|
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانشآموزان عالم را همه دانا کند
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱ساعت 0:4  توسط حجاری جهرمی
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 9:25  توسط حجاری جهرمی
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 9:23  توسط حجاری جهرمی
|
حضرت فاطمه زهرا(س) می فرمایند:
{روزی رسول خدا(ص) خطاب به من فرمودند:ای فاطمه،هرکس برتوصلوات بفرستد خداونداوراموردآمرزش خودقرارداده وهرکجای بهشت که من باشم اورابه من ملحق خواهدساخت.} صحیفه فاطمیه - ص ۱۸۹- حکمت۳۵
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:28  توسط حجاری جهرمی
|
امام خمینی ره آن رهبر حكيم و دوراندیش به خوبي مي دانست كه حاكميت سادات ها و مبارك ها
در مصر جز در پرتو قيامي مردمي ريشه كن نخواهد شد؛ بنابراین، در اين باره
فرمودند: «اگر بخواهيد مصر را نجات بدهيد و دیگر ممالك عربى را نجات بدهيد، از دست اين عمال، از دست اجانب، ملت ها بايد قيام بكنند. همه مى دانيم كه جهان اسلام در انتظار به ثمر رسيدن كامل انقلاب ماست، ما از همه كشورهاى زير سلطه براى به دست آوردن آزادى و استقلال، كاملا پشتيبانى مى نمایيم و به آنان صريحا مى گوييم كه حق، گرفتنى است، قيام كنيد و ابرقدرت ها را از صحنه تاريخ و روزگار براندازيد. من بارها گفته ام و هم اكنون هشدار مى دهم كه اگر شرق ستم كشيده و آفريقا به خودشان متكى نباشند، تا ابد گرفتارند.» به بهانه «اتفاقات اخير در كشور مصر»، پايگاه اطلاعرساني حضرت آيتالله العظمي خامنهاي، در ويژهنامهاي به بررسي تحولات اخير در كشورهاي اسلامي منطقه خاورميانه ميپردازد. ملت مصر، افتخارات بزرگى در راه افكار نو اسلامى و مبارزات اسلامى دارد.
اين ملت، ملت غيورى است. يقين است كه اين ملت، حاضر نيست خيانت سران خودش
را تحمل كند و با آنها درگيرى پيدا مىكند. http://az-ghadir-ta-zohoor.blogfa.com/ وب : هیئت جوانان منتظر مهدی
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:27  توسط حجاری جهرمی
|
عريضه نويسى چيست؟
اغلب لغت شناسان عريضه را به عرض حال و درخواستنامه معنى مىكنند و براى "عرض" معانى مختلفى بيان مىكنند كه يكى از آنها، بيان مطلبى از طرف فرد كوچكتر به بزرگتر است؛ بر اين اساس معنى به عرض رساندن عبارت از گفتن و بيان كردنِ مطلبى از طرف كوچكتر به بزرگتر است. در اصطلاح، عريضه نويسى يكى از شيوههاى خاصّ توسل است كه در طول تاريخ، در فرهنگ اسلامى همواره مورد توجه بوده است. توضيح آنكه گاهى افراد جامعه با يك سلسله نياز و گرفتارىها مواجه مىشوند كه برحسب ظاهر امكان برطرف نمودن آنها از طريق اسباب عادى ميسّر نيست، يا حد اقل بسيار مشكل است؛ در چنين مواردى به جاى نا اميد شدن و زانوى غم در بغل گرفتن، از ناحيه پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) توصيه شده است كه از امورى نظير دعا و توسل كه در جاى خود اثبات شده است -كه هريك از آنها اگر مؤثّرتر از اسباب وعلل عادى نباشند كمتر از آنها نيستند- كمك گرفته شود. آنگاه براى خود توسّل، شيوههاى مختلفى بيان شده است كه از جمله آنها نوشتن عريضه است. عريضه گاهى خطاب به خداوند تبارك و تعالى نوشته مىشود و در آن فرد نيازمند ضمن اشاره به مشكل و حاجت مورد نظر خود به مقام و منزلت يكى از معصومين: يا همه آنها در پيشگاه خداوند متوسل مىشود؛ و يا اينكه عريضه مستقيماً به معصوم(ع) نوشته مىشود تا او بواسطه قرب و ارج و منزلتى كه در نزد خداوند متعال از او برآورده شدن يا برطرف گشتن آن حاجت و مشكل را درخواست نمايد؛ و يا اينكه خود معصوم(ع) بواسطه ولايت و قدرتى كه از ناحيه پروردگار عالم به او اعطا شده است، به اذن خداوند مهربان اين نياز و گرفتارى را برطرف سازد. بديهى است كه هيچيك از اين امور با قيودى كه به آنها ذكر شد به امورى نظير شرك و بتپرستى و... منتهى نمىشوند. (كتاب عريضه نويسي- سيد صادق سيد نژاد). *** آنچه در اين مبحث مورد نظر ماست عريضه نويسي خدمت امام زمان عج است. مرحوم محدّث قمى در كتاب منتهى الآمال به نقل از تحفة الزائر علامه مجلسى ومفاتيح النجاة سبزوارى مىنويسد: هركس حاجتى دارد، آنچه را كه ذكر مىشود در يك قطعه كاغذى بنويسد و... (ادامه بحث را ميتوانيد مفاتيح الجنان ببينيد) يكى از راه هاى توسل به امام زمان (عليه السلام) نوشتن عريضه براى آن حضرت است توسلي كه اصل آن از مستحبات در منابع ديني است. عريضه نويسي از سيرههاي بزرگان بوده آثار و بركات شگفتانگيزي از آن ذكر شدهاست. طريقه آن چنين است كه: فرد نامه اى خطاب به امام زمان(عليه السلام)با قواعدي كه در كتب ادعيه معتبر درج شده مى نويسد و پس از نوشتن درخواست خود آن را در چاه ، آب جارى يا ضريح ائمه عليهم السلام مي اندازد. نكته مهم اينكه فقط اين درخواست شكل توسل داشته و امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) بعنوان واسط براي استجابت دعا مد نظر است. وگرنه لازم به ذكر نيس كه طبق مفاهيم شيعي، به جز خداوند متعال كسي قاضي الحاجات نيست. و اصولا عريضه نويسي چيزي غير از دعا نيست.
