب

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۱ساعت 23:7  توسط  حجاری جهرمی   | 

دخترم با تو سخن مي گويم ‏ 

 

 

 

دخترم با تو سخن می گویم
زندگي درنگهم گلزاريست ‏ 
و تو با قامت چون نيلوفر،شاخه ي پر گل اين گلزاري ‏ 
من به چشمان تو يک خرمن گل مي بينم ‏ 
گل عفت ، گل صدرنگ اميد ‏ 
گل فرداي بزرگ 
گل فرداي سپيد 
چشم تو اينه ي روشن فرداي من است ‏ 
گل چو پژمرده شود جاي ندارد در باغ ‏ 
کس نگيرد زگل مرده سراغ 
دخترم با تو سخن مي گويم ‏ 
ديده بگشاي و در انديشه گل چينان باش 
همه گل چين گل امروزند ‏ 
همه هستي سوزند ‏ 
کس به فرداي گل باغ نمي انديشد ‏ 
انکه گرد همه گل ها به هوس مي چرخد ‏ 
بلبل عاشق نيست ‏ 
بلکه گلچين سيه کرداريست ‏ 
که سراسيمه دود در پي گل هاي لطيف ‏ 
تا يکي لحظه به چنگ ارد و ريزد بر خا ک 
دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک ‏ 
تو گل شادابي ‏ 
به ره باد مرو ‏ 
غافل از باد مشو 
اي گل صد پر من ‏ 
همه گوهر شکنند ‏ 
ديو کي ارزش گوهر داند ‏ 
دخترم گوهر من ، گوهرم دختر من 
تو که تک گوهر دنياي مني ‏ 
دل به لبخند حرامي مسپار دزد را دوست مخوان ‏ 
چشم اميد به ابليس مدار ‏ 
اي گوهر تابنده بي مانند ‏ 
خويش را خار مبين ‏ 
اري اي دخترکم ‏ 
اي سراپا الماس از حرامي بهراس ‏ 
قيمت خود مشکن ‏ 
قدر خود را بشناس ‏ 
قدر خود را بشناس                                            

 

      شعر از مهدی سهیلی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۱ساعت 23:5  توسط  حجاری جهرمی   | 

حجاب و عفاف

 

       حجاب وعفاف

 - «يا ايها النبي، قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ ذلـك ادني ان يعرفن فلايؤذين و كان الله غفوراً رحيماً؛اي پيامبربه زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو روسري‌هاي بلند بر خود بيفكنند، اين عمل مناسب‌تر است، تا (به عفت و پاكدامني) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند و خداوند آمرزنده‌ي مهربان است».1(سوره‌ي احزاب،آيه‌ي 59 )

در اين نوشته، برآنيم كه آيه‌ي مورد نظر را مورد بررسي قرار داده و برخي از نكات پيرامون آن را كه نتيجه ي مطالعه‌ي كتب تفسيري مي‌باشد، به رشته‌ي تحرير در آوريم.شايسته‌ي يادآوري است كه اين نوشته، قصد تفسير آيه را ندارد و تنها به بيان نكات اجمالي آن بسنده مي‌كند،اما پيش از طرح نكات، لازم است مفهوم حجاب بررسي گردد.

مفهوم حجاب

حجاب، در لغت به معناي مانع و پرده و پوشش آمده است.حجاب،به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بعد ايجابي و سلبي است.بعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبي آن،حرام بودن خودنمايي به نامحرم است و اين دو بعد بايد در كنار يكديگر باشند؛تا حجاب اسلامي محقق شود.گاهي، ممكن است يك بعد باشد ولي ديگري نباشد كه در اين صورت،‌نمي‌توان گفت كه حجاب اسلامي محقق شده است.

اگر به معناي عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بناميم، حجاب مي‌تواند اقسام متفاوتي داشته باشد، از جمله حجاب ذهني، فكري و روحي، علاوه بر اين، در قرآن از انواع ديگر حجاب كه در رفتار خارجي انسان تجلي مي‌كند، نام برده شده است، مثل حجاب و پوشش در نگاه كه به مردان و زنان، در مواجهه با نامحرم توصيه شده است.