*** عريضه نويسي در اديان و ملل جهان: ايران: با بررسي اداب و اخلاق اديان مختلف ، موارد قابل توجهي از رفتارهاي مشابه عريضه نويسي ديده مي شود. قبل از آن بايد گفته شود كه در ايران عريضه نويسي مختص به مسجد جمكران نيست و در مساجد كهن ايراني موارد دقيقا اينچنيني وجود دارد. به دو مورد كه نويسنده برخورد كرده يكي در مساجد اصفهان و ديگري در كرمان است خارج از ايران: در ميان مردم هندوستان و پاكستان و بنگلادش شب نيمه شعبان به شب برات شهرت دارد و مردم پاكستان علاوه بر آداب مختلف، آن شب براي امام زمان عج عريضه نوشته و در دريا مي اندازند. غير مسلمانان: مهمترين و قابل توجه ترين مورد، عريضه نويسي يهوديان در پاي ديوار ندبه است. ديوار ندبه از مقدس ترين اماكن مذهبي يهوديان و دركنار مسجد الاقصي و قدس شريف قرار دارد. طبق ايين يهودي، آنها نامه هاي خود را با مضون دعا و درخواست خطاب به خدا نوشته و با آرزوي اجابت ، آنرا در شيارهاي اين ديوار قرار ميدهند. در اين باره دو نكته بسيار جالب توجه است: اول انكه مسئولين اين مركز وب سايتي را تجهيز كرده كه يهوديان عريضه هاي خود را از سراسر جهان به آنجا ارسال داشته و مسئولين به جاي آنها عريضه ها را طبق آداب خودشان در شيارهاي ديوار ندبه قرار ميدهند. نكته جالبتر آنكه بزرگترين سياستمداران دنيا (حتي مسيحي) به بپاي ديوار ندبه رفته و آنجا به سبك عريضه، حاجاتشان را از خدا طلب كرده اند! نوع ديگر آن كه اطلاعات كمي از آن موجود است. در قلعه هاي قديمي اروپا به چشم ميخورد و آنرا "چاه آرزو" مينامند. اينكه اين ريشه در رفتار كدام دين يا ايين دارد متاسفانه نويسنده اطلاعي نداشته و نياز به تحقيق مفصل دارد. اينها تنها موارد پراكنده اي بود كه با اندك تحقيق حاصل شده و اگر مفصل و قوي تر تحقيق شود حتما موارد بسيار زيباتر و جالبتري به چشم خواهد خورد *** اما اين عريضه واقعيتش چيست؟ اگر بخواهيم برداشت درستي از عريضه نويسي داشته باشيم اول بايد درك صحيحي از دعا پيدا كنيم و بعد مفهوم اصيل "توسل" برايمان قابل فهم باشد. هر چند شرح كامل آن نياز به كارشناسان خبره حوزه دارد ولي در حد اوليه بايد گفت: دعا يك امر فطري و ذاتي بين بشريت است ، انسان داراي هر دين و آييني كه باشد ناخوداگاه در وقتي كه مضطر و نگران و بي پناه مي شود دست به دعا بر مي دارد و از قدرت مطلق و بي پايان هستي مدد ميخواهد. خوب حال اگر اين دعا به جاي شفاهي، شكل مكتوب بگيرد. جاي تعجب نيست و نبايد تصور كرده اتفاق خاصي افتاده است. آيا دعايي كه فرد به شكل شفاهي به محضر خدا ميگويد نميتواند آن را مكتوب كرده و به پيشگاه خداوند عرضه بدارد؟ . از طرف ديگر بايد به اين نكته توجه داشت كه در اسلام و بخصوص شيعه براي كوچكترين و معمولي ترين رفتارها، آدابي تعريف شده ، پس تعريف و آدابي زيبا و ارزشمند براي اين امر نيز بديهي است.
منتقدان و مخالفان چاه عريضه آنچه به نظر مي رسد مخالفت با عريضه و چاه از طرف چند گروه صورت مي گيرد: الف- آنهايي كه به كل با تشيّع ، فرهنگ توسل يا امام عصر ارواحنافداه خصومت دارند. ب- شيعياني كه درك درستي از توسل نداشته و با تفكرات نزديك به وهابيت يا حتي سكولار به امور مي نگرند. ج- آنهايي كه به طور خاص مسجد مقدس جمكران را قبول ندارند د- گروهي كه تاكيد و يا گسترش چاه عريضه به عنوان امري مقدس را نادرست مي دانند يا اشكالات حوزي بر آن دارند. براي پاسخ به اعتراض و اشكال افراد به نكات زير بايد توجه داشت: خيلي از شبهاتي كه به عريضه وارد ميشود ريشه در عدم درك صحيح از دعا و آداب آن دارد. بعضي با شعار "هيچ آدابي مجو" هر گونه آداب ادعيه -كه در اسلام ، يا سيره بزرگان دين براي تسريع در اجابت دعا عنوان شده- را قبول ندارد. يا گروهي جاهلانه يا عامدانه اصل مفهوم توسل را زير سوال مي برند كه شرح آن مجال ديگري مي طلبد.
اما موضوعي كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه نبايد به هر موضوع بيش از آنچه كه هست ارزش داده شود. هر اداب و مستحبات و اعمالي در حد خود و در جايگاه خود و در كنار ديگر اعمال و در تركيب مناسب ارزشمند است و اگر در آن افراط و تفريط شود، نظام تعريف شده بي ارزش و گاهي ضد ارزش است. نگاه نامتناسب و كاريكاتوري رفتاري: شينطنت آميز ، غير علمي و طبيعتا مردود است. يعني در همين مبحث ، عريضه و چاه عريضه را بيش از اندازه بزرگ جلوه دادن براي تحت تاثير دادن بقيه امور مهمتر، يا از سوي دشمنان آگاه است يا دوستان جاهل و مغرض ! وقتي مطلب قابل تامل تر مي شود كه اين اصرار بر تخريب جبهه مشتركي از طيفهايي با ظاهر فكري متضاد ايجاد ميكند. طبق آمار ارائه شده از سوي روابط عمومي مسجد مقدس جمكران، در سال 84 تا 86 بيش از 90 صاحب رسانه از 50 كشور جهان براي تهيه خبر به مسجد جمكران آمدند. از نكات قابل تامل اينكه اكثر آنها به جاي توصيف تاريخچه يا توصيف جمكران امروز، بيشترين تلاششان در بزرگنمايي چاه عريضه و نگاه كاريكاتوري و نامتناسب به چاه بوده و به منظور تحتالاشعاع قرار دادن جايگاه و عظمت اين مكان مقدّس به توصيف غير علمي و به دور از انصاف از چاه بسنده كرده اند. از طرف ديگر همين موضع از طرف شبكه هاي ماهواره اي ضد انقلاب خارج از كشور مرتب تاكيد مي شود و تا آنجا پيش مي رود كه در داخل خوراكي براي روشن فكر نما ها باشد. هر چند كه چه در نشريات و منشورات مسجد به طور واضح به غير مقدس بودن چاه عريضه اشاره شده و حتي در تابلوها و بنرهاي اطراف چاه عريضه به اين نكته تاكيد شده است كه اين چاه فاقد قداست و خصوصيت خاصي است ،با جايگاه و شان مسجد جمكران ارتباطي ندارد و يك چاه عريضه معمولي است. ولي باز تاكيد ژورناليستي افرادي روي موضوع، هدفي جز شبهه به اصل مسجد و مخدوش كردن اين پايگاه عظيم تشيّع ندارند.
*** براي آنان كه به واقع به دنبال حقيقت هستند دقت در منابع ادعيه معتبر (همچون مفاتيح الجنان) و مصداقهاي عيني و رفتار و منش بزرگان شيعه، نمونههاي توسل علما از طريق عريضهنويسي و قرار دادن آن در چاه يا ضريح اهل بيت عليهم السلام بسياري از شبهات موجود در اين زمينه را از بين ميبرد. يا حداقل مي توان به دقت به شرح قواعد عريضه نويسي و مفهوم و ترجمه دعاي همراه با آن توجه كرد كه حاوي مضامين توحيدي، توسلي بسيار زيبايي در آن است و بسياري از شبهات را خود به خود برطرف ميكند. هر چند كه مردم علاقه مند به مسجد جمكران از مسئولين مسجد انتظار داشتند زودتر از اين به شبهات دشمنان و نگراني دوستان پاسخ دهند ولي احتمال دارد به جهات مصالح بزرگتري كه از ديد افراد-كه اجراي كار را به عهده ندارند- دور است يا اينكه پرهيز از بزرگنمايي بحث چاه و موضوعات جنبي از وارد شدن به اين بحث خود داري كرده اند. ولي باز همين حركت (انتشار سند و مطلبي در ارتباط با چاه عريضه) نيز در خور تقدير بوده كه ان شاء الله با ادله مناسب در جهت رفع شبهات قدم بردارند. http://www.jamkaran.blogfa.com/ وب : جمکران وناگفته ها
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:25  توسط حجاری جهرمی
|
نتظار، بدون صبر و بصیرت! همه ما این جمله حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) را حفظ هستیم که فرمودند: «افضل العبادة انتظار الفرج» (1) همچنین در سخن شریفی از امام علی(علیه السلام) چنین آمده است که: «أفضل العبادة عفّة البطن و الفرج ؛ برترین عبادت، نگهدارى شكم و میل جنسی [از محرمات] است».(2) اما آیا عفت ـ که دو مصداق آن بیان شد ـ مصادیق دیگری نیز دارد. امام علی(علیه السلام) این سؤال را نیز پاسخ داده و فرمودند: «انّ افضل العفّه الوَرَع». ورع به معنی تقواست و به عبارتی، نقطه عالی نیتها و اعمال انسانها محسوب میشود. این جمله، یکی از جملاتی است که امام علی(علیه السلام) در نامهای، به محمد بن ابی بکر نوشتند؛ آن هم زمانی که او را به عنوان والی مصر، رهسپار آن دیار کردند. مصر در آن زمان چنان دستخوش دگرگونی شده بود که علیه حکومت مرکزی ایستاده و علم شورش برداشته بود. داستان محمد بن ابی بکر با شهادتش توسط مأموران معاویه در آن خطه، پایان میپذیرد و مصر سرانجام رسماً از سیطره حکومت به حق امیرالمؤمنین(علیه السلام) خارج و به عنوان تحفه و دستمزد حیلهای که عمروعاص در صفین به خرج داد (قرآن بر سر نیزه کردن) به او سپرده شد. مصر قبل از شهادت محمدبن ابی بکر، شهادت مالک اشتر را نیز در کارنامه خود داشت. وقتی که مالک به عنوان فرماندار به آنجا رفت به نیرنگ عمروعاص شهید شد. از خصوصیات بارز یاران امام زمان(عج) بصیرت و خردمندی آنهاست. در فتنههایی كه زیركان در آن فرو میمانند، هوشیارانه راه میجویند و حق را از باطل میشناسند ممکن است تصور کنید این مقدمه، قدری طولانی شده است؛ امّا نکته مهم همین جاست! چون در زمان عثمان، مهمترین کسانی که به عنوان دادخواهی به مرکز حکومت اسلامی(مدینه) آمدند تا شکایت فرماندار را به عثمان کنند و گشایشی در کارشان حاصل شود، همین اهل مصر و بزرگان آنها بودند. علاوه بر مصریان، بزرگان سایر بلاد اسلامی نیز به مدینه آمده بودند و اجتماع بزرگی در مدینه به راه افتاده بود. عثمان از ترس شورش این جمعیت فراوان، سپاه شام را به فرماندهی معاویه به مدینه فرا خواند و معاویه هم سپاه را به سمت مدینه حرکت داد؛ ولی هیچ گاه اجازه نداد حتی به نزدیکی مدینه برسد! از آن طرف، عثمان، قول برکناری چند فرماندار را به مردم داد و مردم مصر با خوشحالی مدینه را ترک کردند. اما توطئه مروان باعث شد تا مصریان سراسیمه از نیمه راه بازگشته و وارد مدینه شوند و سرانجام پس از محاصرهای طولانی، با نیرنگ نزدیکان عثمان، خلیفه سوم کشته شد. بعد از آن، مردم در مسجد جمع شدند تا با امام علی(علیه السلام) بیعت کنند. مصریان نیز در میان این بیعت کنندگان بودند. امام شروط بسیاری با مردم در میان گذاشتند و بزرگان نیز به نیابت از طائفه خود آن را پذیرفتند. اما سختیهای عمل به پیمان و شرط، آغاز شد و اولین فتنه مسلمین که «جنگ جمل» بود درگرفت. امام خطاب به مسلمانان فرموده بود: «لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ؛ هیچ کس توان برداشتن این عَلم را ندارد؛ جز کسانی که اهل صبر و بصیرت باشند».3 اولین نزاع اهل قبله در گرفت و مسلمانان زیادی کشته شدند. اما هنوز خونهای کشتهشدگان خشک نشده بود که معاویه سر به طغیان گذاشت و خونخواهی عثمان و مؤاخذه شدن دروغین امام علی(علیه السلام) ـ به عنوان عامل قتل ـ را دستآویز جنگی کرد که صفین نام گرفت. در صفین، کارزار طولانی شد؛ تا این که سرانجام زمانی که پیروزی امام علی(علیه السلام) قطعی شده بود، نیرنگ عمروعاص مؤثر افتاد و کسانی که بیبصیرت به میدان وارد شده بودند، قرآن ناطق را ندیدند و به تکریم قرآن صامت روی آوردند! بسیار بودند کسانی که تأمل نکردند و بیبصیرت وارد میدانی شدند که جز نابودی و هلاکت، ارمغانی برایشان به همراه نداشت؛ بصیرت و آگاهی عمیق آنان از اهداف، موجب میشود كه در راه اطاعت از امام خویش و در احیای سنتها و مبارزه با بدعتها درنگ نكنند و در پی رسالت شرك زدایی، به همراه امام خود بت شكنی كنند و پیرایههایی كه به اسم دین در ذهنها جای گرفته و با گذشت زمان تقدس یافته را نابود سازند اگر طلحه و زبیر تن به تقوا سپرده بودند و عفت پیشه میکردند و اگر خوارج، بصیرت به خرج میدادند و امام را وادار به حکمیت نمیکردند و دست آخر رو در روی او نمیایستادند و اگر اهل مصر ـ که انتظار گشایش و فرج واقعی داشتند و برقراری عدالت را میخواستند ـ به جای ایستادن در کنار عمروعاص، در کنار سرداران بزرگ امام علی(علیه السلام) ایستاده بودند، نه مصر تجزیه میشد، نه خوارج کشته میشدند و مهمتر اینکه بین اهل قبله چنین نزاع و جنگی در نمیگرفت. از خصوصیات بارز یاران امام زمان(عج) بصیرت و خردمندی آنهاست. در فتنههایی كه زیركان در آن فرو میمانند، هوشیارانه راه میجویند و حق را از باطل میشناسند. بصیرت و آگاهی عمیق آنان از اهداف، موجب میشود كه در راه اطاعت از امام خویش و در احیای سنتها و مبارزه با بدعتها درنگ نكنند و در پی رسالت شرك زدایی، به همراه امام خود بت شكنی كنند و پیرایههایی كه به اسم دین در ذهنها جای گرفته و با گذشت زمان تقدس یافته را نابود سازند. یاران مهدی(عج) امام خود را میشناسند و به او اعتقاد دارند، اعتقادی كه در ژرف وجودشان ریشه دوانده و سراسر جانشان را فرا گرفته است. این معرفت، شناخت اجمالی نیست، بلكه معرفت به حق امام است. اینک ما باید تاریخ را یکبار دیگر مرور کنیم تا بدانیم اگر به راستی خواستار گشایش هستیم، امر ظهور و فرج، بدون تقوا، صبر، عفت و بصیرت، محقق نخواهد شد. پینوشتها: 1. کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص287. 