«جلابيب» جمع جلباب، به معناي مقنعه‌اي است كه سر و گردن را مي پوشاند.2 و يا پارچه‌ي بلندي است كه تمام بدن و سر و گردن را مي‌پوشاند.3 مرحوم امين الاسلام طبرسي، در «مجمع البيان»، در ذيل آيه مي‌نويسد، «جلباب» عبارت از روسري بلند است كه هنگام خروج از خانه، زنان به وسيله ي آن، سر وصورت خود را مي‌پوشانند… مقصود اين است كه با روپوشي كه زن بر تن مي‌كند، محل گريبان و گردن را بپوشاند.با توجه به معاني جلباب و از جمله، اين معني كه پارچه‌ي بلندي براي پوشيدن تمام بدن و سر و گردن است، در معناي امروزي،مي‌توان پوشش «چادر» را با «جلباب» همانند و مشابه در نظر گرفت و از آن جا كه در اين آيه، به طور مشخص به استفاده‌ي زنان و دختران از جلباب اشاره شده است، مي‌توان، نتيجه گرفت كه طبق فرموده‌ي رهبر معظم انقلاب، چادر به عنوان يك حجاب برتر مطرح شده است.

پوشش، معرّف شخصيت و عفت زن مؤمن است و موجب مي‌گردد كه افراد لاابالي جرأت نكنند به او جسارت كرده و به ديد شهوت و هوسراني به او بنگرند.اين آيه،بيان مي‌دارد:زنان مؤمن براي اينكه مورد آزار افراد هرزه قرار نگيرند،به گونه‌اي خود را بپوشانند كه زمينه‌اي براي بي‌حرمتي به آنها فراهم نگردد.

خداوند در اين فرموده‌اش،ابتدا فلسفه‌ي حجاب را تبيين مي‌كند و با تهديد و زور، دستور حجاب را مطرح نمي‌كند و سپس، به بيان الگوي عملي پوشش؛يعني جلباب كه پوشش خاص آن زمان بوده است، اشاره مي‌كند.در اينجا، مي‌توان نتيجه گرفت كه براي ايجاد فرهنگ حجاب و پوشش مناسب در جامعه، بايد ابتدا پايه‌هاي اعتقادي و بينش افراد را نسبت به اين موضوع،محكم كنيم و اين، يعني نهادينه سازي باورهاي درست و فرهنگ‌سازي دقيق.بنابراين، تهديد و اجبار، هيچ گاه به عنوان اولين راهكار، اثر بخش نخواهد بود.

اين آيه،به پيامبر فرموده است كه ابتدا،به زنان و دختران خود و بعد،به زنان مؤمن بگو كه حجاب را رعايت كنند.يعني؛در امر به معروف،اول از خودي‌ها و نزديكان شروع كنيم،سپس به سراغ ديگران برويم.همچنين در احكام الهي،تفاوتي ميان همسران و دختران پيامبر، با ديگر زنان وجود ندارد واحكام ديني،بايد مورد توجه و استفاده‌ي همه قرار گيرد.4

هر پديده‌اي،آثار و پيامدهايي را به دنبال خواهد داشت.حجاب نيز، به عنوان يك راهكار عملي، آثار فردي و اجتماعي مختلفي را به دنبال خواهد داشت.

آثار و پيامدهاي رعايت حجاب
الف ـ آثار فردي
در خصوص آثار فردي رعايت حجاب، مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد:

1.احترام به شخصيت زن، به واسطه‌ي رعايت حجاب، 2.مصونيت ارتباطات زن با مردان غريبه، 3.حفظ اعتقادات مذهبي افراد، 4.حفظ عفت زن و جلوگيري از فساد و ناهنجاري.

ب ـ آثار اجتماعي
آثار اجتماعي رعايت حجاب فراوانند كه برخي از آنها عبارتند از:

1.سلامت نسل جديد جامعه، 2.پيشگيري از فساد اخلاقي، 3.مبارزه با مظاهر بي‌ديني، 4.حفظ كيان خانواده.

در اين نوشتار، آيه‌ي 59 سوره‌ي احزاب و نكات پيرامون آن را بررسي كرديم، اما در مورد انواع حجاب، با مطالعه‌ي كتب تفسيري و آيات قرآني ديگر، مشخص مي‌شود كه انواع حجاب در قرآن، به سه بخش تقسيم شده است.

انواع حجاب قرآني
1.حجاب چشم
«قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم؛اي رسول،به مردان مؤمن بگو تا چشم‌ها را از نگاه ناروا بپوشند».(سوره‌ي نور، آيه‌ي 30)

«قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهنّ؛اي رسول، به زنان بگو تا چشم‌ها را از نگاه ناروا بپوشند».(سوره‌ي نور، آيه‌ي31)

2.حجاب در گفتار
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني،حجاب گفتاري زنان در مقابل نامحرم است.

«فلاتخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض؛زنها كه نازك و نرم با مردان سخن نگوييد، مبادا آن كه دلش بيمار(هوا وهوس) است، به طمع افتد».(سوره‌ي احزاب، آيه‌ي 32)

3.حجاب رفتاري
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل نامحرم است.به زنان دستور داده شده است به گونه‌اي راه نروند كه با نشان دادن زينت‌هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند.

«و لايضربن بارجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ؛و آن طور پاي به زمين نزنند كه خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود».5 (سوره‌ي نور، آيه‌ي31)

از مجموع اين مباحث، به روشني استفاده مي‌شود كه مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم،در خلال رتارهاي مختلف آنها، مثل نحوه‌ي پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است.

بنابراين، حجاب و پوشش زن،به منزله‌ي يك حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرمي است كه قصد نفوذ و تصرّف در حريم ناموس ديگران را دارند.

در انتها، اين نوشتار را با بيان سخناني از استاد شهيد «مرتضي مطهري» كه در تبيين فلسفه‌ي حجاب در اسلام، تلاش علمي فراواني داشت،به پايان مي‌رسانيم:«عده‌اي مي‌گويند:چون حجاب، به معني پرده است، اسلام خواسته است زن با حجاب باشد، يعني همواره پشت پرده بوده و در عزلت و گوشه نشيني باشد، اما بايد بدانيم آنچه درباره‌ي پوشش زن است كلمه «ستر» به كار مي‌رود.پوشش زن،در اسلام آن است كه درمعاشرت با مردان، بدن خود را پوشانده و از جلوه‌گري، پرهيز كند».
1.تفسير نور، ج 8.
2.مجمع البيان، ذيل آيه.
3.تفسير الميزان.
4.تفسير نور، ج 8.
5.الميزان،19.
6.شهيد مطهري، مسأله حجاب، انتشارات صدرا.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۱ساعت 23:2  توسط  حجاری جهرمی   | 

سرشارترین شعر خدایی؛ زینب                   اسطوره طاقت و حیایی؛ زینب

تو زینت نقطه‌های بسم‌الله و                       تفسیر فصیح کربلایی؛ زینب

سر قافله شام بلایی زینب                         تو شیر زن کرب و بلایی زینب

در عصر به خون نشسته‌ی عاشورا              سرچشمه ای از صبر خدایی زینب

 

آه، ای ام المصائب، تمام داغ‌ها و سوگ‌ها، در حضور مصیبت‌های تو رنگ می‌بازد و از یاد می‌روند.

 

هر کس بر مصیبت های این دختر ( زینب سلام الله ) بگرید ، همانند کسی است که بر برادرانش ، حسن وحسین (ع) ، گریسته است .      پیامبر اکرم (ص)

 


**************

سلامٌ علی قلب زینب الصبور
سلام ما به وقتی که زینب چهارساله وصی مادر شد
زینب جان این سه کفن را...
زینب جان هر شب بالا سر حسین ظرف آبی بگذار
سلام ما به زینب به وقتی که فرق شکافتهء علی را دید
سلام ما به زینب به وقتی که پاره های جگر امام حسن را داخل تشت دید و این اولین تشتی بود که زینب دید
سلام ما به زینب به وقت عاشورا به ارض کربلا
سلام ما به زینب به وقتی که از خیمه ها بیرون نیامد تا مبادا حسین خجالت بکشد
سلام ما به زینب به وقتی که علی اکبر را دید عباس را دید علی اصغر را دید
سلام ما به زینب به وقت عاشقی بالای گودال قتلگاه
او میبرید و من میبریدم
او از حسین سر من از حسین دل
سلام ما به زینب به وقتی که صدای اُخیَّ الیَّ را از حلقوم بریده شنید
سلام ما به زینب به وقتی که امام سجاد بالای بدن بی سر حسین ، که اگر زینب نبود روح از بدنش خارج می شد
سلام ما به زینب به وقتی که سنگ وتازیانه می خورد و خود را سپر بلای فرزندان حسین می کرد

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
سلام ما به زینب به وقتی که در کاج عبیدالله و یزید از حسین واز قیام حسین دفاع کرد
سلام ما به زینب و تشت دوم و سر بریده حسین و چوب خیزران
سلام ما به زینب  و ما رأیت الا جمیلایش
سلام ما به زینب و خرابه شام و طفل سه ساله حسین
سلام ما به قلب صبور زینب
سلام ما به ام المصائب
سلام ما به عمه سادات


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱ساعت 0:6  توسط  حجاری جهرمی   | 

از فرمایشات امام حسین(ع)

*در مدت عمر، در حفظ تن خود (سلامتی)بکوشید.