2. ترجمه غرر(انصاری)، ج1، ص 185. 3. نهجالبلاغه، خطبه 173. فرآوری: امیر رضا عرب بخش مهدویت تبیان
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:22  توسط حجاری جهرمی
|
حدود
ده سال است که ساکن مجیدیه هستیم و در تمام این مدت با یک خانواده ارمنی
همسایه ایم که انسانهای شریفی هستند، حدود یک سال پیش دختر همسایه مبتلا به
بیماری ای شد که باعث فلج شدن هر دو پایش گردید. از آن روز مدام مداوا و
طبابت و عوض کردن این دکتر و آن دکترشان شروع شد، ولی فایده ای نکرد. یک
روز که مرد همسایه داشت میرفت سر کار من هم از در بیرون میرفتم و باهم
روبرو شدیم و پس از سلام و احوالپرسی جویای احوال دخترش شدم. گفت: این همه
دکتر متخصص و گران قیمت هیچ تاثیری نداشت و هنوز دخترم قادر به حرکت نیست.
(أيام فاطميه بود ) به او گفتم: میخواهی دکتر متخصصی را به تو معرفی کنم
که حتما این درمان از دستش بر میاد؟؟
گفت: اگر چنین کسی هست و فکر میکنی میتونه خوب بگو! گفتم: ما مسلمونا یه بانوی بزرگواری داریم به اسم حضرت فاطمه زهرا(س) اگر به او متوسل شوی و از او بخواهی مطمئنم مشکلت حل میشود. وقتی این را شنید لبخندی زد و سوار ماشین شد و گفت: از اینهمه دکتر فوق تخصص و متخصص چکاری بر آمد که از توسل بربیاد؟ ولی دوستام چند تا فوق تخصص که تازه از اروپا آمده اند بهم معرفی کردند. سراغ اونها میرم ببینم چکار میکنند، و خداحافظی کرده و رفت. من هم به دنبال کارم رفتم و دیگر از آنها خبر نداشتم تا اینکه چند هفته بعد به در خانه ما آمد زنگ زد و مرا کار داشت. رفتم دم در و پس از سلام و احوال پرسی جویای حال دخترش شدم. با چشم گریان گفت: بعد از آن روز که باهم صحبت کردیم من سراغ چندین متخصص دیگر رفتم ولی هیچ اثری نکرد. در صف انتظار یکی از متخصصین بودم و دخترم در کنارم خواب بود ، ناگهان یاد حرفهای تو افتادم و در دلم متوسل شدم به همان کسی که گفتی و گفتم: ای خانم بزرگواری که فلانی تو را معرفی کرد و من اسمت را یادم نیست ، من تاجر فرش هستم، نذر میکنم که اگر دخترم را شفا بدهی ، برای تمام صحن های حرمت فرش دستباف هدیه میکنم، در همین حال و هوای خودم بودم که دیدم دخترم مرا تکان میدهد، به خودم آمدم ، دخترم گفت : بابا ببین من راه میرم. اون خانم گفت: بابات از من خواسته که تورو خوب کنم. از جات بلند شو؛ و منو بلند کرد و من تونستم رو پاهام واستم و راه برم. و حالا در حالی که از تو برای معرفی این خانم خیلی ممنونم ، ازت خواهش میکنم آدرس حرمش رو بدی تا من نذرمو ادا کنم. اینجا دیگه من بودم که زار میزدم که ای مرد ، تو بی خبری که خانم بزرگ و با کرامت ما زهرای اطهر نه که حرم ندارد بلکه قبر مشخصی هم ندارد. صلی الله علیکِ یا فاطمه الزهرا اللهم عجل لولیك الفرج
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:18  توسط حجاری جهرمی
|
گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:13  توسط حجاری جهرمی
|
امام صادق (ع): برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره خداوند و قدرت اوست. جهادالنفس/ح53
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:11  توسط حجاری جهرمی
|
بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیأت دولت (۱۳۹۲/۰۶/۰۶ - ۱۲:۱۹)
بسماللهالرّحمنالرّحيمخوشامد عرض ميكنم به برادران عزيز و خواهر محترممان،(۱) و تبريك عرض ميكنم هفتهى دولت را - كه همراه شده با تشكيل هيئت دولت جديد - به همهى دوستان، به همهى شما و به رئيس جمهور محترم. هفتهى دولت مناسبتى است براى اينكه انسان تبريك بگويد و خداقوّتى بگويد به همهى كاركنان و مديران و مسئولان قوّهى مجريّه؛ و من اين فرصت را از دست نميدهم و به همهى شماها و همهى مديران و همهى مسئولانى كه در قوّهى مجريّه در سطوح مختلف، مشغول كار و خدمت و فعّاليّتند تبريك ميگويم، براى همهى آنها و براى همهى شما توفيق خدمت از خداوند متعال مسئلت ميكنم. طُرفه اين است كه در اين يادبود سالانهى دولت نام دو شهيد فرزانه و خدوم، زينتبخش همهى گفتهها و نوشتهها است. خيلى پرمعنا و پرمغز است كه در طول اين سالهاى متمادى، همهى دولتها و همهى دولتمردان، ياد دو شهيد خدمتگزار را سرلوحهى روز دولت و هفتهى دولت قرار دادند و نگذاشتند كه گذشت زمان و حوادث گوناگون، ارزش شهادت را و ارزش خدمت صميمانه و متواضعانهى اين دو بزرگمرد را به دست فراموشى بسپرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:27  توسط حجاری جهرمی
|
اولین ذکری که بعد از اتمام نماز بسیار سفارش شده است:تسبیحات حضرت زهرا (س) است.از امام صادق (ع) مروی است که:
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:25  توسط حجاری جهرمی
|
نام : انسان
نام خانوادگی : آدمیزاد نام پدر : آدم نام مادر : حوا لقب : اشرف مخلوقات مأموریت : خلیفه ی الهی ساکن: منظومه ی شمسی (سیاره زمین) نژاد:خاکی ** آری نژاد همه ی ما خاکی است مبدأ : سراچه ی دنیا مقصد : سرای آخرت ساعت پرواز: هرآن (نامعلوم) مکان پرواز : هرکجا (نامعلوم) کد پرواز : انّا لله و انّا الیه راجِعون شماره پرواز : لا اله الا الله بار مجاز : اعمال صالح (به هر اندازه وحجم) بار غیر مجاز : مادیات دنیا آثار به جا مانده بعد از پرواز : اولاد صالح ، اعمال نیک و مفید واما.... واما توصیه های ایمنی : اجرای دقیق آموخته های کتاب و سنّت پسندیده ی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) [ یکشنبه 9 تیر1392 ] [ 13:21 ] [ احمد ]
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:24  توسط حجاری جهرمی
|
هنگامی که نوح قوم خود را نفرین کرد و هلاکت آنها را از خدا خواست (وطوفان همه را در هم کوبید) ابلیس نزد او آمد و گفت:توحقی بر گردن من داری که من میخواهم آن را تلافی کنم!!! نوح (در تعجب فرو رفت) گفت: بسیار بر من گران است که حقی بر تو داشته باشم، چه حقی؟!! گفت همان نفرینی که درباره قومت کردی و آن ها را غرق نمودی، و احدی باقی نماند که من او را گمراه سازم، من تا مدتی راحتم، تا زمانی که نسل دیگری بپاخیزند و من به گمراه ساختن آن ها مشغول شوم. نوح (با اینکه حداکثر کوشش را برای هدایت قوم خود کرده بود، در عین حال ناراحت شد و)به ابلیس گفت: حالا چه جبرانی می خواهی بکنی؟ گفت: درسه موقع به یاد من باش! که من نزدیکترین فاصله را به بندگان در این سه موقع دارم:
منبع:تفسیر نمونه جلد ۶، ص۱۴۲ http://eslamshye.blogfa.com/ دانستنیهای دینی
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:23  توسط حجاری جهرمی
|
انسان كيست؟ و انسان چيست؟أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ، بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم انسان يعني چه؟ آيا انسان همان حيوان ناطق است؟[1] آيا انسان روحي است كه جسم به آن تعلق گرفته است؟[2] آيا انسان جسمي است كه روح به آن تعلق گرفته است؟ آيا به هر موجودي به شكل و شمايل ما، انسان گفته ميشود؟ آيا هر كسي كه شخصيت خاصي داشته باشد، انسان ناميده ميشود؟ انسان يعني چه؟ در بينش قرآن انسان يعني چه؟ در مكتب اهل بيت(ع) انسان يعني چه؟ فرض كنيد كه شما و صدام در كنار هم قرار ميگيريد، كدام يكي انسان هستيد؟ آيا هر دوي شما انسان هستيد؟ آيا شما انسان هستيد و ايشان انسان نيست؟ و يا ماجرا به صورت ديگري است؟ بايد چه تعريفي براي انسان داشته باشيم؟ انسان چه مقدوراتي دارد، چه جنبههايي و چه مقدوراتي دارد؟ خداوند چه ابعادي را در انسان قرار داده است؟ و به لحاظ هر بُعد، چه مقدوراتي براي انسان وجود دارد؟ و با توجه به اينها، انسان در دنيا بايد چكار كند؟ http://bidar90-velayat.blogfa.com/ وب :بچه های آسمان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:10  توسط حجاری جهرمی
|
تمام بدبختی های ما بخاطر دوری از قرآن است«انس با قرآن دلهاى ما را با معارف قرآن آشناتر خواهد كرد. هرچه در دنياى اسلام كمبود هست، بر اثر دورى از معارف الهى و معارف قرآنى است. قرآن كتاب حكمت است، كتاب علم است، كتاب حيات است. حيات امتها و ملتها در آشنائى با معارف قرآن و عمل به مقتضاى اين معارف و عمل به احكام قرآنى است. انسانها اگر طالب عدالتند و از ظلم بيزارند، راه مبارزهى با ظلم را بايد از قرآن فرا بگيرند. انسانها اگر طالب علمند و به وسيلهى معرفت و آگاهى و علم ميخواهند زندگى را رونق ببخشند و راحت و رفاه را براى خودشان تأمين كنند، راهش به وسيلهى قرآن نشان داده ميشود. انسانها اگر در پى ارتباط با خداى متعال و صفاى معنوى و روحى و آشنائى با مقام قرب الهى هستند، راهش قرآن است. ضعف ما امت مسلمان، عقبماندگى ما، كجرفتارىهاى ما، كجتابىهاى ما در مسائل اخلاقى و زندگى، همهى اينها ناشى از دورى از قرآن است. ملتهاى مسلمان بر اثر حاكميت طغيانگران و طاغوتها - كه قرآن مخاطبان خود را اين همه از طاغوتها برحذر داشته است - خونشان مكيده شد؛ نه فقط خون اقتصادىشان، نه فقط منابع حياتى و معادن زيرزمينى و نفت و امثال اينها، بلكه روحيهى ايستادگىشان، مقاومتشان، طلب علوّ و عزت در دنيا هم از ملتهاى مسلمان گرفته شد. ملتهاى مسلمان به فرهنگ خودشان پشت كردند، فرهنگ ماديگرى را پذيرفتند. با اينكه بظاهر ما كلمهى «لا اله الّا اللَّه» گفتيم، در طول زمان مسلمان بوديم، اما فرهنگ غرب و معارف غرب در دلهاى ماها اثر كرد و ماها را از حقايق دور كرد. آن وقت نه فقط اقتصادمان را، عزت دنيوىمان را از دست داديم، بلكه اخلاق و معالم اخلاقىمان را هم از دست داديم. ما اگر دچار تنبلى هستيم، اگر دچار ضعف و سستى هستيم، اگر دلهاى ما با يكديگر مأنوس نيست، اگر در ميان ما بدخواهى وجود دارد، اينها از آثار فرهنگ تزريقاتىِ تحميلىِ ضد اسلامى و غير اسلامى است. نقش قرآن اين است كه ما را از لحاظ ماده و معنا اعتلاء ببخشد؛ و اين كار را قرآن ميكند. كسانى كه با تاريخ آشنا هستند، نمونههايش را در تاريخ ديدند؛ و ما مردمِ اين زمان، در زمان خودمان داريم نمونههايش را مشاهده ميكنيم. يك نمونه، همين شما ملت عزيز ايران هستيد. شما خيال نكنيد در دوران رژيمهاى طاغوتى - چه رژيم پهلوى، چه قبل از آنها رژيم قاجار - ملت ايران ذرهاى اعتبار در محيط بينالمللى داشت؛ نداشت. اين استعداد جوشان و متراكمى كه در ملت ما هست، مثل يك گنجينهى فراموش شدهاى، مثل گنجى در ويرانهاى مدفون شده بود؛ مگر به صورت تصادفى، يك فردى خودش را نشان بدهد، كه نشان نميداد. اين همه جوان فعال و پرنشاط و مبتكر و علاقهمند به پيشرفت كشور كه امروز شما ملاحظه ميكنيد در عرصههاى مختلف افتخار مىآفرينند، عزت مىآفرينند، نام نيك براى ملتشان درست ميكنند؛ خب، جوانها آن روز هم بودند، اما به خاطر غلبهى طواغيت، اين حرفها ديگر نبود. به همين اندازه كه ما يك قدم به سمت قرآن، به سمت معارف قرآنى برداشتيم - كه آنچه كه ما به سمت قرآن حركت كرديم، واقعاً يك قدم هم بيشتر نيست - خداى متعال به ما عزت داده است، به ما حيات داده است، به ما آگاهى و بصيرت داده است، به ما قدرت و قوّت بخشيده است. ملت ما امروز يكى از زندهترين و قوىترين ملتهاى دنياست. استعداد متراكم و جوشان وآمادگى و مشاهدهى پىدرپى پيشرفتها در عرصههاى مختلف؛ امروز وضع كشور ما اينجورى است. ملتهاى ديگر هم ملت ما را تحسين مي كنند.» بیانات رهبر معظم انقلاب(ایده الله تعالی) - 1390/5/11
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ساعت 23:59  توسط حجاری جهرمی
|
یاد من باشد ....