*عقل، جز با پیروى از حق، کامل نمى‏شود.

*چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد.

*بخیل ترین مردم کسی است که از سلام کردن،وا ماند.

*هیچ امری را نپذیر مگر آنکه خودت را شایسته آن بدانی.

*بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

*شکر گزاری برای نعمت پیشین، نعمت تازه ای را سبب می شود.

*دوست تو ،از تو انتقاد می کند و دشمن تو ، از تو تعریف و تمجید می کند.

*نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید.

*از نشانه های عالم و دانا ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .

*آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱ساعت 0:4  توسط  حجاری جهرمی   | 

                       چهل حدیث زیبا از امام باقر

                   علیه السلام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان ۱۳۹۱ساعت 22:52  توسط  حجاری جهرمی   | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر ۱۳۹۱ساعت 22:14  توسط  حجاری جهرمی   | 

معلم گفت: بنويس سياه و پسرك ننوشت معلم گفت: هر چه مي داني بنويس و پسرك گچ را در دست فشرد

معلم گفت: املائ آن را نمي داني؟ و معلم عصباني بود سياه آسان بود و پسرك چشمانش را به سطل قرمز رنگ كلاس دوخته بود.

معلم سر او داد كشيدو پسرك نگاهش را به دهان قرمز رنگ معلم دوخت و باز جوابي نداد.معلم به تخته كوبيدو پسرك نگاه خود را به سمت انگشتان مشت شده معلم چرخاند و سكوت كرد

معلم بار ديگر فرياد زد: بنويس

گفتم هر چه مي داني بنويس

و پسرك شروع به نوشتن كرد ( كلاغها سياهند ، پيراهن مادرم هميشه سياه است، جلد دفترچه خاطراتم سياه رنگ است. كيف پدر سياه بود، قاب عكس پدر يك نوار سياه دارد. مادرم هميشه مي گويد :پدرت وقتي مرد موهايش هنوز سياه بودچشمهاي من سياه است و شب سياهتر. يكي از ناخن هاي مادر بزرگ سياه شده است. قفل در خانه مان سياه است.) بعد اندكي ايستاد رو به تخته سياه و پشت به كلاس

و سكوت آنقدر سياه بود كه پسرك دوباره گچ را به دست گرفت و نوشت تخته مدرسه هم سياه است و خود نويس من با جوهر سياه مي نويسد. گچ را كنار تخته سياه گذاشت و بر گشت معلم هنوز سرگرم خواندن كلمات بود و پسرك نگاه خود را به بند كفشهاي سياه رنگ خود دوخته بود معلم گفت بنشين

پسرك به سمت نيمكت خود رفت و آرام نشست

معلم كلمات درس جديد را روي تخته مي نوشت و تمام شاگردان با مداد سياه در دفتر چه مشقشان رو نويسي مي كردند

اما پسرك مداد قرمزي برداشت و از آن روزمشقهايش را با مداد قرمز نوشت

معلم ديگر هيچگاه او را به نوشتن كلمه سياه مجبور نكرد و هرگز از مشق نوشتنش با مداد قرمز ايراد نگرفت.

و پسرك مي دانست كه :

قلب معلم هرگز سياه نيست


http://www.paganini.blogfa.com/

وب : فرهنگی سیاسی مذهبی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۱ساعت 23:51  توسط  حجاری جهرمی   | 

 حجاب وعفاف در قرآن وروایات

 

 

حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری به ویژه در جامعه اسلامی است. حجاب یعنی آنچه مانع رسیدن می‌شود  

 

و حجاب امری ظاهری و در ارتباط با جسم است. در نتیجه پوشش ظاهری افراد به ویژه زنان را حجاب می‌گویند که مانع از نگاه نامحرم می‌شود. عفاف حالت درونی است که به وسیله‌ی آن از غلبه‌ی هواهای نفسانی جلوگیری می‌شود.