یاد من باشد فردا به دل کوزه ی آب، که بدان سنگ شکست
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۱ساعت 22:3  توسط حجاری جهرمی
|
سیمای جهاد
از آن جا که بین حج و جهاد شباهت هایی وجود
دارد; از جمله اینکه یک مسلمان برای انجام هر دو واجب الهی نیازمند تلاش طاقت فرس،
گذشت و فداکاری و کوچ کردن از خانه و کاشانه اش است، موضوع جهاد را نیز در این
برنامه دنبال می کنیم و در حد فهم مخاطبین این بخش به گوشه هایی از آن اشاره می
کنیم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۱ساعت 23:10  توسط حجاری جهرمی
|
حجاب از دیدگاه دانشمندان کشورهای مختلف
به گزارش خبرگزاری ابنا، دکتر «نوا بخش»، پژوهشگر، محقق و استاد دانشگاه میگوید: "در دیدگاه غرب، زن تا زمانی مورد احترام است که در چارچوب خواستههای نظام سرمایهداری نقشآفرین باشد؛ در غیر این صورت، از چرخه تعاملات جامعه بیرون شده و اعتبار خود را در جامعه از دست میدهد. یکی از زنان نویسنده آمریکایی در کتاب خود به نام Regress ارتجاع این مطلب را پذیرفته و میگوید: "من به عنوان یک فمینیست اعلام میکنم که جامعه آمریکا هیچگاه مثل امروز آزاد نبوده، و در عین حال هیچ وقت خود را مثل امروز تا این حد نگونبخت نمیدیده است. این بدان معنی است که آزادی به او اندیشه و تفکّر صحیح را نیاموخته است." وی در جای دیگری از کتاب خود میافزاید: "اما با وارد شدن حجاب به عرصه زندگی، معیارهایی مثل مادر بودن، احترام و حتی مفهوم خانواده و عفاف را درک کردیم." خانم پروفسور «یوت ساشووسکی» (Ute Sashovsky) وکیل دادگسری در آلمان میگوید: "ما در هر ایالتی که زندگی میکنیم، باید قوانین مربوط به آن ایالت را مراعات کنیم، نه قوانین ایالتهای دیگر را. در نتیجه، رعایت قانون یک ایالت توسط اهالی آنایالت، به هیچ وجه ضایع کردن حقوق ساکنان ایالتهای دیگر نیست. به همین ترتیب کسی که معتقد به یک دین است ملزم به رعایت قوانین و دستورات آن دین میباشد و این کار او به معنی ضایع کردن حقوق پیروان سایر ادیان نیست. و اگر میبینیم در جایی قانون ممنوعیت حجاب تصویب میشود، این کار، تبعیض نسبت به حقوق پیروان یک دین به نفع پیروان ادیان دیگر است." وی در جای دیگری میگوید: "من میپندارم کسی که از روی اعتقاد دینی خود روسری بر سر دارد به هیچ وجه به حقوق دیگران تجاوز نکرده است." این وکیل آلمانی تاکید میکند: "قانون ممنوعیت حجاب، به نسبت قانون ایالتی هسن، بزرگترین بیعدالتی و قانونشکنی به حساب میآید و در مقابل، حجاب یکی از موانع محکم در برابر فساد و فروپاشی جامعه است. چرا در جامعهای که عمل زشتی مثل همجنسبازی توسط قانون به رسمیت شناخته شده است، رعایت عادیترین سفارشات و دستورات دینی برای مسلمانان ممنوع میباشد؟!" پروفسور نروژه گارودی»، از متفکران فرانسوی معتقد است که ممنوعیت حجاب برای مسلمانان فرانسوی نتیجه تبلیغات مسموم آمریکا و صهیونیسم بر ضد اسلام است. وی میگوید: "امروز، جنگ بر ضد تروریسم به وسیلهای برای تضعیف نمودن اسلام در جهان تبدیل شده و آمریکا و رژیم صهیونیستی سعی دارند چهره اسلام را به جهانیان بسیار خشن جلوه دهند. گارودی ممنوعیت حجاب در فرانسه را اقدامی غیر دموکراتیک شمرده و میگوید: "حجاب یکی از اصول بنیادی و ارزشی به حساب میآید." آلما (Alma) و لیلی (Lili) هر دو دختر وکیل «لوی» که یک یهودی است، اسلام آوردهاند و به دلیل حفظ حجاب خود از مدرسه اخراج شدهاند. این دو خواهر که بر حفظ حجاب خود اصرار دارند میگویند به هیچ قیمتی حاضر نیستند دست از حجابشان بردارند. پدر یهودی این دو خواهر میگوید: "من به دین دخترانم احترام میگذارم، از آنها حمایت میکنم و در دادگاه از آنها دفاع خواهم کرد." لوی میگوید: "حجاب یکی از دستورات قرآن است که ارزش اخلاقی زن در جامعه را تعیین مینماید. حجاب نشانگر پاکیزه بودن، رستگاری و آلوده نبودن زن است." خانم «هنولا ناکاتا» (Henula Nacata) نویسنده ژاپنی میگوید: "اسلام آوردن برای من یک آزمایش بسیار بزرگ بود. همکاران، دوستان و نزدیکانم به من ناسزا گفته و با من بدرفتاری نموده و علاوه بر آن اهانت بسیاری کردند و حتی با من قطع رابطه نمودند. اما پس از مدّتی، پایداری من در حفظ حجاب، باعث پیروزی من بر همه این ناسازگاریها گشت و همه آنها از در صلح با من وارد گشتهاند. تحمل من در برابر این آزمایش باعث شد تا خداوند همه اینها را به من بازگرداند. خانم ناکاتا در باره احساس خود از داشتن حجاب میگوید: "با داشتن حجاب بود که من انسانیت و ارزش زنانگی خود را احساس کردم. حجاب به من میآموزد که از دسترس بیگانگان دور بمانم. امروزه بهویژه در بین جوانان، گرایش روزافزون به حجاب دیده میشود که نشانه رشد اسلام نیز میباشد. تا من زنده هستم، برای اسلام و حجاب تبلیغ خواهم کرد، چون حجاب مایه آرامش و آسایش در جامعه میباشد." «میشل لالان» کشیش فرانسوی میگوید: «من به عنوان یک مسیحی مطمئن هستم که حجاب مسلمانان همچون یک ارزش معنوی باید آزاد باشد و جایگاه مناسب خود را در میان جامعه داشته باشد.» خانم «رَجنَر اختر» سمیناری را به نام "اندیشه پیرامون حجاب اسلامی" در لندن برگزار نمود. وی میگوید: "من این سمینار را تشکیل دادم تا از خانمهای محجبه و موضوع حجاب دفاع کنم تا حجاب در کشورم آزاد باشد." وی میافزاید: «حجاب به نفع ما و کشور ماست. باید چنین سمینارهایی را در شهرهای مختلف کشور تشکیل داد تا حجاب را به همه معرفی نموده و آن را تبیین کند که همه بدانند حجاب نه تنها ضرری ندارد بلکه به نفع مردم، جامعه و کشور است.» خانم «ایوان ردلی» نویسنده و خبرنگار معروف انگلیسی که اسلام آورده و محجبه شده است، میگوید: "حجاب در زندگی من و حفظ امنیت من نقش بسیار بزرگی را ایفا نمود و من با پناه آوردن به حجاب، خود را در امنیت احساس میکنم." منبع:دختران حجاب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۱ساعت 23:8  توسط حجاری جهرمی
|
خود نمائی قدیمی و مدرن
زنان عرب قبل از ظهور اسلام دارای پوشش شایسته نبودند و با آشکار کردن زینت ها و نمایش برخی اندام خویش در جامعه حاضر می شدند تا اینکه زمینه نزول آیات وجوب حجاب و حرمت خود نمائی در جامعه و مجالس عمومی آماده شد و آیاتی به زنان ابلاغ شد چنانچه می فرماید : در خانه های خود قرار بگیرید و همانند دوران جاهلیت نخستین که زنان به منظور خود نمائی از منزل خارج می شدند در میان مردم ظاهر نشوید منظور این نیست که زن به طور کلی در خانه بنشیند بلکه این است که برای خودنمائی و نمایش جاذبه های زنانه در میان مردم حاضر نشود منظور از جاهلیت نخستین چنانچه تفاسیر گویند جاهلیت قبل از بعثت رسول گرامی اسلام(ص) بوده که در آن عصر وضعیت پوشش زنان عفیفانه و خودپسندانه نبوده است و بنابراین طبق این آیات (نور -31 )خود آرائی و خود نمائی و بدحجابی زنان عمل جاهلانه ای است که زنان عصر جاهلیت قدیم به آن مبتلا بودند و زنان مسلمان نباید زیر بار چنین ننگی بروند. اما چه شده است که زنان و دختران امروزی با توجه به گوشزدی که قرآن کرده و به آنها گفته است که گول این فریب شیطان را نخورند ولی باز دختران جوان و حتی برخی مادران نیز در این دام شیطانی گرفتار شده اند. این دخترانی که در خیابان آرایش کرده قدم می زنند این دخترانی که موهای خود را برای جلب نظر بیرون می آورند این دخترانی که با لخت کردن ساق دست و پای خود جلب توجه می کنند این دخترانی که مانتوهای آنچنان تنگی می پوشند تا به آنها نگاه شود این ها همه و همه کسانی هستند که فریب شیطان را خورده اند بیائید برای استقبال از تنها معصوم باقیمانده عالم خود را آماده کنیم...... منبع:وبلاگ حجاب
انگیزه ی اصلی پوشیده بودن چیست؟ یکی از انگیزه های پوشش ابراز صداقت در دوستی با خداوند است لابد تا بحال بارها شاهد بوده اید که افرادی به خودتان و یا دیگران ابراز علاقه و ارادت کرده و گاهی از الفاظی نظیر چاکرم مخلصم فدایت شوم و عزیزم قربانت شوم و... استفاده کرده اند. اما فرض کن که روزی به یکی از این افراد بگوئی من مبلغی پول لازم دارم در جوابت بگوید : شرمنده ام اتفاقا من هم می خواستم همین در خواست را از تو بکنم و بار دیگر و بار های دیگر از انجام خواسته ات سر باز زند و تنها به همان چاکرم و فدایت شوم اکتفا کند قضاوت تو درباره او چیست ؟ آیا در دل نمی گوئی این چه دوستی ای است که از زبان فراتر نمی رود ؟ اکنون درباره رابطه خود با خدا بیندیش. ما به خدای مهربانمان اظهار بندگی و اطاعت و دوستی می کنیم اما نشانه صداقت در این دوستی انجام کاری است که او می پسندد. بهترین انگیزه برای پوشش تو همین است که بخواهی به پروردگار خودت اظهار محبت کنی و صداقت خود را با گردن نهادن به خواسته او ثابت کنی پس بیائیم با خدا پیمان دوستی ببندیم بیائید برای استقبال از تنها معصوم باقیمانده عالم خود را آماده کنیم. منبع:وبلاگ حجاب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۱ساعت 23:7  توسط حجاری جهرمی
|
دخترم با تو سخن مي گويم
دخترم با تو سخن می گویم
شعر از مهدی سهیلی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۱ساعت 23:5  توسط حجاری جهرمی
|
حجاب و عفاف
حجاب وعفاف - «يا
ايها النبي، قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ ذلـك
ادني ان يعرفن فلايؤذين و كان الله غفوراً رحيماً؛اي پيامبربه زنان و دختران خود و
به زنان مؤمن بگو روسريهاي بلند بر خود بيفكنند، اين عمل مناسبتر است، تا (به
عفت و پاكدامني) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند و خداوند آمرزندهي مهربان
است».1(سورهي احزاب،آيهي 59 )
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۱ساعت 23:2  توسط حجاری جهرمی
|
![]()
سرشارترین شعر خدایی؛ زینب اسطوره طاقت و حیایی؛ زینب تو زینت نقطههای بسمالله و تفسیر فصیح کربلایی؛ زینب سر قافله شام بلایی زینب تو شیر زن کرب و بلایی زینب در عصر به خون نشستهی عاشورا سرچشمه ای از صبر خدایی زینب
آه، ای ام المصائب، تمام داغها و سوگها، در حضور مصیبتهای تو رنگ میبازد و از یاد میروند.