در قرآن کریم از واژه‌ی عفّت در دو معنا استفاده شده است:

(خودنگه‌داری و پاکدامنی )

بنابراین، بین حجاب (پوشش ظاهری) و عف‍ّت (بازداری و پوشش باطنی) انسان تأثیر متقابل است و هر چه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر باشد، عفّت تأثیر بیشتری دارد. و هر چه عفّت درونی و باطنی بیشتر باشد؛ حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر می‌شود، رابطه‌ی عفاف و حجاب مانند رابطه‌ای ریشه و میوه است. حجاب میوه‌ی عفاف و عفاف ریشه‌ی حجاب است. برخی از افراد ممکن است، حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و پاکدامنی باطنی را در خود ایجاد نکرده باشند.

این حجاب فقط، یک پوسته و ظاهری است. افرادی که بیرون پاک دارند، درون پاک را در خود می‌پرورانند. هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاک بی‌حجابی نخواهد شد.

خداوند در آیه ۳۱ سوره نور فرموده‌اند:

به زنان با ایمان بگو چشم‌های خود را فرو گیرند و دامن خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمایند و روسری‌های خود را بر سینه خود گذارند و زینت خود را آشکار نکنند. آنان هنگام راه‌رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت‌ پنهانی‌شان حفظ شود.

حضرت فاطمه(س) فرموده‌اند:

 بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند. رسول خدا(ص) فرمودند: فاطمه پاره‌ی تن من است.

 

 

رسول خدا(ص) فرمودند:

 زَر و زیور خود را از نامحرم بپوشان و در غیاب شوهر خود را خوشبو مکن و مچ پا را نشان مده. اگر چنین کنید؛ دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده‌اید.

حضرت رسول(ص) در حدیثی دیگر فرمودند:

 لباسی بپوشید که انگشت‌نمای مردم نشوید و عزّت و احترامتان محفوظ بماند.

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 12:34  توسط  حجاری جهرمی   | 

 

 

حجاب ، مسئله ای فقهی  ، حقوقی یا سیاسی

بسم الله الرحمن الرحيم

مسئله‌ حجاب‌ زن‌ مسلمان‌ به‌ عنوان‌ يك‌ پوشش‌متعارف‌ به‌ عرف‌ جامعه‌ اسلامي‌ در طول‌ تاريخ‌مسلمانان‌، همواره‌ يك‌ مسئله‌ فقهي‌ بوده‌ است‌ كه‌زنان‌ مسلمان‌ بدون‌ توجه‌ به‌ قانون‌ حاكميت‌،پوشش‌ خود را حفظ مي‌كردند، اما استعمارباقيمانده‌ از امپراطوري‌ عثماني‌ در كشورهاي‌اسلامي‌ ايران‌ و تركيه‌، با استبداد خشن‌ از زنان‌مسلمان‌ كشف‌ حجاب‌ كرد و اين‌ هجوم‌ فرهنگي‌استعمار ثابت‌ نمود كه‌ تمام‌ ديانت‌ در فقه‌ اماميه‌همان‌ سياست‌ و تدبير در زندگي‌ شخصي‌ واجتماعي‌ است‌


حجاب‌; مسئله‌ فقهي‌ يا حقوقي‌ و سياسي‌ عنوان مقاله ایست از مجله خانواده سبز شماره 105 به قلم دکتر احمد اسماعيل تبار که از نظر خوانندگان می گذرد .
.
همان‌طور كه‌ مي‌دانيد مبناي‌ قانونمندي‌ انسان‌ در فقه‌ اماميه‌، پذيرش‌ اصول‌ دين‌ و جلب‌خرسندي‌ خداوند خالق‌ عالم‌ و قانونگذار است‌.در اين‌ مبنا خواه‌ حكومت‌ ديني‌ بر پايه‌ فقه‌ اماميه ‌تشكيل‌ شود يا نشود، انسان‌ خود را قانونمند شرعي‌مي‌داند، حتي‌ در تنهايي‌ و خلوت‌ كه‌ خداوند راناظر مي‌بيند، احكام‌ الهي‌ را نقض‌ نمي‌كند، اما درعلم‌ حقوق‌، قوانين‌ بايد از يك‌ ضمانت‌ اجرايي‌برخوردار باشند و براي‌ تحقق‌ ضمانت‌ اجرايي ‌، نياز به‌ دولت‌ و قدرت‌ است‌ تا به‌ قوانين‌ حقوقي‌اعتبار ببخشند; در غير اين‌ صورت‌ با سقوط يك‌حاكميت‌، قوانين‌ آن‌ كشور نيز ساقط و بي‌اعتبارمي‌شود و نظام‌ نوين‌ حقوقي‌ بايد در مجلس‌قانونگذاري‌ حاكميت‌ جديد اعتبار پيدا كند.


مسئله‌ حجاب‌ زن‌ مسلمان‌ به‌ عنوان‌ يك‌ پوشش‌متعارف‌ به‌ عرف‌ جامعه‌ اسلامي‌ در طول‌ تاريخ‌مسلمانان‌، همواره‌ يك‌ مسئله‌ فقهي‌ بوده‌ است‌ كه‌زنان‌ مسلمان‌ بدون‌ توجه‌ به‌ قانون‌ حاكميت‌،پوشش‌ خود را حفظ مي‌كردند، اما استعمارباقيمانده‌ از امپراطوري‌ عثماني‌ در كشورهاي‌اسلامي‌ ايران‌ و تركيه‌، با استبداد خشن‌ از زنان‌مسلمان‌ كشف‌ حجاب‌ كرد و اين‌ هجوم‌ فرهنگي‌استعمار ثابت‌ نمود كه‌ تمام‌ ديانت‌ در فقه‌ اماميه‌همان‌ سياست‌ و تدبير در زندگي‌ شخصي‌ واجتماعي‌ است‌.
.
ديانت‌ در حوزه‌ عمل‌، همان‌ چگونه‌ زيستن‌ در زندگي‌ شخصي‌ و اجتماعي‌ انسان‌ است‌. وقتي‌ كه‌استعمار با استبداد از زنان مسلمان‌ كشف‌ حجاب‌كرد، مردم‌ دنيا فهميدند كه‌ آزادي‌ غربي‌، دروغي‌بيش‌ نيست‌ كه‌ تنها در قالبهاي‌ فكري‌ دشمنان‌ خداو احكام‌ نوراني‌ اسلام‌ تعريف‌ مي‌شود; گرچه‌ نفوذحاكميت‌هاي‌ وابسته‌ در كشورمان‌ و سايركشورهاي‌ دنيا، فساد و لطمه‌ جبران‌ ناپذيري‌ به‌زنان‌ مسلمان‌ در حوزه‌ خانواده‌، هنر، آموزش‌ وپرورش‌ و دانشگاه‌ زده‌ است‌، اما بخش‌ عمده‌اي‌از زنان مسلمان‌ با فهم‌ درست‌ از مسائل‌ سياسي‌هرگز دست‌ از حجاب‌ نكشيدند و اين‌ حق‌ خود رادر پوشش‌ از چشمان‌ نامحرم‌ محفوظ داشتند وآن‌قدر راسخ‌ و استوار ماندند كه‌ فرهنگ‌ وقانونمندي‌ حجاب‌ را به‌ سرزمين‌ كفر اروپاييان‌رسوخ‌ دادند، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ زنان مسلمان‌ نه‌ تنها درجامعه‌ عادي‌ مغرب‌ زمين‌ به‌خاطر داشتن‌ حجاب‌احساس‌ حقارت‌ نمي‌كنند، بلكه‌ با حضور موفق‌ و باحجاب‌ در مراكز علمي‌ و پژوهشي‌، دولتهاي‌ به‌اصلاح‌ مدعي‌ آزادي‌ را مجبور كردند تا باطن‌استبدادي‌ خود را نشان‌ دهند و قانون‌ ممنوعيت‌حجاب‌ در مدارس‌ فرانسه‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ره‌آورد حقوقي‌ و سياسي‌ تصويب‌ كنند. براي‌فرانسوي‌ها عريان‌ شدن‌ زن‌ آزادي‌ است‌، اما اگرزن‌ مسلمان‌ بخواهد كرامت‌ و حرمت‌ خود راحفظ كند و با حجاب‌ سركلاس‌ درس‌ حاضر شود وبه‌ فعاليتهاي‌ علمي‌ و پژوهشي‌ ادامه‌ دهد، ديگرخبري‌ از آزادي‌ در حاكميت‌ سياسي‌ غربيهانيست‌.