هر کس بر مصیبت های این دختر ( زینب سلام الله ) بگرید ، همانند کسی است که بر برادرانش ، حسن وحسین (ع) ، گریسته است . پیامبر اکرم (ص)
************** سلامٌ علی قلب زینب الصبور کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱ساعت 0:6  توسط حجاری جهرمی
|
از فرمایشات امام حسین(ع) *در مدت عمر، در حفظ تن خود (سلامتی)بکوشید. *عقل، جز با پیروى از حق، کامل نمىشود. *چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد. *بخیل ترین مردم کسی است که از سلام کردن،وا ماند. *هیچ امری را نپذیر مگر آنکه خودت را شایسته آن بدانی. *بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد. *شکر گزاری برای نعمت پیشین، نعمت تازه ای را سبب می شود. *دوست تو ،از تو انتقاد می کند و دشمن تو ، از تو تعریف و تمجید می کند. *نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید. *از نشانه های عالم و دانا ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است . *آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱ساعت 0:4  توسط حجاری جهرمی
|
+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان ۱۳۹۱ساعت 22:52  توسط حجاری جهرمی
|
معلم گفت: بنويس سياه و پسرك ننوشت معلم گفت: هر چه مي داني بنويس و پسرك گچ را در دست فشرد معلم گفت: املائ آن را نمي داني؟ و معلم عصباني بود سياه آسان بود و پسرك چشمانش را به سطل قرمز رنگ كلاس دوخته بود. معلم سر او داد كشيدو پسرك نگاهش را به دهان قرمز رنگ معلم دوخت و باز جوابي نداد.معلم به تخته كوبيدو پسرك نگاه خود را به سمت انگشتان مشت شده معلم چرخاند و سكوت كرد معلم بار ديگر فرياد زد: بنويس گفتم هر چه مي داني بنويس و پسرك شروع به نوشتن كرد ( كلاغها سياهند ، پيراهن مادرم هميشه سياه است، جلد دفترچه خاطراتم سياه رنگ است. كيف پدر سياه بود، قاب عكس پدر يك نوار سياه دارد. مادرم هميشه مي گويد :پدرت وقتي مرد موهايش هنوز سياه بودچشمهاي من سياه است و شب سياهتر. يكي از ناخن هاي مادر بزرگ سياه شده است. قفل در خانه مان سياه است.) بعد اندكي ايستاد رو به تخته سياه و پشت به كلاس و سكوت آنقدر سياه بود كه پسرك دوباره گچ را به دست گرفت و نوشت تخته مدرسه هم سياه است و خود نويس من با جوهر سياه مي نويسد. گچ را كنار تخته سياه گذاشت و بر گشت معلم هنوز سرگرم خواندن كلمات بود و پسرك نگاه خود را به بند كفشهاي سياه رنگ خود دوخته بود معلم گفت بنشين پسرك به سمت نيمكت خود رفت و آرام نشست معلم كلمات درس جديد را روي تخته مي نوشت و تمام شاگردان با مداد سياه در دفتر چه مشقشان رو نويسي مي كردند اما پسرك مداد قرمزي برداشت و از آن روزمشقهايش را با مداد قرمز نوشت معلم ديگر هيچگاه او را به نوشتن كلمه سياه مجبور نكرد و هرگز از مشق نوشتنش با مداد قرمز ايراد نگرفت. و پسرك مي دانست كه : قلب معلم هرگز سياه نيست http://www.paganini.blogfa.com/ وب : فرهنگی سیاسی مذهبی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۱ساعت 23:51  توسط حجاری جهرمی
|
حجاب وعفاف در قرآن وروایات
حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری به ویژه در جامعه اسلامی است. حجاب یعنی آنچه مانع رسیدن میشود
و حجاب امری ظاهری و در ارتباط با جسم است. در نتیجه پوشش ظاهری افراد به ویژه زنان را حجاب میگویند که مانع از نگاه نامحرم میشود. عفاف حالت درونی است که به وسیلهی آن از غلبهی هواهای نفسانی جلوگیری میشود. در قرآن کریم از واژهی عفّت در دو معنا استفاده شده است: (خودنگهداری و پاکدامنی ) بنابراین، بین حجاب (پوشش ظاهری) و عفّت (بازداری و پوشش باطنی) انسان تأثیر متقابل است و هر چه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر باشد، عفّت تأثیر بیشتری دارد. و هر چه عفّت درونی و باطنی بیشتر باشد؛ حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر میشود، رابطهی عفاف و حجاب مانند رابطهای ریشه و میوه است. حجاب میوهی عفاف و عفاف ریشهی حجاب است. برخی از افراد ممکن است، حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و پاکدامنی باطنی را در خود ایجاد نکرده باشند. این حجاب فقط، یک پوسته و ظاهری است. افرادی که بیرون پاک دارند، درون پاک را در خود میپرورانند. هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوهی ناپاک بیحجابی نخواهد شد. خداوند در آیه ۳۱ سوره نور فرمودهاند: به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را فرو گیرند و دامن خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمایند و روسریهای خود را بر سینه خود گذارند و زینت خود را آشکار نکنند. آنان هنگام راهرفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان حفظ شود. حضرت فاطمه(س) فرمودهاند: بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند. رسول خدا(ص) فرمودند: فاطمه پارهی تن من است.
رسول خدا(ص) فرمودند: زَر و زیور خود را از نامحرم بپوشان و در غیاب شوهر خود را خوشبو مکن و مچ پا را نشان مده. اگر چنین کنید؛ دینتان را تباه و خدا را به خشم آوردهاید. حضرت رسول(ص) در حدیثی دیگر فرمودند: لباسی بپوشید که انگشتنمای مردم نشوید و عزّت و احترامتان محفوظ بماند.
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 12:34  توسط حجاری جهرمی
|
حجاب ، مسئله ای فقهی ، حقوقی یا سیاسی بسم الله الرحمن الرحيم مسئله حجاب زن مسلمان به عنوان يك پوششمتعارف به عرف
جامعه اسلامي در طول تاريخمسلمانان، همواره يك مسئله فقهي بوده است كهزنان
مسلمان بدون توجه به قانون حاكميت،پوشش خود را حفظ ميكردند، اما
استعمارباقيمانده از امپراطوري عثماني در كشورهاياسلامي ايران و تركيه، با
استبداد خشن از زنانمسلمان كشف حجاب كرد و اين هجوم فرهنگياستعمار ثابت
نمود كه تمام ديانت در فقه اماميههمان سياست و تدبير در زندگي شخصي
واجتماعي است
مباني حجاب
خداوند در استدلالحجاب زنان مومن در آيه 95 سوره «احزاب»ميفرمايد:
«اي نبي به همسران و دخترانت وزنان مومنين بگو كه خودشان را با جلابيب
(جمعجلباب به معناي چادر يا لباس بلند) بپوشانند; اينكار به خاطر اين است
كه آنان به وقار، احترام ومتانت شناخته شوند تا مورد اذيت و آزارهوسرانان
قرار نگيرند و خداوند بخشنده و مهرباناست».
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 12:25  توسط حجاری جهرمی
|
|