مباني‌ حجاب‌

چرا زنان مسلمان‌ بايد حجاب‌ داشته‌ باشند، درحالي‌كه‌ زنان كافر بدون‌ پوشش‌ و با خودآرايي‌در جامعه‌ حاضر مي‌شوند؟ چرا دولتهاي‌ غربي; ازجمله‌ فرانسه‌، با حجاب‌ زنان مسلمان‌ مخالفت‌مي‌كنند؟ چرا بسياري‌ از نظامهاي‌ وابسته‌ به‌ديكتاتوري‌; مانند رژيم‌ پهلوي‌، با حجاب‌ زنان‌مخالفت‌ كردند؟ مگر اساس‌ و پايه‌ حكم‌ وجوب‌حجاب‌ زن‌ مسلمان‌ چيست‌ كه‌ اين‌ گونه‌ موردمخالفت‌ قرار مي‌گيرد؟

احكام‌ اسلام‌ بر اساس‌ جلب‌ مصالح‌ و دفع‌مفاسد مبتني‌ بر فطرت‌ پاك‌ انسان‌ و عدم‌ ضرراست‌. خالق‌ انسان‌ بهتر از هر نهاد يا منبعي‌ مي‌داندكه‌ نياز فطري‌ انسان‌ چيست‌; زيرا بدون‌ ترديد اگرپروردگار را تنها علت‌ اصلي‌ پيدايش‌ عالم‌ هستي‌بدانيم‌، به‌ طور قطع‌ علم‌ و عدالت‌ آن‌ ذات‌بي‌همتا اقتضا دارد كه‌ منبع‌ اصلي‌ قانونگذاري‌ نيزبراي‌ رفتار و گفتار شخصي‌ و اجتماعي‌ انسان‌ باشد.

حرمت‌ زن‌ مسلمان‌

خداوند تنها براي‌ دين‌ شرافت‌ و كرامت‌ قائل‌است‌ و بر همين‌ اساس‌ پارساترين‌ افراد را باكرامت‌ترين‌ مي‌داند و حجاب‌ در تعريف‌ خالق‌انسان‌ يكي‌ از نمادهاي‌ پارسايي‌ است‌. زن‌ مسلمان‌واقعي‌، پارسا و با كرامت‌ است‌ وخداوند راضي‌نيست‌ زيبايي‌ و محاسن‌ چنين‌ زني‌ در منظر و ديدافراد فاسد قرار گيرد تا در بعضي‌ موارد مورداستمتاع‌ و شهوتراني‌ آنان‌ واقع‌ شود. حرمت‌ زن‌مسلمان‌ به‌ اعتبار اسلام‌ و پارسايي‌ اقتضا دارد كه‌زن‌ مسلمان‌ برخلاف‌ زن‌ كافر، محاسن‌ و زيباييهاي‌خود را از نامحرمان‌ بپوشاند و مجاز باشد تنها براي‌محارم‌ تا حدودي‌ و براي‌ شوهرش‌ هيچ‌ گونه‌حجابي‌ نداشته‌ باشد.

 

خداوند در استدلال‌حجاب‌ زنان مومن‌ در آيه‌ 95 سوره‌ «احزاب‌»مي‌فرمايد: «اي‌ نبي‌ به‌ همسران‌ و دخترانت‌ وزنان‌ مومنين‌ بگو كه‌ خودشان‌ را با جلابيب‌ (جمع‌جلباب‌ به‌ معناي‌ چادر يا لباس‌ بلند) بپوشانند; اين‌كار به‌ خاطر اين‌ است‌ كه‌ آنان‌ به‌ وقار، احترام‌ ومتانت‌ شناخته‌ شوند تا مورد اذيت‌ و آزارهوسرانان‌ قرار نگيرند و خداوند بخشنده‌ و مهربان‌است‌».

حجاب‌ واقعي‌ زن‌ موجب‌ حفظ حرمت‌ ومتانت‌ اوست‌ و حتي‌ نسبت‌ به‌ طمع‌ هوسبازان‌،نقش‌ باز دارنده‌اي‌ دارد و به‌ ويژه‌ حجاب‌ زنان‌جوان‌ اين‌ دلالت‌ را براي‌ مردان‌ عياش‌ وشهوتران‌ خياباني‌ دارد كه‌ من‌ زن‌ مسلمانم‌ و حلال‌و حرام‌ خداوند را رعايت‌ مي‌كنم‌ و اهل‌ مجالست‌با لهو و حرام‌ نيستم‌ و حتي‌ به‌ طور معمول‌ در عرف‌مردان‌ فاسد و شهوتران‌ نيز حريم‌ زنان با حجاب‌،عفيف‌ و با غيرت‌ محفوظ است‌ و آنان‌ مورد اذيت‌و آزار قرار نمي‌گيرند.

آرامش‌ روان‌ شخصي‌ و اجتماعي‌

غريزه‌ جنسي‌ امري‌ واقعي‌ در نفس‌ انسان‌است‌: نفس‌ كه‌ كانون‌ خواهشها و تمنيات‌ مي‌باشد،بعدي‌ از ابعاد وجودي‌ است‌ كه‌ مستقل‌ از عقل‌عمل‌ مي‌كند. انسان‌ ممكن‌ است‌ عقل‌ نداشته‌ باشدو مجنون‌ باشد، ولي‌ به‌خاطر نفس‌، كششهاي‌شهوي‌ داشته‌ باشد.

ارضاي‌ غريزه‌ جنسي‌ از امور طبيعي‌ زندگي‌انسان‌ پس‌ از بلوغ‌ جنسي‌ است‌ كه‌ اين‌ مهم‌ باپديده‌ ازدواج‌ در اسلام‌ سامان‌ مي‌يابد.

غريزه‌ جنسي‌ به‌ معناي‌ اعم‌، شامل‌ فعل‌ فيزيكي‌و خواهش‌ نفساني‌ است‌ كه‌ از دو جهت‌: ازدواج‌براي‌ زن‌ و مرد، و نگاه‌ براي‌ مرد و حجاب‌ براي‌زن‌ كنترل‌ مي‌شود; يعني‌ ازدواج‌ به‌ تنهايي‌ به‌عنوان‌ يك‌ عامل‌ كنترل‌ غريزه‌ جنسي‌ عمل‌ مي‌كندو جهت‌ دوم‌; نگاه‌ مرد و حجاب‌ زن‌ است‌; اگر مردموظف‌ به‌ حفظ نگاه‌ و زن‌ موظف‌ به‌ حفظ حجاب‌نباشد، جامعه‌ تا آزادي‌ جنسي‌ غربي پيش‌ مي‌رودو نبودن‌ حريم‌ قانوني‌ ميان‌ زن‌ و مرد و آزادي‌معاشرتها و مباشرتهاي‌ جنسي‌، بي‌بند و باريها و هيجانهاي‌ جنسي‌ را افزايش‌ مي‌دهد و تنها راه‌آرامش‌ در اين‌ ديدگاه‌، آزادي‌ كامل‌ جنسي‌ براي‌مرد و زن‌ است‌ كه‌ با توجه‌ به‌ مسئله‌ خانواده‌ و مادرشدن‌ زنها، آرامش‌ روان‌ خانمها به‌ عنوان‌ يك‌انسان‌ از جهت‌ شخصي‌ و اجتماعي‌ بيشتر تخريب‌مي‌شود. آزادي‌ عرياني‌ و بندباري‌ جنسي‌ با رفع‌هرگونه‌ پوشش‌ و حجاب‌ از محيط شخصي‌ وخانوادگي‌ تا محافل‌ عمومي‌ و اجتماعي‌ مانندساحل‌ درياها، استخرها، خيابانها و... از زن‌ يك‌كالاي‌ مصرفي‌ مي‌سازد كه‌ براي‌ تمام‌ مردان‌هوسباز بهره‌دهي‌ حظ بصر داشته‌ باشد و شيادان‌فاسد را به‌ تماشاي‌ مجاني‌ زيباييهاي‌ زن‌، كه‌ وديعه‌الهي‌ براي‌ او، شوهرش‌ و خانواده‌اش‌ است‌،مي‌كشاند و پايه‌ تجارت‌ سكس‌ و زنان در دنياي‌ به‌اصطلاح‌ متمدن‌ و آزاد، براساس‌ شكستن‌ حرمت‌و روان‌ زن‌ و تجاوز به‌ حريم‌ او، بعد از كشف‌حجاب‌ زنهاست‌; گرچه‌ اين‌ مفاهيم‌ با القاي‌ تربيت‌فاسد و غلط غربي در دختران‌ و سرانجام‌ پذيرش‌خودشان‌، جامه‌ عمل‌ مي‌پوشد.

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 12:25  توسط  حجاری جهرمی   |